2/2
و اما سرنوشت؛
سرنوشت با "نوع مرگ" و "شکل پایان یافتنِ زندگی" تفاوتی چشمگیر دارد. غالبا نوع مرگ "زمان و شیوه جان دادن" است. در حالی که سرنوشت، رویداد یکی شدن انسان با روایت خود است. انسان راوی روایتی است که آنرا معتبر دانسته است. و سرنوشت یکی شدن انسان با روایت خود از جهان است. آن زمانی که راوی، خود روایت می گردد. منظور از زمان، تاریخ رویداد واقعه نیست. بلکه از لحظهای تکرار نشدنی حرف می زنیم که همه تاریخ در آن تجربه می شود. این، لحظه سرنوشت است. اگر بخواهیم فکر شهید قدوسی را بشناسیم، باید از سرنوشت او آغاز کنیم، و اگر بخواهیم سرنوشت او را بشناسیم چه کنیم؟ باید اول نویسنده ي روایت معتبرش باشیم. نویسنده و نه شنونده. و زمانی را شکار کنیم که زیست او با همه آفرینش رودرو شده و سپس یکی می گردد.
چگونه چنین جستجویی را آغاز نماییم؟
زمانی که هدف را در اختیار گرفته ایم، امکان ندارد بتوانیم جستجویی را آغاز نماییم، زیرا جستجو برای بدست آوردن هدف است. پس پیش شرط جستجو نوعی گم گشتگی است. از طرفی اگر ندانیم به دنبال چه می گردیم، باز امکان ندارد جستجویی را آغاز نماییم.
" نخست این که بدون مفهومی کمابیش متعین از غایت قصوی هیچ آغازی برای یک جستجو نمی تواند وجود داشته باشد. مفهومی از خیر مورد نیاز بشر است، مفهومی از خیر که قادرمان می سازد جایگاه تمامیت و ثبات را در زندگی درک کنیم. در ثانی، روشن است که مفهوم قرون وسطایی جستجو به هیچ رو همان مفهوم جستجو برای چیزی که از قبل به قدر کافی مشخص باشد، همانند کارگران معدن که به دنبال طلا یا زمین شناسانی که به دنبال نفت هستند، نیست. در جریان جستجو و تنها از طریق مواجهه و مصاف با صدمات، خطرات، وسوسه ها و اضطراب های گوناگون هر جستجو و مراحل و حوادث آن است که هدف جستجو سرانجام باید فهمیده شود. یک جستجو هم از جهت خصلت چیزی که جستجو می شود و هم برای خودشناسی همواره ... (پژوهش به مثابه سلوک، منصور براهیمی، مجموعه پژوهش های سریال سعدی، 1390/11/29)
جستجویی که توصیف آن شد، یک سیر وجودی است. سیری که در آن وجود نه تنها سیر آفاق و انفس می نماید بلکه در این سیر، هدف و نتیجه جستجو هم بصورت منحصر بفردی رخ خواهد نمود. آنچه می جوییم محصول جستجو است و شاید از این روست که انسان گم گشته در راه شناختن "خدا و خود" راهی منحصر بفرد خواهد گشود که الطرق الی الله بعدد انفاس الخلایق.
در عالمی که حرکت یک ذره تمام جهان را دستخوش تغییر می کند، آیا امکان دارد چنین جستجویی به خلق یک "تاثیر" نیانجامد؟ آیا ممکن است بدون تاثیر باقی بماند؟ تاثیر به معنای کنش و به معنای ایجاد تغییر در جهان.
شناختن زندگی و شخصیت شهید قدوسی، باز تولید روایتی است که او از افاق و انفس پذیرفته بود. و این بازتولید تنها با جستجویی امکان پذیر است که همان سیر وجودی انسان در راه شناخت است. به این ترتیب جویندگان طریق شناخت و خواهندگان نوشیدن روایت او پای در راهی می گذارند "بی برگشت، بی فرجام".
بی برگشت از آن رو که جستجوگران با همه وجودشان "نقطه ي آغاز" را ترک می کنند. پس بازگشتی نخواهد بود. و بی فرجام از آنرو که باید روایت دیگری را روایت کرد. و آنکه روایت می کند همزمان روایت خود از جهان را تحت تاثیر قرار داده و به همین ترتیب سرنوشت دیگری برای خود رقم خواهد زد، و این تغییرات بی انتها خواهند بود.
*این یادداشت نخستین بار در روزنامۀ همدلی در تاریخ ۹۶/۶/۱۱ منتشر شدهاست.
@bashgahandishe
Post #13195
1.18K
باشگاه اندیشه 2/1 جست و جو؛ سیر وجودی در پرسشِ شهید قدوسی چه کسی است؟* 📝محمد جواد قدوسی سوالها بستر ارتباطی ما با جهان را فراهم می کنند. حتی اگر بی جواب بمانند. آموزه ها و رهنمودهای بشری غالبا سوالهای همیشه بیجوابی هستند که قرنها برگ و بار می آورند و برگ و بارشان…