زن - این طلوع نور زِ تاریکی -
یک دکمه را فشرد و زِ جا برجست
اطراف را نظر به نظر پیمود
اکناف را گذر به گذر پیوست.
چابک دوید و پنجره را بگشود
بر پهنهی مُشبّکِ چشمانداز
فریاد زد که «آی! به پا خیزید!»
خفتن به کارزار نمیبایَست.
دیوان به خیره خون مرا خوردند
تنها نه من، بَسا چو من آزردند
بر این ستم که رفت به زن، آیا
با خلقِ حقگزار گواهی هست؟
تومار دادخواهیی ما اینک
در پیش روست، تا چه بفرمایی
تصدیق کن حقیقتِ مطلق را
ای سرنوشتسازِ قلم در دست…
🗓 #در_جریان_امروز، ۲۸ مردادماه
◀️ درگذشت شاعر و نویسندهٔ معاصر، #سیمین_بهبهانی
⚡️ @Bareghe_EE
