یک روز صبح، همین که گرهگوار سامسا از خواب آشفتهای پرید، در رختخواب خود به حشرهای تمامعیار و عجیب مبدل شده بود.
گرهگوار با وجود تغییر هولناک ظاهرش، در آغاز همان گرهگوار سابق است؛ همچنان نگران کارش، مسئولیتهایش و خانوادهای که سالها برای تأمین زندگیشان تلاش کرده است. گویی چیزی در درون او هنوز تغییر نکرده، حتی اگر دیگر ظاهری انسانی نداشته باشد.
«مسخ» داستان کوتاهی است که با تغییر ظاهر گرهگوار آغاز میشود؛ اما در ادامه، شاید آنچه بهتدریج در نگاه و رفتار اطرافیان او رخ میدهد، از مسخ او تکاندهندهتر باشد. گرهگوار رفتهرفته در جایگاهی قرار میگیرد که ارزش او، جدا از نقشی که برای دیگران دارد، معنا نمییابد.
🔖 میتوانید نسخه الکترونیکی این کتاب را از طاقچه یا فیدیبو دریافت کنید.
✍️ ترنم پورمحمد علیزاده
📚 #معرفی_کتاب | #پیشنهاد_بارقه
⚡️ @Bareghe_EE
