💢در فضای رسانهای امروز، آنچه بیش از خود واقعیت اهمیت مییابد، نحوهی بازنمایی و تصویرسازی آن است. پرل دیویس، چهرهای محبوب در میان مردان سنتی و ردپیلهای جعلی، با انتقاد از فمینیسم، حمایت از نقشهای سنتی زنانه و ستایش اقتدار مردانه، توانسته است نظر طیف وسیعی از این گروهها را جلب کند و بهعنوان «صدای مدافع حقوق مردان» در شبکههای اجتماعی به شکلی برجسته ظاهر شود.
پرل، با ظاهر ساده و سخنانی که ظاهراً به نفع مردان است، دقیقاً در نقطهی تقاطع بحرانهای هویتی مدرن قرار گرفته و به سود خود از آن بهره میبرد. مردانگی در دوران کنونی، بیمرجع، بیصدا و گاه تحقیر شده است. طبیعی است که هر صدایی یا تصویری که بازتاب این وضعیت باشد، برای مردان خسته و درمانده جذاب و دلنشین جلوه کند.
هیچ چیز به اندازهی «درد» قابلیت تبدیل شدن به کالایی برای عرضه ندارد. سرمایهداری، رنج را نه سرکوب میکند، بلکه آن را بستهبندی، طبقهبندی و به بازار عرضه میکند. پرل دیویس دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ جایی که «اقتصاد توجه» با «بحران هویت مردانه» به هم میرسند.
پرل نه محصول درک واقعی رنج مردان، بلکه حاصل فهم عمیق سازوکارهای روانشناختی مردان خاموش است. او بهصورت آگاهانه وارد قلمرویی شده که سالها صدای آن به گوش نرسیده بود. اما هدف او نه حل مشکلات و بازکردن گرهها، بلکه باز کردن بازار است.
برخی مردان، پرل را بهعنوان نماد زن سنتی تبلیغ میکنند و بسیاری در آرزوی داشتن همسری چون او هستند؛ اما این تصویر، بیش از هر چیز فریبنده است. او نه همسر است، نه مادر، و نه مشارکتکنندهای واقعی در سازههای سنتی خانواده؛ بلکه زن رسانهمحوری است که آموخته چگونه با زبان و گفتار مردپسندانه، جایگاه اجتماعی، درآمد و قدرت بهدست آورد.
در حقیقت، پرل بیش از آنکه نمایندهی «زن سنتی» باشد، نمونهای از زن زیرکی است که در سرمایهداری مدرن میداند چگونه واژگان را چنان تنظیم کند که از همان سیستمی که نقد میکند، ارتزاق کند واز مردانی که توسط ساختارهای اجتماعی و رسانهای طرد شدهاند، سرمایهای میسازد.
و اما وقعیت تلخ این است که در عصر رسانه، حتی بیان درد مردان هم اگر از زبان زن بیان نشود، شنیده نمیشود.
نجات مردان از این وضعیت، نه در اعتماد به زنان پروموتشده، بلکه در بازسازی استقلال فکری، تشکل اجتماعی و روایت اصیل از سوی خود مردان است.
@barayemardan
Post #55
476