.
سخن، تیری رهاشده از کمان است؛ نقدی بر توضیحات سعید لیلاز درباره اظهاراتش پیرامون کریمخان زند و قوم لر
✍️🏻 کیومرث زمانی شیخآباد
آقای سعید لیلاز، در ویدئویی که پس از حواشی مربوط به اظهارات ایشان درباره کریمخان زند و قوم لر منتشر شد، کوشیده است با توضیح مقصود خود، افکار عمومی و بهویژه کسانی را که از آن سخنان آزرده خاطر شدهاند، به درک منظور واقعیاش نزدیک کند.
بااینحال، فارغ از توضیحاتی که ایشان درباره مقصود خود ارائه کردهاند، همچنان دو نکته اساسی وجود دارد که نمیتوان بهسادگی از کنار آنها گذشت.
نخست؛ مسئولیت پیش از سخن گفتن
جناب لیلاز، که خود را در جایگاه یک چهره دانشگاهی و تحلیلگر حوزه اقتصاد و سیاست معرفی میکند، باید بیش از دیگران به اهمیت واژهها، حساسیتهای تاریخی و پیامدهای اجتماعی اظهارات خود واقف باشد. پرسش اساسی این است که چرا پیش از بیان آن سخنان، درباره محتوای کلام و تأثیر احتمالی آن بر افکار عمومی تأمل نکردند؟
از کسی که در جایگاه تحلیلگر و صاحب تریبون قرار دارد، انتظار میرود میان نقد تاریخی، اظهارنظر تحلیلی و بهکارگیری تعابیری که ممکن است توهینآمیز تلقی شوند، تمایز قائل شود. سخن گفتن، بهویژه در فضای عمومی، صرفاً بیان یک نظر شخصی نیست؛ بلکه مسئولیتی اجتماعی نیز به همراه دارد.
به تعبیر مشهور:
«حرف مانند تیر است؛ همین که پرتاب شد، دیگر به کمان بازنمیگردد.»
ازاینرو، توضیح مقصود پس از بیان یک سخن جنجالی، هرچند میتواند به روشن شدن منظور گوینده کمک کند، لزوماً آثار اجتماعی و عاطفی آن را از میان نمیبرد.
دوم؛ ضرورت عذرخواهی صریح و مسئولانه
نکته دیگر آن است که، با وجود واکنشها و آزردگی بخشی از هموطنان لرتبار نسبت به اظهارات جناب لیلاز، به نظر میرسد توضیح درباره مقصود سخنان، بهتنهایی پاسخگوی مطالبه اصلی آنان نیست.
اگر سخنی موجب رنجش و احساس توهین در بخشی از جامعه شده است، انتظار میرود گوینده، فارغ از نیت اولیه خود، این پیامد را نیز جدی بگیرد و در صورت لزوم، صریح و بیپیرایه عذرخواهی کند.
توضیح دادن با عذرخواهی کردن یکسان نیست. ممکن است گوینده بر این باور باشد که منظورش آن چیزی نبوده که مخاطبان برداشت کردهاند؛ اما این باور، بهخودیخود، مسئولیت او را در قبال آثار سخنش منتفی نمیکند.
عذرخواهی صریح، نه نشانه ضعف شخصیت است و نه عقبنشینی از جایگاه علمی و اجتماعی؛ بلکه میتواند نشانه بلوغ فکری، مسئولیتپذیری و احترام به افکار عمومی باشد.
سخن پایانی
بهعنوان یک هموطن لرتبار، خطاب به جناب لیلاز عرض میکنم که سخنان نسنجیده پیشین را باید همچون تیری رهاشده از کمان دانست؛ تیری که پس از پرتاب، دیگر نمیتوان آن را به جای نخست بازگرداند. بااینحال، میتوان مسئولیت پرتاب آن را پذیرفت و برای جبران آثارش قدم برداشت.
در همین زمینه، سخنی منسوب به امیرالمؤمنین علی (ع) چه نیکوست:
«تا سخن را به زبان نیاوردهای، سخن در بند توست؛ همین که آن را به زبان آوردی، تو در بند سخن درمیآیی.»
امیدوارم این ماجرا، برای جناب لیلاز و دیگر اندیشهورزان، تحلیلگران و صاحبان تریبون، یادآور یک اصل مهم باشد: پیش از سخن گفتن باید اندیشید؛ زیرا مسئولیت اجتماعی کلام، با پایان یافتن سخن به پایان نمیرسد.
در شرایط دشوار کنونی، که جامعه بیش از هر زمان دیگری به همدلی، احترام متقابل و پرهیز از شکافهای غیرضروری نیاز دارد، توجه به حساسیتهای تاریخی و هویتی هممیهنان اهمیتی دوچندان پیدا میکند. نقد تاریخی و گفتوگوی علمی، هنگامی ارزشمند است که بر پایه استدلال، انصاف و احترام متقابل پیش برود، نه آنکه به رنجش و تحقیر گروهی از مردم بینجامد.و چه زیبا سروده است مولانا:
ای زبان، هم گنج بیپایان توی
ای زبان، هم رنج بیدرمان توی
#نشریه_خبری_تحلیلی_بلوطستان
🅱 t.me/baloutestan
Post #60210
283