.
خاطره و مستندنگاری ماجراهای من و سیاست
#انتخابات_شورای_شهر_سوم
علی گودرزیان ع پایدار
نزدیک یکسال و اندی از سیطره ی دولت احمدی نژاد و ۶ ماه از ریاست آقای ملکشاهی راد بر دستگاه آ و پ گذشته و وزارت کشور تصمیمی تازه گرفته است و آن برگزاری انتخابات زودهنگام شورای شهر و روستاست.
قرار است انتخابات مجلس خبرگان در ۲۴ آذرماه ۱۳۸۵ برگزار شود، دولت برای کم کردن هزینه ها، تصمیم گرفته است که ۳ ماه انتخابات شورای سوم شهر و روستا را به جلو بکشد و همزمان با انتخابات خبرگان انتخابات شورای شهر و روستا را هم برگزار نماید.
خوب، در استان لرستان چنان که دانید انتخابات خبرگان جدی گرفته نمی شود از آن رویی که رقابتی نیست؛ قرین شدن انتخابات شورای شهر و روستا با این انتخابات رنگ و بوی تازه ای به انتخابات می بخشد.
اگرچه پیشینه ی انتخابات شورای شهر، حالا با عنوانی دیگر، به پیش از انقلاب می رسد؛(۱) اما بعد از انقلاب با یک وقفه ای ۲۰ ساله در روز ۷ اسفند ۱۳۷۷ برای نخستین بار انتخابات شهر و روستا در سراسر ایران برگزار شد.
در این انتخابات مردم، حدود ۱۸۵هزار تن (اعضای اصلی و علیالبدل شوراها) را در سراسر کشور برگزیدند. یعنی ۲۴ میلیون تن از ایرانیان با مشارکت سیاسی خود ۱۸۵ هزار تن از بین خود را در تصمیم گیری های خدماتی کشور مشارکت دادند.
این حقیقت پوشیدنی نیست و مثل روز، روشن است که انتخابات شوراهای شهر و روستا، باعث نشاط سیاسی کشور شده و در حقیقت پایه های جامعه ی مدنی را استحکام می بخشد؛ اما در میدان عمل و تصمیم گیری با چالش های مهمی و همچنین با حاشیه سازی های افتضاحی رو به رو شده است.
اگر از حاشیه ها بگذریم و بخواهیم به نکته های اساسی بپردازیم، مهمترین پاشنه ی آشیل انتخابات شوراهای شهر و روستا در ایران این است که در بستر احزاب و تشکیلات حزبی برگزار نمی شود.
برگزاری "انتخابات" می تواند جلوه ای از "دموکراسی" باشد؛ اما به معنی انتخاب "نخبگان" و "شایستگان" نیست.
هدف نهایی برگزاری انتخابات، انتخاب شهروندانی نخبه و سایسته برای واگذاری مسئولیت های اجتماعی و مدیریتی به آنان است؛ اما در جامعه ی توده ای و بدون تشکیلات و کانالیزه نشده، بدون حزب های قدرتمند و عملگرا، اگر هر روز هم انتخابات برگزار کنیم، باز ممکن است ما به نخبگان و شایستگان نرسیم!
تازه بسیار احتمال دارد، به "لمپن های اجتماعی" برسیم و از آن بسیار بدتر ممکن است به آدم های فریبکار و شیادی برسیم که رگ جامعه ی توده وار را در دست دارند و می دانند چطور آنان را بشورانند یا به هیجان وادارند!
تجربه ی برگزاری دو دوره از انتخابات شهر و روستا نشان می دهد جز در شهرهای کلان که مردم به لیست های حزبی رای می دهند و مراکز استان ها، در بسیاری از شهرهای کوچک اعضای شورا برای شهر، نه یار شاطر که به راستی بار خاطر شده اند!
شورای شهر یک مجمع مشورتی و تصمیم ساز و تصمیم گیرنده برای مدیریت خدمات شهری است به تعبیری دیگر شورای شهر یک پارلمان محلی است. به نظر می رسد که جای کارکشته ترین شهروندان است.
این که به این نهاد بسیار مهم و حساس به عنوان معبری برای شاغل شدن و درآمد و ثروت اندوزی نگاه کنیم، روشن می شود که ما برداشت درستی از کارکرد این نهاد نداریم!
انتخابات شورای سوم شهر و روستا در حالی قرار است برگزار شود که با توجه به پیروزی اصولگرایان در انتخابات رئیس جمهوری نهم و به دست گرفتن قوه ی مجریه و مقننه، اصلاح طلبان برای ورود به شوراهای شهر و به دست گرفتن مدیریت خدمات شهری در حال برنامه ریزی باشند.(۲)
پی نوشت:
(۱)پیش از تصویب کامل قانون اساسی، در سال ۱۳۵۸ انتخابات شوراهای شهر، تنها در مرکز شهرستانها (به جز تهران و چند شهر بزرگ کشور) برگزار شد که به دلیل اعتراضها و اختلافها در بسیاری از شهرها به سرانجام نرسید و انتخابات در دیگر منطقهها برگزار نشد.
(۲) انتخابات شوراهای شهر و روستا در لرستان در دوره های نخست و دوم در بستر مشارکت احزاب و گروه های سیاسی برگزار شد. هرچند این به معنی پیروزی نامزدهای احزاب نبود؛ بلکه می خواهم این نکته را بیان کنم که احزاب و گروه های سیاسی مشارکت کنشگرانه ای در انتخابات داشتند و لیست خود را بستند و برای لیست ها تبلیغات نمودند هرچند مردم به چهره هایی سرشناس و نام آشنا رای دادند و لیست احزاب و گروه های سیاسی بعد از الیت های اجتماعی قرار گرفتند.
هر چه به جلو رفتیم کم کم گروه های سیاسی عقب نشینی کردند، البته مردم به لیست گروه های سیاسی کمتر توجه کردند اگرچه در کلان شهرها روایت دیگری جاری است؛ اما در لرستان دُز سیاسی انتخابات پایین آمد.
ادامه دارد...
🅱http://t.me/baloutestan
Post #60217
115