TGViewer
بلوطستان | baloutestan بلوطستان | baloutestan @baloutestan · 2.42K subscribers
Post #60193 218
.
چرا محیط بعضی آدم‌ها را کم‌تر تغییر می‌دهد؟

ارسال کننده: کامبیز کرم‌بیگی‌‌


ادبیات فارسی دهه‌ها پیش از شکل‌گیری مکاتب روان‌شناسی، این معضل بشری را کالبدشکافی کرده است.
بیت مشهور منتسب به فردوسی، چکیده‌ی همین واقعیت است:

درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش برنشانی به باغ ِ بهشت

ور از جوی ِ خلدش به هنگام ِ آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ِ ناب

سرانجام گوهر به کار آوَرَد
همان میوهٔ تلخ بار آوَرَد

و سعدی نیز با بی‌پروایی هشدار می‌دهد:

تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است.

آیا این اشعار جبری‌گری مطلق و نادیده‌گرفتن تلاش تربیتی است؟ خیر؛ این ابیات هشداری است علیه ساده‌لوحی. تربیت و محیط، بی‌تردید اثرگذارند، و اما اثرشان مشروط است به:
_وجود بذری سالم و قابل رشد در درون،
_ و مهم‌تر از همه، خواست و آمادگیِ درونی فرد برای شکفتن.

قرن‌هاست که مربیان، فیلسوفان رمانتیک و مصلحان اجتماعی با اشتیاقی معصومانه مدعی‌اند اگر محیطْ مناسب باشد، از هر بذر هرزه‌ای می‌توان گلی خوش‌بو رویاند.
این فرض خوش‌خیالانه که انسان مومی است در دستِ دستان ماهر زمانه و محیط، هرچند تسلی‌بخش بوده، اما در آزمون واقعیت، بارها سرش به سنگ خورده، زیرا واقعیت ناخوشایند این است: محیط دعوت‌نامه می‌فرستد، اما پذیرش آن هرگز اجباری نیست.

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
وز تار امید عمر ما پودی کو؟

چندین سر و پای نازنینان جهان
می‌سوزد و خاک می‌شود دودی کو؟

خیام از معدود خردمندان تاریخ است که مرگ را تزئین و انکار نکرد و با وعده های شیرین هم آن را رقیق نساخت، وی مرگ را مثل یک دیوار سخت عریان و غیر قابل انکار، جلوی چشمان ما قرار داد تا مجبور به روبرو شدن با آن شویم!
در دستگاه فکری خیام، مرگ یگ موضوع اتفاقی و یا یک حادثه دوردست نیست، مرگ تنها حقیقت حتمی و قطعی در کل معادلات جهان است، آن هم در دنیایی که همه چیز متغیر می کند، نظریه‌ها تغییر می‌کنند، حکومت‌ها ساقط و ارزش‌ها دگرگون می‌ شوند و اما تنها حقیقتی که ثابت می‌ماند، پایان یافتن زندگی به وسیلهٔ مرگ است.

با این وصف، بعد از قرن ها خیلی ها با وجود آگاهی از همین تنها حقیقت قطعی، ترجیح می دهند، طوری در این چند روزه روزِ عمر، حرص بزنند و روی دیوارهای این سالن انتظار، کاغذدیواری‌های گران‌قیمت بچسبانند که انگار سند شش‌دانگ ابدیت را در دفترخانه به نام شان زده‌اند!
ظاهراً برخی از ما ترجیح می‌دهیم به جای پذیرش آن حقیقتِ دودی کو؟ با انواع توهمات و دست‌وپازدن‌ها خودمان را گول بزنیم؛ به این امید واهی که شاید عزرائیل در این شلوغی، همه را ببرد جز ما را...!

پرچم تکان دادن ها و شعارهای شبانه از سوی برخی از نیروهای ارزشی در خیابان ها و میدان های شهرهای کشورمان چه معنا و مفهومی دارد و چه نقش و تأثیراتی در سرنوشت مُلک و ملت ایران ایفا می کند؟

کشورداری و مدیریت جامعه، اداره‌ی یک استادیوم ورزشی نیست که بتوان نتیجه‌ی بازی را با تشویق پرشور لیدرها روی سکوها عوض کرد. مُلک و مملکت به عقلانیت، تدبیر در تصمیم‌گیری و ترمیم شکاف‌ها زنده می‌ماند، نه به اهتزاز پارچه‌ها در ساعت‌های خلوت شب. چراغِ آینده‌ی یک ملت زمانی روشن می‌شود که مدیرانش به جای چشم دوختن به هیاهوی چند صد نفر در کف خیابان، به خاموشیِ معنادار و نگاهِ نگرانِ میلیون‌ها ناظر پشت پنجره‌ها فکر کنند.
پدیده‌ی تجمع‌های شبانه، برافراشتن پرچم و سر دادن شعار در خیابان‌ها از منظر جامعه‌ شناسی سیاسی و روان‌شناسی توده‌ها، بیش از آنکه یک پدیده‌ی تازه باشد، بخشی از آیین‌های کلاسیکِ نمایش اقتدار و بازتولید همبستگی درون‌گروهی است.
چنین اقداماتی کارکردی شبیه به کوبیدن میخ در زمین یافته است؛ یادآوری این نکته که میدان خالی نیست و گروهی با پافشاری بر نمادها، تلاش می‌کنند مالکیتِ نمادینِ خیابان را به رخ بکشند. گویی پرچم در تاریکی شب، چراغ‌قوه‌ای است که به دیگران اعلام می‌کند: ما هم اینجا هستیم!
گاهی در دوره‌هایی که بدنه‌ی حامیان؛ دچار رخوت، تردید یا خستگیِ مفرط از شرایط می‌شود، نیاز به یک شوکِ هیجانیِ درون‌گروهی احساس می شود. از این رو، فریاد زدن در دل شب، بیش از آنکه پیامی به بیرون باشد، دارویی مسکن برای تقویت روحیه خودی‌هاست تا فراموش نکنند که هنوز روی پا بند هستند. از منظر کلان، تکرار این نمایش‌های یک‌سویه به‌جای التیام شکاف‌های عمیق اجتماعی، بیشتر به بازتولید دیوارکشی‌های ذهنی می‌انجامد.

هنگامی که گفتگو و مفاهمه جای خود را به مسابقه‌ی دسی‌بلِ صداها و قدرت‌نماییِ شبانه می‌دهد، (یعنی رقابتی که در آن بلندی صدا بر درستی و عمق حرف پیروز می‌شود؛ وضعیتی پر از هیاهو، فریاد و جنجال، اما خالی از گفتگوی واقعی ایجاد می کند.) سرنوشتِ ملک و ملت، بیشتر به کلافی سردرگم تبدیل می‌شود؛ انگار بعضی ها ترجیح می‌دهند به جای باز کردن گره‌های کور، با طنابِ قطبی‌ سازیِ جامعه تاب‌بازی کنند.


🅱http://t.me/baloutestan
More from @baloutestan
  1. Oct 16, 2026. استاندار لرستان: پروژه‌های عمرانی و اقتصادی بی‌نظیر و تکرارنشدنی در بروجرد در حال اجراست…
  2. Oct 16, 2026. پروازهای خرم‌آباد به تهران از هفته آینده از سر گرفته می‌شود سرپرست معاونت عمرانی استاندا…
  3. Oct 16, 2026. هیزم کشانِ آتشِ تفرقه محسن یوسف وند/ فعال اجتماعی و فرهنگی سخن چو گویی سنجیده گوی در مجل…
  4. Oct 16, 2026. کریم‌خان زند پادشاهی در نقش وکیل مردم گردآورنده: احمد لطفی کسانیکه با این ضرب المثل "طلا…
  5. Oct 16, 2026. 📽 « رو در رو » با حسن مهدوی شهردار پل دختر / مهم ترین کارهای انجام شده در دوره چهار سال…
  6. Oct 16, 2026‍ . کشکان بی‌دفاع؛ نقاط حادثه‌خیز رها شده و بارش‌ها در راه هشدار جدی درباره کشکان؛ لایروبی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →