TGViewer
Channel Public Channel
Ballistic Brain

Ballistic Brain

@ballisticbrain

بحث هایی در حوزه سلاح سبک ، تیراندازی و مهمات
Subscribers
1.7K
Photos
289
Videos
6
Links
5

Showing posts older than #504 · Back to latest

Older Posts 19 shown
Post #503 896
Ballistic Brain نگاهی به ورود G3 به ایران بخش دوم یکی از موارد جالب و قابل توجه پیمانکار تولید G3 در ایران است. برخلاف تصور Heckler & Koch خط تولید را در ایران راه اندازی نکرد و در این قرداد نقشی نداشت. اگرچه طراحی و توسعه G3 و مسائلی مانند مالکیت حقوق فنی مرتبط با سلاح…
تصویری از نشان صنایع جنگ افزار سازی شاهنشاهی ایران بر روی قبضه G3 تولیدی ایران

L.t
@BallisticBrain
Post #502 2.03K
Ballistic Brain نگاهی به ورود G3 به ایران بخش اول در این گزارش فقط منابع غیرفارسی استفاده شده‌اند و اولویت با اسناد دولتی، اسناد پارلمانی، آرشیوهای دانشگاهی/تاریخی و پژوهش‌های تخصصی است. منابع فارسی عمداً در این گزارش وارد نشده‌اند. اسناد آرشیوی نشان می‌دهند که ایران…
نگاهی به ورود G3 به ایران

بخش دوم

یکی از موارد جالب و قابل توجه پیمانکار تولید G3 در ایران است. برخلاف تصور Heckler & Koch خط تولید را در ایران راه اندازی نکرد و در این قرداد نقشی نداشت. اگرچه طراحی و توسعه G3 و مسائلی مانند مالکیت حقوق فنی مرتبط با سلاح با HK بود ، اما اجرای پروژه صنعتی در ایران بر عهده Fritz Werner قرار گرفت.

شرکت Fritz Werner که زمینه اصلی فعالیت آن مهندسی تولید، ماشین‌ابزار و ایجاد کارخانه‌های صنعتی بصورت نظامی و غیر نظامی بود این مسئولیت را برعهده گرفت. شاید یکی از نقاط قوت این شرکت برای این پروژه این بود که از ۱۹۲۰ به بعد، پروژه‌های Turnkey Factory را انجام می‌داده؛ یعنی کارخانه را از مرحله طراحی تا تحویل عملیاتی ایجاد می‌کرد. در واقع آنچه نیاز ایران را برطرف میکرد نیز همین مسئله بود که به جای خرید تک‌تک تجهیزات، یک سیستم تولید کامل دریافت می‌کرد.

در سند رسمی Bundestag سال ۱۹۸۹، نمایندگان از دولت درباره سال و مدت مجوز G3 برای ایران سؤال کردند. دولت آلمان نیز اعلام می‌کند که شرکت Fritz Werner در گایزنهایم، در سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ در ایران یک تأسیسات تولید تفنگ G3 احداث کرده است. همچنین در پاسخ به نمایندگان دولت گفته است که مجوزهای G3 عمدتاً در دهه ۱۹۶۰ اعطا شده بودند، اما جزئیات به دلیل اسرار تجاری و صنعتی منتشر نمی‌شود و درباره میزان درآمدهای license مربوط به Fritz Werner اطلاعاتی در اختیار ندارد.

کارخانه راه اندازی شده در ایران مسلسل سازی نام گرفت و محل آن در خیابان پیروزی فعلی تهران بود. تولید داخلی G3 در ایران در اواخر دهه ۱۹۶۰ و در حوالی ۱۹۶۸ وارد مرحله عملی شد و تولید مهمات نیست در کارخانه مهمات سازی نیز در محله فعلی پاسدران تهران تاسیس شد.

شاید یکی از مسائلی که دولت آلمان را دچار چالش کرد وضعیت End-Use و کنترل صادرات بود. در جریان ارائه توضیحات دولت آلمان به پارلمان در 1989 گفته شد مقررات مربوط به indirect end-use برای سلاح‌هایی که خارج از آلمان تولید می‌شدند، تا سال ۱۹۸۲ وجود نداشت. در واقع برای ایران یک End-Use arrangement وجود داشته، اما مقررات indirect end-use در شکل جدیدشان تا ۱۹۸۲ ایجاد نشده بودند. در مورد وضعیت لایسنس تولید بعد از انقلاب BAE Systems/Heckler & Koch اعلام کرده است که توافقات تولید تحت لیسانس G3 و MP5 با ایران دیگر معتبر نیست.

L.t
@BallisticBrain
Post #501 9.92K
Ballistic Brain نگاهی به ورود G3 به ایران بخش اول در این گزارش فقط منابع غیرفارسی استفاده شده‌اند و اولویت با اسناد دولتی، اسناد پارلمانی، آرشیوهای دانشگاهی/تاریخی و پژوهش‌های تخصصی است. منابع فارسی عمداً در این گزارش وارد نشده‌اند. اسناد آرشیوی نشان می‌دهند که ایران…
تصویری از یک جنگجوی سودانی به همراه ، گزینه های خرید تسلیحاتی ایرانی !
به ترتیب M14 ، FN Fal و G3
نکته قابل توجه تصویر این است که G3 که در این تصویر است نمونه تولیدی ایران است که توسط ساصد تولید شده است.
بنظر می‌رسد در ۱۹۹۱ میلادی ایران تقریب به ۵۰ هزار قبضه G3 را به سودان صادر کرده بود.

L.t
@BallisticBrain
Post #500 2.46K
Ballistic Brain بررسی تاریخچه ورود اسلحه G3 به ایران L.t @BallisticBrain
نگاهی به ورود G3 به ایران

بخش اول

در این گزارش فقط منابع غیرفارسی استفاده شده‌اند و اولویت با اسناد دولتی، اسناد پارلمانی، آرشیوهای دانشگاهی/تاریخی و پژوهش‌های تخصصی است. منابع فارسی عمداً در این گزارش وارد نشده‌اند.
اسناد آرشیوی نشان می‌دهند که ایران از سال ۱۹۶۵ به دنبال دریافت مجوز تولید داخلی G3 و MG1 بود و هم‌زمان درخواست تحویل اولیه سلاح برای آزمایش و کمک مالی برای ایجاد ظرفیت تولید را مطرح کرد.

در ۱۱ سپتامبر ۱۹۶۶، جمهوری فدرال آلمان و ایران قراردادی برای گسترش زرادخانه نظامی ایران منعقد کردند. طبق پژوهش‌های مبتنی بر اسناد آلمانی، این توافق شامل اجازه تولید G3 و MG1، صادرات تجهیزات تولید، تحویل اولیه ۱۰٬۰۰۰ قبضه G3 و ۱٬۰۰۰ قبضه MG1 به همراه چند میلیون فشنگ، و تأمین هزینه تجهیزات تولید تا سقف ۲۲ میلیون Deutsche Mark بود.

همچنین ایران حدود ۲۳ میلیون DM از منابع خود در قرارداد با شرکت‌های آلمانی سرمایه‌گذاری کرد، بنابراین بسته قردادی حدودا ۴۵ میلیون DM ارزش داشت.
اجرای صنعتی پروژه به شرکت Fritz Werner سپرده شد. دولت فدرال آلمان بعدها در سال ۱۹۸۹ به‌طور رسمی تأیید کرد که این شرکت در فاصله ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ یک تأسیسات تولید G3 در ایران احداث کرده است.


منابع مختلف ظرفیت تولید پیش از انقلاب حدود ۱۴۵٬۰۰۰قبضه G3 در سال، برآورد کرده‌اند؛ با وقوع انقلاب و آسیب به خط تولید ظرفیت تولید کاهش پیدا کرد و تا ۱۹۷۲، گزارش اطلاعاتی دولت آمریکا ظرفیت کارخانه مسلسل سازی را ۳۰٬۰۰۰ G3 در سال و ۵٬۰۰۰ MG1 در سال ثبت کرده است و بنظر این ظرفیت در بعد انقلاب حدود ۵۰٬۰۰۰ قبضه در سال بوده است.


نگاهی به روند درخواست ایران :
سفیر آلمان غربی در تهران به وزارت خارجه آلمان در ۴ اوت ۱۹۶۵ گزارش می‌کند که در ملاقات با وزیر جنگ ایران ( احتمالا سپهبد اسدالله صنیعی ) در ۲۸ ژوئیه، درخواست شاه برای تولید داخلی G3 و MG1 مطرح شده بود. در ابتدای مسیر ایران در ابتدا خواهان دریافت رایگان ۱۰٬۰۰۰ قبضه از مدل اول و ۱٬۰۰۰ قبضه از مدل دوم برای آزمایش بود. همچنین ایران علاوه بر این، برای شروع تولید داخلی به ۱۴٫۸ میلیون DM کمک اولیه و یک وام ۲۱ میلیون DM برای سایر هزینه‌ها درخواست کرده بود.

شاید یکی از مسائلی که باعث انتخاب G3 به عنوان سلاح سازمانی ارتش در آن زمان شد مسئله وجود خط تولید در ایران بود ، در آن دوره حداقل دو اسلحه FN FAL و M14 نیز مورد بررسی قرار گرفته بودند. یکی از ریشه های این مسئله را می‌توان در گزارش دولت آمریکا در اوایل دهه 70 جستجو کرد که در آن بیان می‌شود : ایران مشتاق بوده است تولید تسلیحات داخلی را به‌عنوان بخشی از تلاش‌های خود برای تنوع‌بخشی گسترش دهد.


در ۱۱ سپتامبر ۱۹۶۶، جمهوری فدرال آلمان و ایران با امضای قراردادی توافق کردند تا دولت آلمان اجازه تولید G3 و MG1 را در زرادخانه ایران داده و تجهیزات لازم برای تولید نیز از آلمان صادر شود. ۲۲ میلیون مارک برای نوسازی زرادخانه شاهنشاهی اختصاص یافت تا تفنگ G3 که در آلمان توسعه یافته بود، در ایران تحت لیسانس تولید شود.


نکته : اسلحه MG1 که در متن به آن اشاره شده است ، در مواقع نسخه اولیه MG3 است. از 1958 نخستین سری تولید شده از MG 42 بود که با کالیبر 7.62 ناتو تغذیه میشد. این نسخه تا 1968 تولید شد و سپس جای خود به MG3 داد.

L.t
@BallisticBrain
Post #499 2.33K
بررسی تاریخچه ورود اسلحه G3 به ایران

L.t
@BallisticBrain
Post #498 9.44K
تصویری از یک عضو واحد عملیات ویژه کشور قزاقستان مسلح به قبضه تپانچه SAR9 T SC GEN3 با کالیبر ۹ م‌م

تپانچه SAR9 T SC GEN3 ساخت کمپانی سارسیلماز یکی از محصولات قابل توجه در تولید سلاح انفرادی در کشور ترکیه است.
این تپانچه که در خانواده تپانچه های کامپکت و ساب کامپکت قرار میگیرد ولی در طراحی آن تلاش شده است تا ارگونومی نزدیک به تپانچه های فول سایز داشته باشد.

به پیروی از نیاز امروز در سلاح های کمری این تپانچه نیز با رابط Optic Ready به‌منظور نصب رد‌دات ارائه شده است.
همچنین قابلیت نصب سوپرسور برای این تپانچه نیز وجود دارد.

L.t
@BallisticBrain
Post #495 6.77K
وقتی می‌گوییم یک گلوله برای مثال “۹ میلی‌متر” است، ممکن است این فکر به وجود آید که قطر واقعی گلوله دقیقاً ۹.۰۰ میلی‌متر است. اما واقعیت فنی کمی پیچیده‌تر است.
در ابتدای اختراع فشنگ‌ها، نام‌گذاری بیشتر قراردادی بود تا علمی ، و معنی و مفهوم استانداردی در گذشته برای کالیبر وجود نداشت.

همچنین تعریف مفهوم کالیبر سلاح خود نیز کمی متفاوت است و در واقع دو نوع تعریف دارد. خان یک الگوی مارپیچی داخل لوله است. این مارپیچ بصورت شیار دار است. خان به دو بخش Grooves که شیارهای خان و Lands که برجستگی خان است تقسیم می‌شود.

بنابراین قطر داخلی لوله را می‌توان به دو صورت بیان کرد:
قطر جان‌لوله که روی برآمدگی‌ها سنجیده می‌شود، و قطر شیارها که از تهِ شیارها اندازه‌گیری می‌شود.

به همین دلیل، عددی که در نام کالیبر می‌بینیم همیشه لزوماً برابر با قطر دقیق مرمی نیست.
امروزه استانداردها به جای عدد مطلق، محدوده قطر گلوله را مشخص می‌کنند. برای مثال مرمی گلوله ۹ م‌م ممکن است قطری در بازه ۸.۹ تا ۹.۱ داشته باشد و همواره مقداری تلرانس وجود دارد.

L.t
@BallisticBrain
Post #494 1.73K
" si vis pacem, para bellum "

" اگر به دنبال صلحی ، آماده جنگ شو‌. "

این جمله لاتین خیلی زود تبدیل به یکی از نمادهای سلام کمری در دنیا شد.
شرکت DWM کلمه Parabellum را از همین شعار گرفت و به عنوان یک نام تجاری روی بخشی از محصولاتش گذاشت.

زمانی فشنگ ۹×۱۹ در اوخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ به منظور استفاده در تپانچه Luger P08 توسط جورج لوگر طراحی و در این شرکت با همین عنوان تولید شد. این فشنگ تا به امروز به عنوان ۹ م‌م Parabellum شناخته می‌شود.

L.t
@BallisticBrain
Post #493 1.52K
مفهوم Stopping power یا قدرت متوقف‌ کنندگی به توان یک فشنگ یا سلاح در از کار انداختن سریع یک تهدید گفته می‌شود، یعنی اینکه گلوله چقدر می‌تواند باعث شود هدف دیگر نتواند به‌صورت مؤثر به عمل تهاجمی ادامه دهد.

این مفهوم به شکل یک عدد ثابت و مطلق نبوده و تابعی از مواردی مانند: محل اصابت گلوله ، انتقال انرژی ، نفوذ مناسب ، گسترش گلوله و مسیر زخم است.

مفهوم stopping power بیشتر از اینکه یک ویژگی جادویی در مهمات باشد، نتیجه‌ی ترکیب سه چیز است: دقت تیراندازی، نفوذ موثر، و اصابت به ناحیه حیاتی.


L.t
@BallisticBrain
Post #491 1.5K
Ballistic Brain در سالهای گذشته در صنعت تولید سلاح انفرادی در روسیه ، دست‌خوش یک تغییر نگاه در معماری طراحی سلاح های انفرادی شده است. در سالهای بعد از جنگ سرد و با ظهور بازیگران خصوصی در عرصه تولید سلاح در روسیه ، استراکچر AK همچنان پایه و اساس تفکر در طراحی سلاح های جدید…
یکی دیگر از نمونه ها ، کاربین STM-545 و STM-415است که بر اساس AR با کالیبر 5.45×39 به منظور تیراندازی دقیق توسعه یافته است.

سلاح اگرچه بر اساس AR است اما به خشاب های مخصوص خود نیازمند است و همچنین سیستم گاز ترکیبی بین فشار مستقیم و کورس کوتاه طراحی شده است.

L.t
@BallisticBrain
Post #490 1.27K
جمعی از نیروهای امنیتی نیروی هوایی آمریکا ، هندوراس دهه ۸۰
مجهز به مسلسل دستی یوزی ، طوطی ، شات‌گان احتمالا SPAS-12 ، تپانچه برتا 92 و آبجو

L.t
@BallisticBrain
Post #489 1.35K
Ballistic Brain تصویری از یک عضو واحد عملیات ویژه روسیه مسلح به قبضه کاربین T&T 545R مجهز به کیت استاندارد M-loc سایت نشانه روی EXPS و بزرگنمایی ، چراغ قوه و سوپرسور کاربین T&T 545R در کالیبر 5.45×39 است که طراحی آن ترکیبی از ویژگی‌های پلتفرم‌های AK و AR-15 محسوب می‌شود.…
در سالهای گذشته در صنعت تولید سلاح انفرادی در روسیه ، دست‌خوش یک تغییر نگاه در معماری طراحی سلاح های انفرادی شده است.
در سالهای بعد از جنگ سرد و با ظهور بازیگران خصوصی در عرصه تولید سلاح در روسیه ، استراکچر AK همچنان پایه و اساس تفکر در طراحی سلاح های جدید بود‌.

اساس تفکر طراحی در این سلاح بر مزیت هایی مانند : سادگی تولید ، تحمل آلودگی ، اطمینان مکانیکی ،هزینه پایین و نگهداری ساده بنا شده بود. اما با تجربیات حاصل شده در صحنه نبرد مدرن بزرگترین مزیت پلتفرم AR نسبت به AK نمایان شد.

این مزیت قابلیت ماژولار بودن سلاح بود که AK در این زمینه فاقد استعداد کافی بود. صحنه نبرد مدرن مفهوم سلاح انفرادی را از یک ابزار مکانیکی برای شلیک به یک اکوسیستم رزمی که از سلاح تا انواع اپتیک‌ها، دید در شب ، لیزر و... را شامل میشود ، تغییر داد.

اولین ضعف طراحی در AK عدم وجود Upper Receiver صلب بود‌. به این معنی که قسمت گیرنده بالایی یکپارچه وجود نداشت و بخش فوقانی سلاح از یک Dust cover یا پوشش فوقانی تشکیل شده است.
این مسئله باعث می‌شد تا نصب هرگونه اپتیک بر روی سلاح با مشکلاتی مانند بهم ریختن کالیبراسیون اپتیک نصب شده می‌شد.

با پدیدار شدن ریل های استاندارد برای نصب تجهیزات ، پلتفرم AK با مدت زمان بیشتری را طی کرد تا بتواند خود را تطبیق دهد.

مشکل دیگر در AK مسئله لوله بود. در واقع تغییر طول لوله بصورت یک تغییر شخصی سازی شده به علت شیوه طراحی مکانیزم گاز باروت آن عملا به سادگی ممکن نیست.
و کاربر نمی‌تواند به سادگی طول سلاح خود را به منظور کاربری مد نظر خود تغییر دهد.
در صورتی که این امر در AR سهولت زیادی دارد.
از طرفی به علت شناور نبودن لوله ، تمامی بخش های هند گارد و بصورت مستقیم دست کاربر همواره در حال ایجاد تنش مکانیکی بر روی لوله سلاح است که خود باعث کاهش دقت سلاح می‌شود.

زمانی که روس ها به تلاش به تغییر و مدرن سازی صنعت سلاح انفرادی کردند، به نوعی مجبور شدند در تفکر طراحی خود بازنگری کرده و الهامات و نزدیکی های بسیار زیادی به پلتفرم AR کردند.

این مسئله به این دلیل بود که امروز AR به یک استاندارد صنعتی در سلاح انفرادی تبدیل شده و عمده تجهیزات حول محور این پلتفرم تولید شده است.

در سالهای اخیر شرکت های روسی که عمدتاً خصوصی بودند با دو اپروچ تلاش کردند با پلتفرم AR ارتباط برقرار کنند.
اول تولید مستقیم نمونه های AR
دوم تلاش برای نزدیک ساختن AK به این پلتفرم

خروجی این رویکرد در سال‌های اخیر خصوصاً با تجربه اوکراین در وضعیت سلاح انفرادی در روسیه کاملا مشهود است.

L.t
@BallisticBrain
Post #488 5.57K
تصویری از یک عضو واحد عملیات ویژه روسیه مسلح به قبضه کاربین T&T 545R مجهز به کیت استاندارد M-loc سایت نشانه روی EXPS و بزرگنمایی ، چراغ قوه و سوپرسور

کاربین T&T 545R در کالیبر 5.45×39 است که طراحی آن ترکیبی از ویژگی‌های پلتفرم‌های AK و AR-15 محسوب می‌شود.
سلاح همانند خانواده AR دو تکه است و از پیستون کورس کوتاه و لوله شناور بهر می‌گیرد.

این سلاح در ۳ طول لوله ۱۳.۱ ، ۱۴.۵ و ۱۶.۵ اینچی تولید شده است.

L.t
@BallisticBrain
Post #487 1.25K
این ویدیو آموزش کار با سلاح در صدا و سیما کاملا قابلیت اینو داره که به عنوان یک کیس آموزشی در کلاس های آموزشی ایمنی کار با سلاح تدریس بشه :)))

نمونه کاملا دقیق از بدترین سطح آموزش :))))
L.t
@BallisticBrain
Post #486 6.85K
تصویری از مکسیم الکساندروویچ رازوموفسکی عضو یکان Vympel FSB روسیه در جریان گروگان‌گیری مدرسه بسلان

رازوموفسکی، با وجود این‌که زخمی و دچار ضربه مغزی بود و برادر بزرگ‌ترش هم که در همان واحد بوده، در حمله به مدرسه کشته شده بود. باز هم به محل درگیری برگشته تا برای نجات گروگان‌ها بجنگد.

رسانه ها به لقب Russian Tank / تانک روسی را به او دادند.

حادثه گروگان گیری مدرسه بسلان در ۱ تا ۳ سپتامبر ۲۰۰۴ رخ داد و منجر به گروگان‌گیری ۱۰۰۰ کودک شد. این گروگان‌گیری در پایان با مرگ ۳۳۴ نفر، از جمله حدود ۱۸۶ کودک پایان یافت و تبدیل به یکی از خونبارترین بحران های گروگان‌گیری در تاریخ عملیات ویژه شد.

L.t
@BallisticBrain
Post #484 1.23K
تصویری از عضو هنگ ۷۵ رنجر آمریکا مسلح به قبضه کمری Glock 17 مجهز به سایت نشانه روی رد دات Leupold DPP و چراغ قوه Surefire X300V

L.t
@BallisticBrain
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →