سالها در ایران شاهد عرضه نمونه های مختلف از سلاح های تهاجمی بودهایم اما بسیاری از موارد معرفی شده هیچگاه به خروجی محصول تبدیل نشد و به جایی نرسید.
تقریباً همه مواردی که در ایران برای جایگزینی سلاح های موجود معرفی شده است به شکست انجامید، تنها مصاف ( فارغ از مشکلات و مسائل خود ) توانست راه خود را به یکان ها باز کند.
میتوان دلایل زیادی را برای این مسئله مطرح کرد ، اگر از ضعف های تکنولوژیکی مانند متالورژی و فورج لوله سلاح صرف نظر کنیم ، به دلایل جالبتر و مهمتری خواهیم رسید.
اولین مسئله این است که تولید سلاح در ایران همواره در چهارچوب مونتاژ کاری وجود داشته است و در یک مقیاس بزرگ تولید رخ نداده است.
مشکلی که این مسئله ایجاد میکند این است که همواره همه قدم ها برای تولید سلاح در ایران حول محور سلاح های تهاجمی یا کمری بوده است، پر تیراژ ترین تایپ های سلاح در خطوط تولید !
به قولی سنگ بزرگ نشان نزدن است. بدون تجربه در تولید یک محصول با چرخه عمر محصول کامل هیچگاه مسیر برای تولید در مقیاس بزرگ هموار نمیشود.
در واقع اولین قدم به قدری مشکل است که تلاش ها را به شکست میرساند.
مقایس یک سلاح هجومی که قرار است به عنوان اسلحه سازمانی وارد خدمت شود را میتوان روی چند صد هزار قبضه ( قبضه کامل ، قطعات ) تخمین زد که قرار است سالها در خدمت باقی بماند.
نمونهسازی راحت است؛ تولید مداوم یک محصول که در شرایط واقعی میدان تأیید شود دشوار است.
از طرفی انحصار تولید هیچگاه مسیر توسعه و تحول را باز نمیکند و چیزی تحت عنوان مهندسی معکوس در کوتاهمدت امکان تکرار نمونهها را میدهد اما اگر روی توسعهٔ پایهای (متالورژی، ماشینکاری دقیق، استانداردهای طراحی) سرمایهگذاری نشود، نوآوری و کیفیت پایدار حاصل نمیشود.
L.t
@BallisticBrain