TGViewer
شهید خامنه‌ای به روایت خودش شهید خامنه‌ای به روایت خودش @ayatollaah_ir · 11.1K subscribers
Post #87 4.3K
#ماجرای_روز؛ سالروز شکست حصر آبادان
هر طور شده من باید بروم آبادان...

من دلم میخواست بروم آبادان؛ امّا نمیشد. تا این که یک‌وقت گفتم: «هر طور شده من باید بروم آبادان.» و این وقتی بود که حصر آبادان شروع شده بود. من از طریق هوا، با هلیکوپتر، از ماهشهر به جزیره‌ی آبادان رفتم. آن وقت، از سپاه، مرحوم شهید «جهان آرا» که بود، فرمانده‌ی همین عملیات بود. از ارتش هم مرحوم شهید «اقارب پرست»، از همین شهدای اصفهان بود. افسر خیلی خوبی بود. از افسران زرهی بود که رفت آن جا ماند. یکی هم سرگرد «هاشمی» بود.

در جزیره‌ی آبادان، رفتیم یگان ژاندارمری سابق را سرکشی کردیم. بعد هم رفتیم از محلّ سپاه که حالا شما میگویید هتل بازدیدی کردیم. من نمیدانم آن جا هتل بوده یا نه. آن جایی که ما را بردند و ما دیدیم، یک ساختمان بود، که من خیال میکردم مثلاً انبار است.

خلاصه، یکی دو روز بیشتر آبادان نبودم و برگشتم به اهواز. وضع آبادان را قابل توجّه یافتم. یعنی دیدم در عین غربتی که بر همه‌ی نیروهای رزمنده‌ی ما در آن جا حاکم بود، شرایط رزمندگان از لحاظ امکانات هم شرایط نامساعدی بود. حقیقتاً وضعی بود که انسان غربت جمهوری اسلامی را در آن جا حس میکرد؛ چون نیروهای خیلی کمی در آن جا بودند و تهدید و فشار دشمن، بسیار زیاد و خیلی شدید بود. ما فقط شش تانک آن جا داشتیم که همین آقای اقارب پرست رفته بود از این جا و آن جا جمع کرده بود، تعمیر کرده بود و با چه زحمتی یک گروهان تانک در حقیقت یک گروهان ناقص تشکیل داده بود. بچه‌های سپاه، با کلاشینکف و نارنجک و خمپاره و با این چیزها میجنگیدند و اصلاً چیزی نداشتند.

این، شرایط واقعی ما بود؛ اما روحیه‌ها، در حدّ اعلی. واقعاً چیز شگفت‌آوری بود! دیدن این مناظر، برای من خیلی جالب بود. یکی دو روز آنجا بودم و بازدیدی کردم و هدفم این بود که هم گزارش دقیقی از آن جا به اصطلاح برای کار خودمان داشته باشم و هم این که به رزمندگانی که آن جا بودند، خدا قوّتی بگوییم. رفتم به یکایک آنها، خدا قوّتی گفتم. سخنرانی‌هایی کردم و حرفی زدم. با بچه‌هایی که جمع میشدند بچه های بسیجی عکس‌های یادگاری گرفتم و برگشتم آمدم. این، خلاصه‌ی حضور من در آبادان بود.

شهید خامنه‌ای به روایت خودش
@Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا | اینستاگرام
  • ❤ 59
More from @ayatollaah_ir
  1. Oct 9, 2026امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شوی! سال ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷؛ خواب دیدم…
  2. Oct 8, 2026نمی‌خواستم بیایم اما حضرت امام(ره) به من گفتند بر تو واجب عینی است که رئیس‌جمهور شوی! من د…
  3. Sep 29, 2026تیمسار فلاحی برایم تعریف کرد که از ۶ سالگی روزه‌‌اش ترک نشده! تیمسار فلاحی آدم محترمی بود.…
  4. Sep 22, 2026میخواهم خاطره‌ی اوّل جنگ را بگویم اوّلی که جنگ شد، همان ساعت اوّل، بنده نزدیک فرودگاه بودم…
  5. Sep 21, 2026پدر آقاسید موسی شبیری، اسم ایشان را به عنوان توسّل به حضرت موسی‌‌بن‌جعفر علیه‌السلام، موسی…
  6. Sep 19, 2026در جیرفت ماندم تا نگویند گریخت یا از تبعید‌گاه خسته شد، چون این کار در شأن من نبود شهریور…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →