داستانِ شَروین(=شَروینیان)؛ از داستانهای دورانِ ساسانی، به قلمِ دکتر مریم میراحمدی، کتابشناسی
#متون_پهلوی
#ساسانی
#داستانهای_تاریخی
#ایرانشناسی
#پژوهشگاه_ایرانشناسی
شَروین، سردارِ ایرانیِ عصرِ ساسانی از اهالیِ دَشتَبی یا دستبایِ قزوین بود. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده(ص ۱۱۰)سرگذشتِ شروین را در زمانِ شاپورِ دوم چنین مینویسد:
شروین و خورَّوین معاصرِ او[شاپور]بودند. پادشاهِ روم در حالتِ رحلت[ِ پسر کودک بود]. پیشِ شاپور فرستاد که کسی را بفرست تا مُلک مضبوط دارد، چون پسرم بزرگ شود، بدو سپارد. شاپور شروین را بفرستاد تا بر مُلکِ روم حاکم شد. چون پسرِ قیصر به حدّ مردی رسید، شروین مُلک بدو سپرد. او شروین را اجازتِ مراجعت نداد و در روم نگه داشت. شروین تا عهدِ بهرام در روم بماند. نامِ شروین در اشعارِ پَهلَوی بسیار است و کتابی است در عشقنامهی او[که شروینیان]خوانند.
حمزهی اصفهانی در سنی ملوکالارض(ص ۲۱)، شروین را معاصرِ یزدگردِ اول میداند. دینوری در اخبارالطوال(ص ۹۸)به حضورِ شروین در دربارِ قیصرِ روم به همراهِ غلامش《خُرّین》(=خُورّین)اشاره میکند. اما او را معاصرِ خسرو اولِ انوشیروان میداند. علاوه بر این دینوری برای او، صفاتی مانندِ《جوانمرد، سوارکار و دلیر》را برمیشمارد. سرانجام شروین پس از بیستسال اقامت در دربارِ روم به ایران بازگشت.¹
داستانِ زندگیِ او نزدِ شعرای عرب مشهور بوده است.² ابونواس شاعرِ معروفِ عرب، سرگذشتِ شروین و کتابِ داستانِ شروین را داستانی مانندِ سرگذشتِ ویس و رامین میداند و از آنها با عنوانِ داستانهای تاریخی و سرگذشتنامههای عاشقانه نام برده است.³
حمزهی اصفهانی نیز در《فارسیاتِ ابونواس》این سرگذشت را《داستانی》(=اُحدوثه)نامیده است که نشانگرِ این نکته است که داستانِ زندگیِ شروین همراه با موسیقی و به صورتِ بلند و آوازگونه خوانده میشده است.⁴
یادداشتها:
۱. قیصرِ روم که خواستارِ آمدنِ شروین شد، در منابعِ اروپایی و مثلاً نزدِ مینورسکی براساسِ نوشتهی پروکوپیوس قیصری مورخِ یونانی، امپراتور آرکادیوس(Arcadius)بود که فرزندش تئودوسیوس(Theodosius)را تحتِ حمایتِ شروین قرار داد. تاریخِ فوتِ آرکادیوس در سالِ ۴۰۸ میلادی است که مصادف با دورانِ حکومتِ یزدگردِ اول(۴۲۱_۳۹۹ م.)است.
V. Minorsky:《Vis u Ramin》, Iranica, London, 1962, p. 151_199.
همچنین رجوع کنید به مقالهی فارسی از همین مؤلف:
ولادیمیر مینورسکی:《ویس و رامین، داستان عاشقانهی پارتی》، ترجمه مصطفی مقربی، فرهنگ ایران زمین(۱۳۳۵)(س ۴)، ش ۱ و ۲، ص ۳ تا ۷۳.
۲. شروینِ دیگری نیز در تاریخِ مزدکیان وجود داشته که دستگاهِ دینیِ آنها را رهبری میکرده است و در زمرهی شهدای مزدکی بهشمار میرود. شروین دلاورِ مازندرانی نیز در تاریخ وجود داشته است.
۳. مجتبی مینوی:《یکی از فارسیاتِ ابونواس》، مجلهی دانشکدهی ادبیات تهران، تهران، ۱۳۳۳، س ۱، ش ۳، ص ۶۲ تا ۷۷.
۴. مینوی: همان مجله، ص ۶۹.
📚بنمایه: میراحمدی.مریم، تاریخ تحولات ایرانشناسی در دوران باستان، تهران، انتشارات طهوری، چاپ اول ۱۳۸۹، ص ۴۰۳ و ۴۰۴
@atorabanorg