سنگ و شکوفهنخستین دفتر شعر بانو عاطفه طیّه به تازگی به همت نشر سنگلج با نام
سنگ و شکوفه به چاپ رسیده است. عاطفه طیّه، بانویی خردورز و سخنسنج و باذوق است که در نظم و نثر دستی توانا دارد و تا کنون دو رمان از او با نامهای
کجا میبرند درختان مرده را (تهران: ققنوس، ۱۳۸۷) و
واحد شمارۀ دو (تهران: کتاب نیستان، ۱۳۹۸) به زیور طبع آراسته شده است.
سنگ و شکوفه دربردارندۀ ۹۸ شعر در قالبهای غزل، قطعه، چهارپاره و رباعی است.
طیّه سالها همراه همسر فاضلش، دکتر میلاد عظیمی، با سایه همنشین بوده و حاصل آن کتاب
پیر پرنیاناندیش (تهران: سخن، ۱۳۹۲) است که به همت این زوج ارجمند نشر یافته است. در سرودههای طیّه نیز نشان آشنایی با شعر #سایه نمایان است و در دو جا شاعر مصرعهایی از سایه را تضمین کرده است:
«هزار سالِ دگر باید انتظار کشید»که عهدِ طالعِ نحس است و دورِ واویلاه (ص ۶۶)
و:
«عشق آغازِ آدمیزادیست»آدمیزادم، آدمیزادم (ص ۷۰)
اشارات مختلفی به شعر دیگر شاعران دیروز و امروز نیز در اشعار طیّه خودنمایی میکند؛ برای نمونه:
چو از منجنیقِ فلک فتنه باردبهجز بر سرِ سوگواری نیاید (ص ۶۹)
یادآور بیت عرفی شیرازی است:
ز منجنیقِ فلک سنگِ فتنه میبارد
من ابلهانه گریزم در آبگینه حصار
یا «
فرشته عشق نداند، فرشته سیب نچیند» (ص ۷۷) که بخش نخست آن برگرفته از مصرع #حافظ است: «فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی» و در همین غزل «
هزار کاکلی شاد در نگاه تو دیدم» (ص ۷۸) برگرفته از شعر #شاملو است: «هزار کاکلی شاد در چشمان توست». «
آنک ردای شعله به تن دارد» (ص ۸۱) تضمین بخشی از این مصرع #منزوی است: «زنی که صاعقهوار آنک، ردای شعله به تن دارد» و در همین شعر، «
تن دادهام به هر چه که باداباد» (ص ۸۱) یادآور مصرع «دل دادهام بر باد، بر هر چه باداباد» از #قیصر امینپور است.
دایرۀ واژگانی شاعر محدود نیست. او از شماری الفاظ کهن ناآشنا برای امروزیان همچون «اعور» (ص ۵۰)، «جائر» (ص ۶۴)، «دستخون» (ص ۱۰۹)، «مسا» (ص ۲۳)، «هبا» (ص ۶۳، ۶۶) و «هودج» (ص ۴۰) بهره میبرد و در کنار آنها واژهها و تعبیرات رایج امروزی چون «پخش و پلا» (ص ۲۱)، «داغون» (ص ۴۴)، «سگدو» (ص ۴۳)، «کمآورده» (ص ۳۸) و «ورپریدن» (ص ۴۱) را نیز به کار میگیرد. این ویژگی گاه به لطف سخنش افزوده و گاه در آن اضطراب سبکی پدید آورده است.
یکی از وجوه برجسته و مهم شعر طیّه تجلی یافتن زنانگی در آن است که زیبایی، باورپذیری و صدق عاطفی شعرش را فزونی میبخشد:
مویِ من رویِ شانههات یلهدستِ تو دورِ گردنم باشد (ص ۱۴)
بر راهِ تو تا سحر نشینمتا بوسه به گیسویم نشانی (ص ۹۱)
این زنانگی لزوماً در لفظی خاص مانند «گیسو» نمود نمییابد و گاه از رفتار توصیفشده آشکار میگردد؛ مانند این بیت بسیار لطیف و دلانگیز:
گویمت، گرچه شرم میکُشدم،رویم از بوسۀ تو گلگون باد! (ص ۷۲)
یا این بیت ساده و دلنشین:
هم برای تو شعر میخوانمهم برای تو چای میریزم (ص ۷۵)
و اینها همه جز آن است که شاعر خود به زن بودن خویش تصریح میکند:
من نیستم شبیهِ من است آن زنی که بودمن نیستم شبیهِ من است این زنی که هست (ص ۹۶)
مادر زنی، چگونه زنی؟ سخت ساده بودمن هم زنی، چگونه زنی؟ سخت سادهام (ص ۹۷)
در دو بیت اخیر علاقۀ شاعر به صنعت «تکرار» را نیز میبینیم؛ همانگونه که برای نمونه در بیت زیر:
بهجز تو هیچ ندیدن، چو کورِ مادرزادفقط تو را و تو را و تو را، تو را دیدن (ص ۱۰۱)
که تکرار در تقویت مفهوم بیت مؤثر است و بیت زیر:
ببین که سوخته داغیبدن بدن بدنم را (ص ۱۰۳)
که تکرار، هنری نیست و بیشتر خاصیت وزنپرکن دارد.
طیّه گاهی از کلماتی استفاده میکند که مناسب شعر نمینماید؛ مثلاً در همان شعر نخست مجموعه از لفظ «مُسکِت» بهره برده که نگارنده به یاد ندارد تا کنون آن را در شعر دیگری دیده باشد. در برخی اشعار نیز یک یا دو سه بیت وصلۀ ناجور به نظر میرسد؛ مثلاً در دومین شعر مجموعه بیت نخست چنین وضعی دارد:
زادم از رنج و همچو نوزادیلحظۀ شاد شیونم باشدبیت بالا شاید به تنهایی جالب باشد؛ اما آن را با بیت بعد و باقی ابیات شعر دارای ارتباطی وثیق نمییابیم:
از سیاهی گذشتهام چون صبحبا تو روزانِ روشنم باشد (ص ۱۳)
اگر چنین واژهها و چنین بیتهایی از دفتر اشعار طیّه کاسته میشد بر ارج و اعتبار آن میافزود. با اینهمه به نظر بنده
سنگ و شکوفه در شمار خواندنیترین مجموعهشعرهای منتشرشده از بانوان در چند سال گذشته است.
https://t.me/roshananemehr