دون خوان در کتاب افسانههای قدرت به مبحثی میپردازد بنام بایستی باور کردن.
واقعا نمیدانم این سرخپوست یاکی در صحرای سونورا چرا جدی گرفته نمیشود. شاید یکی از دردهای جامعه ما در سطح روشنفکر و عامی و مرجع تقلید و غیره همین مبحث بایستی باور کردن باشد.
بایستی باور کردن بطور خلاصه یعنی باورهای ما مقصد و مأمن ما نیستند، بلکه ابزارهایی هستند که با تکیه بر آنها قدم بعدی را مستحکم کرده و رو به جلو حرکت میکنیم.
درست مانند صخره نوردی که هربار میخی را در دیواره سنگی سفت میکند از آن طنابی رد کرده و خود را بالا میکشد و بعد میخی دیگر را در فرای قبلی محکم کرده و طناب خود را از میخ قبلی در آورده به آن دیگری قلاب میکند.
اما به ما خرد و کلان آموخته اند که بر روی صخره آگاهی خودمان را به چهار میخ باورهایمان مصلوب کنیم و جم نخوریم که با کمترین حرکتی سقوط خواهیم کرد.
دون خوان میگوید باور کن بدون اینکه باور کنی. تا وقتی باورت برایت کار میکند و تو را بالا میکشد محکم آن را بچسب و بعد رهایش کن که مسیر تکامل بینهایت است و حقیقت بیکران کیهان در جیب هیچ مکتب و باوری جا نخواهد شد.
@Atashdaron1
Post #1025
1.83K
- ❤ 21
- 🔥 14
- 👍 4
- 👌 3
- 🤔 1