اندی دوفرین؛ از قربانی تا مبارزِ عرصه آگاهی
تفسیر رایج از فیلم «رستگاری در شائوشنگ»، داستانِ امید و آزادی فیزیکی است. اما اگر از لنز آموزههای دونخوان به آن نگاه کنیم، فیلم به یک «مطالعهی موردی» در بابِ مبارزه با «خردهستمگر» تبدیل میشود. داستانی که هستههای تجریدی آن دست کمی از مواجهه دون خوان با سرکارگر بیرحم و قاتلش در کتاب آتش درون ندارد.
در این دیدگاه، اندی دوفرین صرفاً یک زندانیِ بیگناه نیست که دیوارهای زندان را میشکافد و سر بزنگاه فرار میکند، بلکه «مبارزی» است که زندان را به عرصهای برای تمرینِ خودشناسی و رهایی از منیت تبدیل کرده است.
ما در این شاهکار سینمایی که استیون کینگ نویسنده بزرگ آمریکایی آن را نوشته، پنج خصیصه کمینو شکار در مواجهه با خردهستمگران را بخوبی میتوانیم ردگیری کنیم.
ملایمت
اندی در مواجهه با نورتون(رئیس زندان)، هرگز دچار خشمِ واکنشی نمیشود. ملایمتِ او، ضعف نیست؛ نوعی قدرتِ مهارشده است. او میداند که هرگونه پرخاشگری در برابر ستمگر، تنها بهانهای برای خرد شدنِ خودش به دست اوست. او با «ملایمت»، فضایِ مانورِ خود را حفظ میکند.
انضباط و شکیبایی
مقاومتِ اندی در سلولِ انفرادی یا در زیرزمینِ زندان، شکیباییِ یک مبارز است. شکیباییِ او از نوعِ «انفعالی» نیست؛ بلکه «فعال» است. وقتی او موسیقی«عروسی فیگارو» را پخش میکند، در واقع دارد علیه پوچیِ سیستمِ زندانِ نورتون عصیان میکند. او آگاهانه انتخاب میکند که در یک دنیایِ سیاه، به زیبایی وفادار بماند؛ این بالاترین شکلِ شکیبایی است.
وقتشناسی
ستونِ اصلی استراتژیِ اندی، وقتشناسی است. او ۲۰ سال صبوری کرد، اما نه به این معنی که دست روی دست بگذارد. او هر روز با چکش کوچکاش دیواری را میتراشید که بقیه فکر میکردند ابدی است. او دقیقاً زمانی که باید، تغییر کرد. این «هنرِ اقدام در لحظهی مناسب» است؛ مهارتی که دونخوان آن را جوهرهی زندگیِ مبارز میداند.
اراده (کالبد انرژی):
و در نهایت، «اراده».اراده در سیستم دونخوان با آنچه ما فکر میکنیم فرق دارد. اراده برای ما پافشاری ذهنی برای دستیابی به آرزوست. اما اراده در شمنیزم تولتک "سوگیری دقت" در جهت کائنات است. بخاطر همین اراده از این منظر همان کالبد انرژی است.
اندی دوفرینِ سال اول، با اندیِ سال بیستم متفاوت است. سوگیری دقت اول که در منفعت فوری است در او عوض میشود. او در زندانِ فیزیکی، از «منِ» خود خالی شد. او دیگر برای تاییدِ سیستم (نورتون) یا حتی برایِ اثباتِ بیگناهیِ خود تلاش نمیکرد. ارادهی او، نوری بود که از درون میتابید و باعث شد او حتی پیش از فرار از تونل، از زندانِ منیتِ خویش آزاد شده باشد. فرارِ او تنها «تظاهرِ بیرونیِ» آن آزادیِ درونی است که قبلاً به دست آمده بود.
اندی دوفرین، خردهستمگرش (نورتون) را نه با جنگیدنِ رو در رو، بلکه با «استفاده از او برای صیقل دادنِ روحِ خود» شکست داد. او شائوشنگ را نه به عنوان یک سد، بلکه به عنوان یک سکوی پرش به کار گرفت.
بسیاری اندی را صرفاً «زرنگ» مینامند؛ اما تفاوتِ بنیادینی میانِ یک آدمِ زرنگ و یک مبارزِ آگاهی وجود دارد. «آدمِ زرنگ» به دنبال بقا، نفع شخصی و راحتی است؛ آدم زرنگ با سیستم بازی میکند تا خودش را نجات دهد. اما برای اندی، زرنگی (مثل حسابداری برای رئیس زندان یا ساختن کتابخانه) صرفاً یک «ابزار» است، نه هدف.
هدفِ او استعلا و رهایی است. یک آدمِ زرنگ سرش را پایین میاندازد و میرود، اما یک مبارزِ آگاه مانند اندی، سالها وقت صرف میکند تا بذرِ آگاهی را در دلِ دوستش (رد) بکارد. رستگاریِ اندی نه در رسیدن به ساحل مکزیک، بلکه در لحظهای رخ داد که او از «منِ واکنشی» رها شد و از هوشِ خود نه برایِ برتری بر دیگران، بلکه به عنوانِ وسیلهای برای سلوک و انتقالِ معنا استفاده کرد.
او زندان فیزیکی را به عنوان یک سکوی پرش برای خروج از زندانِ ذهن به کار گرفت. او ثابت کرد که میتوان در بند بود اما آزاد زیست، و میتوان زرنگ بود اما در دامِ حقارتهایِ نفعِ شخصی نیفتاد.
دشوارترین و کلیدیترین بخشِ مبارزهی اندی، «وقتشناسی» اوست. در سیستم دونخوان، اراده (Will) نه به معنای لجاجتِ ذهنی برای رسیدن به آرزو، بلکه به معنای پیوندی با نیروهایِ کیهانی است. اندی با بیست سال صبوری، خود را به مجرایی برای این «اراده» تبدیل کرد.
وقتشناسیِ او، حاصلِ یک محاسبهی ریاضی ساده نبود؛ بلکه نتیجهی نوعی «سوگیریِ دقت» بود که تنها زمانی رخ میدهد که مبارز از «منِ واکنشی» رها شده باشد. در واقع، این کالبد انرژی بود که لحظهی ورق برگشتن را به او القا کرد. او منتظر نماند تا شانس بیاورد؛ او آنقدر خود را شفاف کرد تا «لحظهی ضرورت» بر او بتابد.
@Atashdaron1
Post #1021
2.65K
- ❤ 21
- 🔥 8
- 👍 7
- 👌 4