بنابراین اگر کسی به دون خوان بگوید که «حتی در خود خلقت هم نابرابری در پاداش یا بیعدالتی وجود دارد».
پاسخ او شاید چنین باشد که:
تو جهان را با معیارهای انسان معمولی میسنجی؛ با معیار پاداش، انصاف، سهم، مقایسه. اما جهان برای راضیکردن تصویر ذهنی تو ساخته نشده است. جهان رازآمیز و سهمگین است. جنگجو از جهان طلبکار نیست. او میداند فرصت کوتاه است، مرگ در کنار اوست، و تنها کاری که میتواند بکند این است که انرژیاش را هدر ندهد و با نهایت بینقصی زندگی کند.
جمعبندی خیلی کوتاه
موضع دونخوان این است:
جهان لزوما عادلانه یا ناعادلانه به معنای انسانی نیست؛ اسرارآمیز و بیاعتنا به توقعات شخصی ماست.
رنجِ نابرابری تا حد زیادی با اهمیت شخصی، مقایسه و ترحم به خود شدیدتر میشود.
راه نجات، شکایت از جهان نیست؛ بلکه تبدیل شدن به جنگجو است.
جنگجو انرژیاش را از حسادت، رنجش و مقایسه پس میگیرد و صرف آگاهی، بینقصی و آزادی درونی میکند.
شاید خلاصه پاسخ دونخوان همین باشد:
جهان نه بدهکار ماست و نه موظف است مطابق تصویر ذهنی ما منصفانه باشد. جهان رازآلود، سهمگین و بیاعتناست. اما انسان هنوز میتواند کاری بکند: میتواند انرژیاش را از شکایت، مقایسه و ترحم به خود پس بگیرد؛ میتواند مرگ را مشاور خود کند؛ و میتواند با همان سهمی که دارد، بینقص، هوشیار و آزاد زندگی کند.
پایان
@Atashdaron1
Post #1014
2.02K
- ❤ 8
- 🔥 6
- 👍 5
- 🙏 3