TGViewer
عاصم اسدی(شعرها و نوشته‌ها) عاصم اسدی(شعرها و نوشته‌ها) @asemasadi · 281 subscribers
Post #1410 923
شگردهای بنیادین شکل آفرینی در غزل‌های حسین منزوی
[ تکرار پاره‌ای از کلام ]

✍ عاصم اسدی
قسم به عشق که دروازه‌ی سپیده دم است
قسم به دوست که با آفتاب‌ها به هم ست

قسم به عشق که زیتون باغهای شمال
قسم به دوست که خرمای نخلهای بم است

سپس،قسم به جنون این رهایی مطلق
که در طریقت عشاق، اولین قدم است

قسم به عشق و جنون و به دوست، آری دوست
که هم عزیزترین هم رساترین قسم است

که زیستن تهی از عشق برزخی است عظیم
که زندگی است به نام، ارچه بدتر از عدم است

مگرنه ماه شب ماست عشق و خود، نه مگر
محاق ماه به خیل ستارگان ستم است؟

ببین که وقت جهان‌بینی است و جان بینی
کنون که آینه‌ی چشم دوست، جام جم است
(ص۱۱۶)
همان‌طور که می‌بینید وابستگی معنایی و ساختاری ابیات آغازین غزل، پیامد ناگزیر تکرارپاره‌ای از کلام(قسم به) است.منزوی برای بیان سخنی سنگین و باورمند کردن مخاطب نسبت به آن ابتدای شعر را باسوگندهای مکرر آغاز می‌کند؛اما این سوگندها،لفظ خشک و خالی نیستند؛بلکه همراه با آن‌ها، تصویری بدیع و بکر نیز پیش چشم خواننده کشیده می.شود، بدین ترتیب، عناصر یاد شده،گاه، پویا و دیداری می‌شوند:
قسم به عشق که دروازه ی سپیده دم است
و گاه ملموس و قابل تجربه:
قسم به عشق که زیتون باغهای شمال
قسم به دوست که خرمای نخلهای بم است

در تشبیه عشق به زیتون و دوست به خرما نوعی تقابل به چشم می‌خورد که نشانه‌ی صدق عاطفی شاعر در ثبت تجربه‌های شخصی غنایی است.
ناگفته پیداست که زیتون در فرهنگ جهانی،نماد صلح و دوستی و نشانه‌ی سرسبزی است؛ اما به نظر می‌رسد که منزوی در خلق این تصویر بیشتر تلخی زیتون را وجه شبه قرار داده است به عبارتی دیگر؛ عشق مسیری است سرسبز اما با تلخ کامی‌های بسیار که سرانجام به درک شیرینی حضور دوست_خرمای نخلهای بم_منتهی میشود.
بدین‌گونه،توالی سوگندها در بیت چهارم با تأکیدی بیشتر بر نقش معشوق،جمع بندی شده:
قسم به عشق و جنون و به دوست،آری دوست!
وآن سخن نهایی که اصلی‌ترین محور جهان بینی شاعر است،بیان میشود:
بی‌عشق،زندگی را جز نیستی،چه نام‌ است؟
این غزل با این ساختار خطی می‌توانست با بیت پنجم تمام شده تلقی شود؛اما شاعر در بیت بعدی تعلیلی برای سخن نهایی خود می‌آورد و با مانند کردن عشق به ماه شب و جمع عشاق به خیل ستارگان تصویری شبانه در برابر چشم ما می‌نهد.
از این رهگذر،تصویرهای شعری در بستری از زمان جاری می‌شوند؛با عناصری چون سپیده‌دم و آفتاب آغاز و به پدیده‌های طبیعت شب(ماه،ستاره)ختم می‌شوند.
از لحاظ بافت نحوی کلام نیز،بیت‌ها اغلب دستورمند بوده واز الگوی ترکیبی (نهاد + مسند + فعل اسنادی)پیروی می‌کند.انتخاب این شیوه‌ی ترکیبی،جمله ها را به طبیعت نثر نزدیکتر کرده است.
روابط بینامتنی نیز مثل اغلب شعرهای منزوی،بخشی از آفرینش معانی شعر را برعهده گرفته‌است.معانی ابیات سوم و هفتم با اندکی ابتکار به ترتیب ازاین بیتهای حافظ اقتباس شده‌اند:
در ره منزل لیلی که خطرهاست درآن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
(دیوان،
۳۶۵)
دیدن روی تو را دیده ی جان بین باید
وین کجا مرتبه ی چشم جهان بین من است

(همان:۴۶)
کاربرد دوگانه‌ی واژه "ببین!"(نگاه کن/هشدار!)در بیت پایانی هم چنین جناس های(جهان _جان)،(ببین_بینی) و شبکه تناسب‌های ایجادشده بین عناصر بیت از دیگر برجستگی‌های بدیعی این غزل به شمار می‌رود که با اجزای کل متن در تعامل است.
به نظر میرسد که منزوی در سرودن این غزل و تشکّل نهایی آن،اسلوب بیانی آیات آغازین برخی سوره‌های کوچک قرآن کریم را الگوی ساختاری خود قرار داده‌است(١)
بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرَّحِيمِ * وَالشَّمس و ضُحها (۱) وَالقَمَرِ إِذا تلها (۲) وَالنَّهارِ إِذا جَلَّها (۳) وَالَّيلِ إِذا يعشها (۴) وَالسَّمَاءِ وَ ما بَنها (۵) و الأرضِ وَ ما طَحها (۶) وَ نَفسٍ وَ ما سَوَّاها (۷) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَها وَ تَقواها (۸) قَد أَفْلَحَ مَن زَكّها (۹) و قد خاب من دسها

روی هم رفته،مطالعه‌ی دیوان منزوی از منظر شیوه‌های معماری کلام،نشان می‌دهدکه شعرهایی که با تکرار واژه یا عبارتی به انسجام رسیده‌انداز تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کند؛مسلماً یکی از دلایل کم اقبالی منزوی به این تمهیدساختاری،تکرار واژه‌ی ردیف در غزل‌های مردّف است؛به ویژه ردیف‌های بلندکه عرصه را برای تکرار واژه‌های دیگر در محور عمودی غزل تنگتر می‌کند؛ اما درغزلهای بدون ردیف،میدان فراختر است؛هرچند که ممکن است این تکرار _برخلاف جای گیریش درابتدای مصراع ها و ابیات-از لحاظ دیداری آوایی و معنایی،همان کارکردهای ردیف را داشته‌ باشد:
دوباره عشق دوباره هوا دوباره هوس
دوباره عشق دوباره هوی دوباره هوس
دوباره ختم زمستان، دوباره فتح بهار
دوباره باغ من و فصل تو نسیم نفس
دوباره باد بهاری همان نه گرم و نه سرد
دوباره آن
...
۱_درکاربرد این اسلوب بیانی،فضل تقدم با سپهری است:به تماشا سوگند/وبه آغازکلام/وبه پروازکبوترازذهن/واژه‌ای درقفس است
@asemasadi
  • ❤ 5
  • 👌 2
  • 🍓 2
  • ❤‍🔥 1
More from @asemasadi
  1. Sep 23, 2026غزل معاصر زنجان با مقدمه و گزینش حسین منزوی (هفته‌‌‌نامه‌ی امید زنجان چهارم آبان ۱۳۷۳) با…
  2. Sep 22, 2026اول پاییز منم، شادِ غم‌انگیز منم تا تو بخندی گل من، گریه‌ی یکریز منم ما دو جهان روبه‌رو، گ…
  3. Aug 28, 2026شاخ گوزن یا پر طاووس، هرچه بود در جنگل شما، هنرم شد بلای من جز رنجِ خستگی و شکنج شکستگی چی…
  4. Aug 22, 2026‍ کسی از شهر نیامد به عزای من و تو زاغ‌ها مرثیه خواندند برای من و تو ما به سرسبزی خود دلخو…
  5. Aug 17, 2026آیین رونمایی از کتاب «مزارع برنزه» چهارشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۱۷.۳۰ عصر سالن آمفی‌تئاتر مهرانه
  6. Aug 16, 2026قلم، دست، گفتار، كوتاه‌تر افق، بال، منقار، كوتاه‌تر ز بیراهه‌ها، جاده، بیراه‌تر عَلم، از ع…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →