TGViewer
عاصم اسدی(شعرها و نوشته‌ها) عاصم اسدی(شعرها و نوشته‌ها) @asemasadi · 281 subscribers
Post #1407 1.32K
من فلسفه می‌خواندم در باغ، کسی خندید
دستی که مرا می‌چید از لرزش من ترسید!

او زمزمه‌گر می‌خواست، من همهمه‌گر بودم
بر همهمه‌ی سرشار از وسوسه می‌خندید

من ساکن خود بودم، او جاری دوران‌ها
من سایه‌ی او بودم، جامانده‌ی در تردید..
ـ🔹ـ
دستی به زمین آمد، آیینه به دورم چید
آن وقت، کتابم را از زیر سرم دزدید

بر دشت گذر کردم، هر سنگ تو را می‌خواند
هر غنچه که می‌دیدم با نام تو می‌خندید

تا زمزمه‌ات کردم با نغمه‌ی هر مرغی
از شاخه فرود آمد بر دور سرم چرخید

خاشاکِ مرا بردی تا باطن دریاها
تاجی به سرش کردی از دانه‌ی مروارید

در پیله‌ی تنهایی بالغ شد و بالا رفت
پروانه‌ی محضی تا همسایگی خورشید
ـ🔹ـ
از تخت و کلاه جم بی‌بهره شدیم، اما
آیینه‌ی ما کم نیست از آینه‌ی جمشید

#عاصم_اسدی
[ زنجان‌‌‌ _‌اردیبهشت ۱۳۷۴‌ ]

@asemasadi
  • ❤ 14
  • 🔥 4
  • 👍 2
  • 👏 2
  • 👎 1
More from @asemasadi
  1. Sep 23, 2026غزل معاصر زنجان با مقدمه و گزینش حسین منزوی (هفته‌‌‌نامه‌ی امید زنجان چهارم آبان ۱۳۷۳) با…
  2. Sep 22, 2026اول پاییز منم، شادِ غم‌انگیز منم تا تو بخندی گل من، گریه‌ی یکریز منم ما دو جهان روبه‌رو، گ…
  3. Aug 28, 2026شاخ گوزن یا پر طاووس، هرچه بود در جنگل شما، هنرم شد بلای من جز رنجِ خستگی و شکنج شکستگی چی…
  4. Aug 22, 2026‍ کسی از شهر نیامد به عزای من و تو زاغ‌ها مرثیه خواندند برای من و تو ما به سرسبزی خود دلخو…
  5. Aug 17, 2026آیین رونمایی از کتاب «مزارع برنزه» چهارشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۱۷.۳۰ عصر سالن آمفی‌تئاتر مهرانه
  6. Aug 16, 2026قلم، دست، گفتار، كوتاه‌تر افق، بال، منقار، كوتاه‌تر ز بیراهه‌ها، جاده، بیراه‌تر عَلم، از ع…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →