ایران باستان تنها نمونه دیگری است که در آن ظاهراً ازدواج با محارم در خانواده هستهای بهطور منظم رواج داشته است (برای نمونه نک: West 1882؛ Slotkin 1947؛ Klima 1966؛ Spooner 1966؛ Sidler 1971؛ Chadwick 1979؛ Frye 1985؛ Lee 1988؛ Herrenschmidt 1994؛ Mitterauer 1994؛ برای کتابشناسی کامل نک: Scheidel 1996، در دست تهیه).
یک منبع شرقی متعلق به حدود سال ۲۰۰ میلادی این رسم را چنین خلاصه میکند:
«پارسیان قوانینی برای خود وضع کردهاند که بر اساس آن خواهران و دختران و نوههای خود را به همسری میگیرند. برخی حتی از این هم فراتر میروند و مادر خود را نیز به همسری میگیرند. بعضی از این پارسیان سرزمین خود را ترک کرده و در ماد و آتروپاتن و پارت و مصر و فریگیه زندگی میکنند یعنی در بخشهایی از ایران و مصر و ترکیه امروزی. آنان را مغها مینامند. در هر سرزمین و اقلیمی که زندگی کنند مطابق قانونی رفتار میکنند که برای نیاکانشان مقرر شده است» (Drijvers 1965، صص. ۴۳–۴۵).
حدود شصت اشاره به این رسم در منابع یونانی و رومی و همچنین منابع ارمنی و عربی و حتی متون هندی و تبتی و چینی یافت میشود. این شواهد از قرن پنجم پیش از میلاد آغاز میشوند و تا قرون وسطی ادامه دارند (Scheidel 1996، در دست تهیه).
این واقعیت که این پدیده کنجکاوی بسیار بیشتری نسبت به شیوههای مشابه ازدواج در مصر برانگیخته است شاید نشان دهد که این رسم برای مدت طولانیتری ادامه داشته است. عوامل سیاسی نیز احتمالاً در این موضوع نقش داشتهاند، بخش عمده شواهد موجود به اواخر دوران باستان مربوط میشود و بیشتر آنها را نویسندگان مسیحی ثبت کردهاند. این نویسندگان از قرن سوم میلادی به بعد مینوشتند. در آن زمان ظاهراً ازدواج میان خواهر و برادر در مصر از پیش متوقف شده بود.
اینکه جامعترین گزارشها را مسیحیان شرقی نوشتهاند که در نزدیکی قلمرو ایران یا تحت سلطه آن زندگی میکردند نشان میدهد که این روایتها صرفاً داستانهایی خیالی درباره مردمی دوردست نبودهاند.
گفته میشود یکی از شهدای مسیحی به نام مار بنیامین فرزند زوجی بوده که ازدواجشان از نوع ازدواج با محارم بوده است (Scheil 1897، ص. ۲۴۹). همچنین ادعا شده است که فرد دیگری به نام مهرام گشنسپ پیش از گرویدن به مسیحیت با خواهر خود ازدواج کرده بود (Hoffman 1880، صص. ۹۳–۹۶).
حتی در قرن هشتم میلادی ایسابوخت اسقف اعظم نسطوری در پارس واقع در جنوب ایران بخش قابلتوجهی از نوشتههای خود را به هشدار درباره تقلید از رسوم ازدواج با محارم در میان زرتشتیان اختصاص داد (Sachau 1914).
نوشتههای حقوقی او معمولاً به مسائل نظری و پیچیده نمیپردازند. بنابراین این آثار شواهدی از تداوم این رسم حتی در دوران سلطه اسلام به شمار میروند.
اما نکته مهمتر این است که نوشتههای دینی فراوانی که از زرتشتیان دوران باستان و اوایل قرون وسطی باقی ماندهاند دستکم چهل اشاره صریح دیگر به این رسم دارند. این رسم معمولاً با اصطلاح «ازدواج با خویشاوندان نزدیک» ترجمه میشود و در متون زرتشتی با واژه خْوِدودَه (xwedodah) شناخته میشود.
Scheidel, W. (1996). Brother-sister and parent-child marriage outside royal families in ancient Egypt and Iran: A challenge to the sociobiological view of incest avoidance? Ethology and Sociobiology, 17(5), 319–340.
@Arsacid_Chronicle