تعریف آبژکتیو آزادی
در نظریهی آزادی این تفاوت بنیادین با دیگر نظریات و مطالب موجود دربارهی آزادی وجود دارد که آزادی دارای یک تعریف آبژکتیو میشود. تعریفی که میشود دربارهی آن نه تنها بحث کرد که آن را به طور عملی در زندگی به کار برد و مثل یک سنجه برای مسائل دیگر نیز به کار بست. این تعریف آبژکتیو همان مالکیت فردیست. مالکیت فردی بر روی جان، مال و روان فرد. به عبارتی هرکسی میتواند صاحب ورودیهای زندگیش و خروجیهای آن به شکل تصمیماتش باشد و براینان نیز مسئول است. زمانی که شما بتونید جانتان را حفظ کنید، مالتان را درون جیبتان بگذارید و بر روی تصمیماتتان و آنچه که قرار است وارد ذهن شما بشود صاحب باشید (سانسور و فیلتری وجود نداشته باشد جز تصمیم خود شما) آن زمان است که میتوانید آزاد باشید چرا که قادر خواهید بود، امکان خواهید داشت، توان انجام خواهد بود. درصورتی که اگر شما امکان انجام نداشته باشید، میتواند معادل این باشد که آزادی ندارید. این دید، آبژکتیو است و به صورت آکسیومی پیش میرود یعنی این خاصیت را دارد که شما میتوانید آن را در مسائل دیگر به عنوان یک پیشفرض بیارید و بسنجید. اگر آنچه که فکر میکنیم و انجام دهیم حق مالکیت دیگری را بر جان و مال و روانش نقض نمیکند آنگاه آن کار میتواند صرفا تفاوتهای فردی ما در عملکرد باشد. مسلما برخی از اینان هزینه بیشتری خواهند داشت و برخی کمتر اما تا زمانی که به حق مالکیت دیگری ضربه نمیزنند، تفاوت عملکردی فردی ماست که در حیطهی اختیارات و مالکیتمان آن را به کار میبندیم. اما اگر کسی نقض مالکیت دیگری کند، به این معناست که این اصل را نپذیرفته پس با زیرسوال رفتن حق مالکیت خودش نیز مشکلی ندارد. اگر کسی چنین پیشفرضی را برای مقایسهی کارهایش به کار نمیبندد و در تصمیمگیریش دخالت نمیدهد، یعنی از آن کناره گرفته. اگر کسی این را به صورت کلی نیز به کار بگیرد یعنی قصد دارد حق مالکیت دیگران را فدای یک هدف، یک مفهوم یا یک آرمان بکند و این آن چیزیست که ما به اسم جمعگرایی میشناسیم. نکتهی کلیدی در این تبعیین این است که ما مالک دیگری نیستم و دیگری مالکیت ما را ندارد. پاسخگویی ما به دیگری و چرایی آنچه که میکنیم مربوط به خودمان است و صرفا در محدودهی زمانیست که قراردادی صورت گرفتهاست. به این معنا که اگر صاحبکاری با کارمند خود قراردادی مینویسد، میتواند کارمند را بابت آنچه که در قرارداد آمده مورد پرسش قرار بدهد و توضیح بخواهد. همینطور زمانی که قرارداد خرید و فروشی نوشته میشود، براساس آنچه که در این سند ذکر شده افراد میتوانند یکدیگر را در اون حیطههای محدود مورد پرسش قراردهند. در روابط انسانی نیز اگر دو نفر تصمیم بگیرند با یکدیگر قراردادی ببندند یا به عبارتی ازدواج کنند، در حیطه آنچه که شخصا تصمیم میگیرند ذکر کنند، میتوانند یکدیگر را مورد پرسش قراردهند. روابط انسانی اما به صورت گسترده لزوما با قرارداد پیش نمیروند. ارتباط ما با خانواده، با فامیل، با دوستان و با پارتنرها نوعی ارتباط است که براساس صحبتهای انجام شده پیش میرود اما درعین حال جایی برای پرسشهای اساسی قرار نمیدهند. نمیشود در تصمیمات دیگران دخالت کرد تا زمانی که حق مالکیت دیگری را نقض نکردهاند و همهچیز منوط و مشروط به حداقل یعنی همان حق مالکیت خصوصی باقی میماند. ممکنه است افراد در این روابط کارهایی انجام دهند که ما آن را شایسته ندانیم و در عین حال نقض مالکیت دیگری نکنند، از این رو حقی برای پرسش کردن و جواب خواستن و تصریح وجود ندارد. میتوان امتحان کرد، میشود درخواست کرد اما بایدی وجود ندارد. از این رو اینکه از رتبهی کنکور شما سوال میشود یا انتظار میرود چرایی ازدواج نکردنتان را به فامیل توضیح بدهید یا که چه و چه، همگی نمیتوانند یک انتظار و یک باید بشوند چرا که به حریم شما مربوطند و شما در دوحالت موظف به توضیح هستید و باید در دسترس باشید: یا بر روی آن توافقی صورت گرفته باشد و چنین چیزی نوشته شده باشد و ۲. شما نقض مالکیت دیگری کرده باشید. آکسیوم حق مالکیت فردی آنچنان بنیادین است که اگر به یک پیشفرض بنیادین تبدیلش کنید به سادگی میتوانید در باقی مسائل نتیجهگیری کنید و نسبت خودتان با دیگران را پیدا کنید و بدانید امکان عمل و توان را به شما میدهد. برای همین میتواند تعریفی آبژکتیو از آزادی باشد.
Post #14903
460
Forwarded from بیگانه
- ❤ 4