TGViewer
آرشیو بیگانه آرشیو بیگانه @archivenira · 3.5K subscribers
Post #14902 423

Forwarded from بیگانه

خطر بزرگ دیکتاتوری روش: چه بازار و چه علم
زیست انسانی مرکب بُعدهای پیچیده و درهم تنیده‌ایه که گاها تشخیصش از یکدیگر بسیار سخت می‌شه. راه ساده برای برخورد با این پیچیدگی‌های در هم تنیده اینه که یک روش معین برای شناخت پیدا کنیم و همچون یک قالب بر روی همه‌چیز بگذاریم. این رفتار مثل گرفتن یک قالب دایره و گذاشتنش روی تمامی ابعاد زندگی انسانه. گاها بر روی چیزهایی می‌ذاریم که دایره هستن و بدرستی دایره نشونشون می‌ده اما در موارد دیگه ممکنه اونچه که ما درحال به شکل دایره دیدنش هستیم در حقیقت تصویر بزرگ‌تر یا متفاوت‌تر و با گوشه و زوایای مختلف‌تری باشه که چون قالب دایره‌ای برای دیدنش به کار بردیم متوجه نشیم پرتی کار کجاست و تصویر رو به صورت کامل نبینیم و درک پیچیدگی‌ها از دست ما خارج بیفته.
بنابراین باید پذیرفت که جهان مرکب و ابعاد پیچیده و در هم تنیده‌ی زیست انسانی نیازمند داشتن و به کار بردن روش‌ (قالب)های متفاوته تا بتوان پرتی‌ها را نیز حساب کرد و ابعاد مسائل رو کامل دید. این به ما کمک می‌کند که از دیکتاتوری روش (شرایطی که در آن همه‌چیز دایره بنظر می‌رسد چرا که با قالبی دایره‌ای به دیدن آن می‌رویم) رها شویم و دیگر دچار چنین خطایی نشویم.
برای مثال باید بتوانیم تعیین کنیم روش علمی (آنچه به عنوان ساینس می‌شناسیم) در چه حیطه‌هایی می‌تواند با ما کمک کند. مسلما روش علمی در شناخت اتفاقات پیرامون ما روشی دقیق و کم‌نظیر دارد. اما در دیگر حیطه‌ها همچون زمانی که از اخلاقیات، آزادی و الهیات صحبت می‌کنیم دیگر قالبی نیست که بتواند تمامی زوایا را پوشش دهد.
در کنار این، دید بازاری نسبت به مسائل و سنجیدن با قواعد آنچه که انسان تبادل می‌کند و با آن مالکیت دارد نیز به ما می‌تواند در درک اخلاقیات و آزادی کمک شایانی کند اما در تبیین مسائلی همچون روابط انسانی تنها بخشی از حقیقت را به ما نشان می‌دهد.
این را در نظر بگیریم که این به معنای بی‌حرف ماندن این دو حیطه در زمینه‌های گفته شده نیست. به این معنا که این قالب‌ها، در هرکجا، مشخصا بخشی از مسئله را به ما نشان می‌دهند اما نباید تصور کنیم که فهم این بخش، فهم تمامی پیچیدگی مسئله‌است و فهم زوایای دیگر نمی‌تواند بر روی تصویری که داریم تاثیر کند. برای مثال ممکن است دایره‌وی که ما در قالب می‌بینیم تنها بخش مرکزی یک مثلث بوده باشد.
برای مثال در رابطه با مسائل انسانی اگر از منظر پوزیتیویستی نگاه کنیم افرادی همچون داوکینز و ویلسون روابط انسانی را محدود به خودخواهی و انسان گرگ انسان است می‌دانند. فداکاری، عشق و ایثار را همچون خودخواهی‌هایی پنهانی در نظر می‌گیرند که براساس تکامل در جهت حفظ ژن‌های نزدیک اتفاق می‌افتند.
اگر بخواهیم از منظر مغز و اعصاب و علوم شناختی و روش علمی نگاه کنیم روابط انسانی همچون مسائلی مربوط به هورمون‌ها، فیزیولوژی بدن و غرایز دسته‌بندی می‌شوند. اگر در این حوزه نگاه تکاملی نیز دخیل باشد که تبیین‌هایی کم شواهد مبتنی بر اینکه چه چیزی در طول تاریخ بشر "جذاب" شناخته شده تا "تولید مثل بهینه" اتفاق بیفتد توضیح داده می‌شود.
در فهم بازار آزادی این مسئله‌ نیز اگر دقت شود، همه‌چیز یک معامله و با حساب و کتاب منطقی پیش می‌روند و روابط انسانی را همچون یک سرمایه‌گذاری بر روی یک شخص می‌دانند تا آن‌ها را به جایگاه بهتری برساند و افراد در پی اپتمایزد کردن روابط پیش می‌رود.
از تمامی این منظر‌ها همواره بخش زیادی از پیچیدگی‌‌ها و ابعاد ارتباطات انسانی خارج از مسئله می‌ماند. شاید روابط انسانی یکی از پیچیده‌ترین مسائلی باشند که با آن برخورد می‌کنیم. متغیرها به حدی زیاد هستند و هر فرد به حدی آزادی عمل و انعطاف و منحصر به فرد عمل می‌کند که نمی‌توان حکم‌های کلی داد و از بیرون درباره‌ی مسائل سخن گفت. اگر افراد را همچون شخص‌های مستقل دارای تنوع به حساب بیاوریم که اراده‌ی آزادی برای به کار بستن در مسائل دارند، پس نه لزوما خودخواهانه و در پی حفظ ژن عمل می‌کنند و نه لزوما در حال اپتمایزد کردن روابط برای سوددهی بیشتر یا سرمایه‌گذاری بلند مدت برای تضمین حضور هستند. روابط انسانی، غیرقابل پیش‌بینی اما متفاوت از قواعد بازار عمل می‌کنند. بازار، گرچه بخش مهمی از این روابط است و تنیدگی‌ آن با روابط انسانی تنیدگی‌ای بی‌بدیل است اما زوایای دیگری را همچون انتخاب‌های متنوع فردی براساس معیارهای فردی را در نظر نمی‌گیرد. افراد در روابط لزوما به دنبال اپتمایزد کردن نیستند. احساسات لزوما کالا نیستند و در روابط لزوما سرمایه‌گذاری نمی‌شود. فاکتورها به حدی متنوع هستند که حتی نمی‌شود دقیقا گفت کدام فاکتورها همگانی هستند و بتوان از آن نام برد.‌ رویکردی که فردیت منحصر به فرد افراد را اصل قرار می‌دهد، توضیح می‌دهد چگونه ارتباطات انسانی فراتر از هر یک از تبیین‌های گفته شده می‌رود: هر فرد، رویکردی متفاوت دارد. دلایلی متفاوت دارد. توضیح شکست و موفقیت در روابط متفاوت می‌شود. هر فرد، آزادی عمل خود را به کار می‌گیرد و اگر از دست بدهد یا چیز بدست بیاورد طبق قواعد بازار پیش نمی‌رود. برای مثال مسئله‌ی هدیه دادن را می‌توان از نظر تکاملی بررسی کرد و گفت هدیه می‌دهیم تا در چشم دیگران بی‌خطر بنظر بیاییم و تضمین بخریم تا بقای ژن را ادامه دهیم. از منظر بازار آزاد می‌توان گفت هدیه می‌دهیم چرا که وقت و زمان و احساساتمان را معادله کردیم. برخی حتی می‌گویند هدیه می‌دهیم چون هدیه نیز نوعی تبادل مالی‌است و می‌دانیم شخص مقابل قرار است بار بعد هدیه‌ای معادل آن بیاورد. با این حال اگر دیدگاهی فردی پیش بگیریم می‌بینیم چطور گاهی ممکن است هر یک از این تعاریف صادق باشند اما ما هزاران هزار مثال می‌شناسیم که نقض آن را ثابت می‌کند مثل زمانی که هدیه به شخصی ناشناس که هرگز قرار نیست دوباره او را ببینیم می‌دهیم.
بهترین روش که احتمالا برای بررسی روابط انسانی خارج از بازار می‌توان به کار برد، دیدی مبتنی بر فردیت و با در نظر گرفتن منحصر به فرد بودن هر رفتار و هر تصمیم و هر عقیده انسانی در این زمینه خواهد بود. به این معنا که باید پذیرفت درباره‌ی روابط انسانی حکم‌هایی کلی نمی‌توان صادر کرد. روش ما برای شناخت دلایل، مسائل و الگوها تنها می‌تواند زمانی تمامی زوایا را مشخص کند که به حرف و توضیحات خود افراد تکیه کنیم و همین آزادی عمل، این عرصه را با یکی از بی‌قاعده‌ی کلی‌ترین عرصه‌ی زیست انسان بدل می‌کند. جایی که بدلیل فردیت و اراده‌ی آزاد هر فرد، توضیح چرایی‌ها و رفتارها می‌تواند تا حد فردی متنوع شود و هیچ یک توضیح برای یک اکثریت صادق نباشد. چه بسا که حتی به زور برای یک دو نفر بتواند توضیح دهنده باشد.
این به معنای ناکارآمدی روش علمی یا شناخت مبتنی بر بازار نیست. این به معنای شناخت محدودیت‌های این روش‌ها و مرزبندی‌ حیطه‌هاییست که می‌توانند در آن بیانگر و توضیح دهنده باشند. از این رو نمی‌توان گفت زن‌ها ازدواج نمی‌کنند زیرا... مردها روابطی را می‌خواهند که... باسن بزرگ برای برای مردان... زنان در رابطه سرمایه گذاری می‌کنند بر....! همه‌ی این گزاره‌ها، گزاره‌هایی جمعیست که تفاوت‌های فردی را فدای سهولتِ توضیحات براساس یک قالب در دست می‌کند و افراد را به یک الگو، با یک توضیح تقلیل می‌دهد. این تناقضی بزرگ است اگر معتقد باشیم که انسان، منحصر به فرد و دارای اراده‌ی آزاد است. همین.
More from @archivenira
  1. Oct 10, 2026بعد که به اعتماد به نفس و پیدا کردن ثبات و امنیت در خویشتن خویش فکر کردیم براش گفتم برای م…
  2. Oct 10, 2026بهش گفتم می‌دونی؟ امنیت رو کسی دیگه نمی‌تونه برات بسازه. چون دیگری، به دلیل دیگری بودنش، ه…
  3. Oct 10, 2026بهش گفتم می‌دونی؟ مسئله در ناراحت نکردن دیگری نیست، مسئله در حساس بودن نسبت به ناراحتی دیگ…
  4. Sep 25, 2026تعریف آبژکتیو آزادی در نظریه‌ی آزادی این تفاوت بنیادین با دیگر نظریات و مطالب موجود درباره…
  5. Sep 16, 2026یکی از گوشه‌های جالب زبانی ما (که فقط مختص به ما نیست) اینه که به هرچیز دولتی‌ای که می‌گیم…
  6. Sep 16, 2026مالکیت خصوصی، بازار آزاد و محافظه کاری چندی پیش ویدئویی در یوتیوب منتشر کردم که از مسئله‌ی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →