آقای ۲۳ همیشه دیر میرسید.
سر کلاس، سر قرار، حتی مهمونی خانوادگی.
یه روز دوستش کلافه شد و گفت:
ـ تو کلاً با ساعت مشکل داری؟
گفت:
ـ نه، با ساعت نه.
ـ پس چرا همیشه ۲۳ دقیقه دیر میرسی؟
آقای ۲۳ یه لحظه مکث کرد و گفت:
ـ چون از وقتی بچه بودم، بابام همیشه میگفت «اگه یه روز دیدی ساعت ۲۳:۲۳ شد، هرجا هستی برگرد خونه.»
دوستش خندید:
ـ خب؟
آروم گفت:
ـ دیشب دیدمش.
ـ برگشتی؟
نگاهش رو انداخت پایین.
ـ آره... ولی دیگه خونهای وجود نداشت.
Post #131
81