مورخ اقتصادی کریس کالتون، مینویسد:«حالا دیگر همه پذیرفته اند که نازیها کاپیتالیست بودند نه سوسیالیست»
به رغم وجود کلمهٔ «سوسیالیست» در اسم رسمی حزب «حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» جنبش دیرینهٔ حذف سوسیالیسم از تاریخ نازیسم خالی از اغراض پنهان نبود. رسیدن به این نتیجه که نازیها کاپیتالیست بودند برای این است که ننگ تاریخی را متوجه کاپیتالیسم کنند.
همانطور که کالتون توضیح میدهد:«هنگامی که بسیاری از روشنفکران اروپایی هنوز شیفتهٔ شوروی بودند، این دروغ کاپیتالیست بودن نازیها دروغ خوشایندی بود.» هیچ سوسیالیستی نمیخواست ارتباطی با نازیسم داشته باشد، حتی با وجود اینکه نازیها با افتخار سوسیالیسمشان را جار میزدند. اذعان به اینکه نازیسم گونهای از سوسیالیسم است، به نوشتهٔ کالتون «با جهان بینی شوروی مارکسیستی جور در نمیآمد و این روایت دروغین تا به امروز دوام آورده است.»
یک دهه پیش از انتشار راه بردگی، فردریش هایک بابت ناسیونال سوسیالیسم به جهان هشدار داده بود.
در سال ۱۹۳۳،پیش از نمایان شدن عمق تباهی هیتلر، هایک در نامهای به دوستش ویلیام بوریچ¹، رئیس مدرسهٔ اقتصاد لندن و یک سوسیالیست فابیان، دربارهٔ کابوس ناسیونال سوسیالیسم نوشت. حتی در سال ۱۹۳۳،هایک فهمید که سوسیالیستها ادعا خواهند کرد ناسیونال سوسیالیسم نوعی «راست گرایی» است و ادعا کرد که «هیچ چیزی نمیتواند سطحی از این باشد که کسی نیروهای مسلط بر آلمان امروز را ارتجاعی در نظر بگیرد.
به این معنا که خواهان بازگشت به نظام اجتماعی و اقتصادی سال ۱۹۱۴ باشد.»
هایک نوشت اینکه نازیها «مارکسیستها و به طور کلی دموکراتها را آزار میدهند، احتمالا این واقعیت بنیادین را مخدوش کند که ناسیونال "سوسیالیسم" جنبش سوسیالیستی اصلی است و ایدههای اصلیاش ثمرهٔ نهایی گرایشهای ضد لیبرالی هستند که از اواخر عصر بیسمارک به تدریج در آلمان جایی پیدا کردهاند و اکثر روشنفکران آلمانی را ابتدا به سوی سوسیالیسم صندلی ² و بعداً به مارکسیسم در شکلهای سوسیال دموکراتیک یا کمونیستی هدایت کردهاند.»
در پاسخ به این ادعا که نازیسم به دلیل ارتباطش با کسبوکارهای بزرگ سوسیالیسم نیست، هایک پاسخ داد:
یکی از دلایل اصلی اینکه ویژگی سوسیالیستی ناسیونال سوسیالیسم عموماً به رسمیت شناخته نشدهاست، بدون شک، اتحادش با گروههای ناسیونالیستی است که نمایندهٔ صنایع بزرگ و ملاکان بزرگند. اما این مسئله صرفاً نشان میدهد که این گروهها هم همانطور که در کمال سرخوردگی فهمیدند دست کم تا حدی متوجه ماهیت این جنبش نبودهاند. اما فقط تا حدی و این برجستهترین ویژگی آلمان مدرن است بسیاری از خود کاپیتالیستها شدیداً تحت تأثیر تفکرات سوسیالیستی بودند و آنقدر به کاپیتالیسم اعتقاد نداشتند تا با وجدانی آسوده از آن دفاع کنند.
اما، بهرغم این مسئله، طبقهٔ کارآفرین آلمان در متحد کردن خودش با جنبشی که نباید هیچ شکی نسبت به گرایشهای ضد کاپیتالیستیاش وجود میداشت، کوتهبینی، تقریباً شگفتانگیزی از خود نشان داد.
هایک دربارهٔ برنامهٔ نازیها گفت تفاوتش با بلشویکها «فقط در این است که سوسیالیسماش بسیار خامتر و کمتر عقلانی بود.»
از دید هایک،«ویژگی غالب (ناسیونال سوسیالیسم) نفرت شدید از تمامی چیزهای کاپیتالیستی است سودجویی شخصی، کسبوکارهای بزرگ، بانکها، شرکتهای سهامی با مسئولیت محدود، پاساژها، "تأمین مالی بینالمللی و وام سرمایه" و به صورت کلی، نظام "بردگی بهرهای"»
هایک متوجه شد که علت علاقهٔ آلمانها به ناسیونال سوسیالیسم این بود که «آنان از قبل کاملاً تحت تأثیر ایدههای جمعگرایانه بودند...»
ناسیونال سوسیالیسم، گسستی شدید از بلشویکها نبود، بلکه ترکیب سوسیالیسم و ناسیونالیسم بود که از نفرت نژادی تغذیه میکرد.
¹)هایک در یادداشت «نازی-سوسیالیسم» در بهار ۱۹۳۳، ناسیونالسوسیالیسم را «یک جنبش واقعاً سوسیالیستی» میداند و آن را اوج روندهای ضدلیبرالی و جمعگرایانهای میشمارد که در آلمان از اواخر عصر بیسمارک گسترش یافته بودند. او گسترش دخالت دولت، برنامهریزی اقتصادی متمرکز و گرایش به ایدههای دیکتاتوری را از عواملی میداند که در این مسیر نقش داشتهاند. این نامه قبل از به قدرت رسیدن نازیها نوشته شده بود.
²)سوسیالیسم صندلی: نوعی سیاست که اقتصاددانان آلمانی از آن دفاع و خواهان ارائه کمکهای دولتی به طبقهٔ کارگر برای ارتقای سطح زندگیشان بود.
منبع: بخشی از کتاب چرا سوسیالیست نیستم اثر رند پال، کلی اشلی پال ترجمه مسعود یوسف حصیرچین
#تحلیل
📃 @andishee_noo 🍃