روبیو در آکروپلیس
نخبگان ایالات متحده بهطور تاریخی نهادهای کشورشان را وامدار رم و یونان باستان میدانستند و به همین علت است که مثلاً سبک نوکلاسیک در ساخت ساختمانهای مهم دولتیشان رواج پیدا کرده بود یا در نوشتهها به کرات به آثار یونانی و رمی و کتاب مقدس ارجاع میدادند.
اما واقعیت این است که این تلقی چندان صحیح نبود و نیست. نهادهای آمریکایی در درجهٔ نخست محصول شرایط خاص کلنینشینهای قاره از ۱۶۰۰ به اینسو بودند. شرایطی که برخلاف اروپای قارهای و تمدنهای دیگر، فرصت بیشتری برای رشد آزادیهای فردی فراهم میکرد. نهادهای خاص آمریکایی محصول این شرایطاند و نه تقلید نخبگان قرن هجدهمی آمریکا از کتب فلان فیلسوف و مورخ یونانی و رمی یا بهمان آیه از کتاب مقدس.
نخبگان آن جامعه این را درک نمیکردند و البته ادعای گزافی هم نیست که درک نمیکردند. آنان خودشان در آن فضا میزیستند؛ و انسان به سختی میتواند روندهای بلندمدت جامعهای را که خود در آن زندگی میکند، تشخیص دهد. در ایران هم برای مثال در دوران رضاشاه امثال داور و تیمورتاش و فروغی و پیرنیا و مانند اینها تصور میکردند از ایران باستان تقلید میکنند، ولی درواقع نهادهایی را در ایران بازتولید میکردند که محصول جریانهای رادیکال در انقلاب فرانسه و دولتگرایان پروسی اواخر قرن نوزدهم بودند.
اگر آمریکا میراثدار رم و یونان است، منطقاً باید چیزی شبیه انقلاب صنعتی و مالی و علمی در تاریخ طولانی رم اتفاق میافتد که نیفتاد. میتوان با تقریب قابلقبولی نشان داد که استاندارد زندگی یک اشرافی رمی، در مقایسه با استاندارد زندگی یک فرد طبقه متوسطی در جوامع توسعهیافتهٔ قرن بیستم و بیستمویکم بسیار نازلتر بود. رم حتی از لحاظ دستاوردهای فلسفه و ادبیات در مقایسه با آتن قرن ششم تا چهارم پیش از میلاد هم در سطح بسیار نازلتری قرار داشت.
حرف این نیست که هیچ تأثیری از این دست اتفاق نیفتاده؛ تمدن غرب حتی از تمدن چینی بهواسطهٔ کاغذ و احتمالاً ماشین چاپ تأثیر گرفته است. چهبسا از تمدن اسلامی بهواسطهٔ مباحث نظری در ریاضیات و نجوم تأثیر گرفته باشد. حتماً از رم و یونان و اورشلیم هم بیشتر متأثر شده است. ولی اساس آنچه امروز از ایالات متحده و دستاوردهای آن میشناسیم، در درجهٔ اول میراث رم و یونان و اورشلیم نیست، بلکه میراث کلنینشین ویرجینیای سدههای هفدهم و هجدهم است. حتی سهم انگلیس قرون وسطی در شکلگیری نهادهای آمریکایی بیشتر از سهم یونان و رم باستان است.
و اینها واقعیتهاییاند که نه دمکراتها درک میکنند و نه جمهوریخواهان؛ چون هیچکدامشان لیبرال به معنی واقعی نیستند.
Post #4826
92
Forwarded from مهرپویا علا
- 👍 4