📗کنش انسانی
✒️لودویگ فون میزس
از گذشتههای بسیار دور مهمل بافیهایی شده که گویا اجداد انسان در شرایط سعادتمندانهای از وضعیت اصیل طبیعی لذت بردهاند. از اسطورهها، افسانهها و اشعار قدیمی تصاویری از شادمانی انسان بدوی به اندرون بسیاری از فلسفههای رایج قرن هفدهم و هجدهم رخنه کرد. در زبان آنان عبارت طبیعی به معنی چیزهای مفید و خوب برای امور انسانی بود و عبارت مدنیت به نوعی ناسزا تعبیر میشد. انحراف انسان از شرایط انسان عصر بدوی که در آن عصر اندک تمایزی با دیگر حیوانات داشت، نوعی سقوط تلقی میشد. در آنزمان این ستایشگران رمانتیک عصر کهن اعلام میکردند که در آن عصر جنگی میان انسانها در کار نبوده و صلحی اخلال ناپذیر این باغ عدن را در برگرفته بود.
با این حال طبیعت پدید آوردنده صلح و حسن نیت نیست. از ویژگیهای بارز وضعیت طبیعی تضاد آشتی ناپذیر است. هر شخصی رقیب دیگر اشخاص بوده و ابزار معیشت همواره دچاره کمیابی بوده و بقای همگان را تضمین نمیکند.
تضاد هرگز ازبین نمیرود چنانچه گروهی از افراد علیه دیگر دستههای با هم متحد شده و موفق به شکست آنان شوند. همچنان در توزیع غنایم میان دسته برنده نزاعی دیگر درمیگیرد. اینکه همواره سهم هر فردی از سهم دیگر افراد میکاهد، این خود منشاء نزاع است.
بهرهوری بالای تقسیم کار موجب روابط دوستانه میان انسانها میشود و این تعارض طبیعی منافع را از بین میبرد. چرا که هرجا تقسیم کار وجود دارد تقاضایی برای توزیع عرضه غیر قابل افزایش وجود ندارد. از مزایای بهرهوری بالای ناشی از تقسیم وظایف، چند برابر شدن عرضه کالاهاست.
یکی از منافع بارز و مشترک حفظ و تشدید مشارکت اجتماعی، همیشگی شدن و سر به سر شدن تعارضات اجتناب ناپذیر است.
رقابت کاتالاکتیک جایگزین رقابتهای زیستی میشود. این موجب هماهنگی منافع همه اعضای جامعه میشود. یعنی همان شرایطی که در رقابت های آشتیناپذیر زیستی برمیخیزد و همه مردم برای نیل به چیزهای یکسانی در تلاشند، به عاملی برای هماهنگی منافع تبدیل میشود. چرا که بسیاری از مردم و یاحتی همه آنها خواهان دستیابی به نان، لباس، کفش و ماشین هستند و تولید انبوه میتواند هزینههای این کالاها را به حدی کاهش دهد که به قیمت پایینی قابل دسترس باشند.
#ازکتاب
📗 @andishee_noo 🍃
Post #4756
1.36K