چشمانت آخرین چیزی است
که از گنجشکانِ جنوب مانده،
چشمانت آخرین چیزی است
که از ستارگانِ آسمان به جا مانده،
آخرین چیزی است که
از گیاهانِ دریا مانده است،
آخرین چیزی است که
از کشتزارهای تنباکو
آخرین چیزی است که
از اشکهای بابونه باقی است،
چشمانت آخرین
بادهای موسمی وَزیده است،
و آخرین کارناوالِ آتشبازی است،
چشمانت کارناوالِ آتش بازیست!
یک روز در هر سال
برای تماشایش میروم
و باقی روزهایم را
وقفِ خاموش کردنِ آتشی میکنم
که زیرِ پوستم شعله میکشد!
✍نزار قبانی
Post #1976
24
Forwarded from Harf Chat