TGViewer
انباری انباری @anbari_mat · 13 subscribers
Post #1973 12

Forwarded from Harf Chat

‌
از ضعف به هر جا که نشستیم، وطن شد
وز گریه به هر سو که گذشتیم، چمن شد

جان دگرم بخش، که آن جان که تو دادی
چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد

پیراهنی از تار وفا دوخته بودم
چون تاب جفای تو نیاورد، کفن شد

هر سنگ که بر سینه زدم، نقش تو بگرفت
آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد

عشاق تو هر یک به نوایی ز تو خوشنود
گر شد ستمی بر سر کوی تو، به من شد

از حسرت لعل تو ز خون مژه طالب
چندان یَمنی ریخت که گجرات، یمن شد
 
#طالب_آملی

با این گریه کردم، خوشحال شدم...
تو موقعیتی که داشتم آتیش می‌گرفتم خوندم، اصلا یک وضعی :)
More from @anbari_mat
  1. Sep 22, 2026‌ مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من که جز ملال نصیبی نمیبرید از من زمین سوخته ام نا امید و ب…
  2. Sep 22, 2026‌ ‌ چشمانت آخرین چیزی است که از گنجشکانِ جنوب مانده، چشمانت آخرین چیزی است که از ستارگانِ…
  3. Sep 22, 2026بنده جدیدا به "جداریات" دارم علاقه‌مند می‌شم.
  4. Sep 22, 2026‌ چه می‌توانم برایت بنویسم؟ هربار که خواستم چیزی برایت بنویسم قلبم از جایش کنده شد تا در س…
  5. Sep 22, 2026شاهکار ۲
  6. Sep 22, 2026‌ و کلمه بود و جهان در مسیر تکوین بود و دوست داشتن، آن کلْمه‌ی نخستین بود و عشق، روشنی کائ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →