درمورد برنامهها و آیندهام پرسیده بودی؛ از این سؤال تعجب کردم. معلوم است که هیچ برنامه و چشماندازی ندارم. نمیتوانم به آینده بروم، میتوانم به آینده پرتاب شوم، در آینده غلت بزنم، در آینده سکندری بخورم. در بهترین حالت میتوانم از جایم تکان نخورم. اما بهواقع برنامه و چشماندازی ندارم. حالم خوب باشد، کاملاً از لحظه پُرم. حالم بد باشد، همین لحظه را هم نفرین میکنم، آینده که جای خود دارد.
ـ فرانتس کافکا، نامه به فلیسه
آناماکا، آغاز بینام زمستان.
Post #4360
474
- ❤ 12
- ❤🔥 2
- 💔 1
- 😭 1