TGViewer
Channel Public Channel
آناماکا

آناماکا

@anamaka_p

آناماکا، آغاز بی نام زمستان.


پشتیبان:
@anamakasupport

اینستاگرام آناماکا:
https://www.instagram.com/anamaka.p

صفحۀ دیگر:
https://www.instagram.com/aydin_vaez

یوتوب آناماکا:
https://youtube.com/@anamaka_p
Subscribers
3.9K
Photos
250
Videos
92
Links
1.8K
Recent Posts 20 shown
Post #4312 344
«من که نمی‌توانم دائم کلاه شرعی برسرم بگذارم و بگویم این‌ جهان شاد است. کجای این‌ جهان شاد است؟»

- سهراب شهید ثالث
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 7
  • 💔 2
  • 🕊 1
  • 😭 1
Post #4311 475
ادامۀ حکایت:

در آن قُربت مرا با طایفه‌ای یاران اتّفاقِ سفر افتاد. چون از زیارتِ مکّه باز آمدم دو منزلم استقبال کرد، ظاهرِ حالش را دیدم پریشان و در هیأتِ درویشان. گفتم: چه حالت است؟ گفت: آن چنان که تو گفتی طایفه‌ای حسد بردند و به خیانتم منسوب کردند و مَلِک، دامَ مُلْکُهُ، در کشفِ حقیقتِ آن استقصا نفرمود و یارانِ قدیم و دوستانِ حَمیم از کلمهٔ حق خاموش شدند و صحبتِ دیرین فراموش کردند.

نه بینی که پیشِ خداوندِ جاه
نیایش‌کنان دست بر بر نهند؟

اگر روزگارش در آرد ز پای
همه عالمش پای بر سر نهند

فی‌الجمله به انواعِ عقوبت گرفتار بودم تا در این هفته که مژدهٔ سلامتِ حُجّاج برسید، از بندِ گرانم خلاص کرد و مِلْکِ موروثم خاص. گفتم: آن نوبت اشارتِ من قبولت نیامد که گفتم: عملِ پادشاهان چون سفرِ دریاست خطرناک و سودمند، یا گنج برگیری یا در طلسم بمیری.

یا زر به هر دو دست کند خواجه در کنار
یا موج روزی افکندش مرده بر کنار

مصلحت ندیدم از این بیش ریشِ درونش به ملامت خراشیدن و نمک پاشیدن. بدین کلمه اختصار کردیم:

ندانستی که بینی بند بر پای
چو در گوشت نیامد پندِ مردم؟

دگر ره چون نداری طاقتِ نیش
مکن انگشت در سوراخِ گژدم


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 6
  • ❤‍🔥 1
  • ✍ 1
  • 🕊 1
Post #4310 472
گلستان سعدی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ ۱۶

یکی از رفیقان شکایتِ روزگارِ نامساعد به نزد من آورد که کفافِ اندک دارم و عیالِ بسیار و طاقتِ بار فاقه نمی‌آرم و بارها در دلم آمد که به اقلیمی دیگر نقل کنم تا در هر آن‌ صورت که زندگانی کرده شود، کسی را بر نیک و بدِ من اطّلاع نباشد.

بس گرسنه خفت و کس ندانست که کیست
بس جان به لب آمد که بر او کس نگریست

باز از شَماتتِ اعدا بر اندیشم که به طعنه در قفایِ من بخندند و سعیِ مرا در حقِّ عیال بر عدمِ مروّت حمل کنند و گویند:

مبین آن بی‌حَمیّت را که هرگز
نخواهد دید رویِ نیکبختی

که آسانی گزیند خویشتن را
زن و فرزند بگذارد به سختی

و در علم محاسبت چنان که معلوم است چیزی دانم و گر به جاهِ شما جهتی معین شود که موجبِ جمعیّتِ خاطر باشد، بقیّتِ عمر از عهدهٔ شکرِ آن نعمت برون آمدن نتوانم. گفتم: عمل پادشاه، ای برادر، دو طرف دارد امید و بیم یعنی امیدِ نان و بیمِ جان و خلافِ رایِ خردمندان باشد، بدان امید متعّرضِ این بیم شدن.

کس نیاید به خانهٔ درویش
که خراجِ زمین و باغ بده

یا به تشویش و غصّه راضی باش
یا جگربند پیش زاغ بنه

گفت: این مناسبِ حالِ من نگفتی و جوابِ سؤال من نیاوردی. نشنیده‌ای که هر که خیانت ورزد، پشتش از حساب بلرزد؟

راستی موجبِ رضایِ خداست
کس ندیدم که گم شد از رهِ راست

و حکما گویند: چهار کس از چهار کس به‌ جان برنجند حرامی از سلطان و دزد از پاسبان و فاسق از غَمّْاز و روسْبی از محتسب، و آن را که حساب پاک است از محاسِب چه باک است؟

مکن فراخ‌رَوی در عمل، اگر خواهی
که وقتِ رفعِ تو، باشد مجالِ دشمن تنگ

تو پاک باش و مدار از کس، ای برادر، باک
زنند جامهٔ ناپاک گازُران بر سنگ

گفتم: حکایت آن روباه مناسبِ حال توست که دیدندش گریزان و بی‌خویشتن، افتان و خیزان. کسی گفتش: چه آفت است که موجبِ مَخافَت است؟ گفتا: شنیده‌ام که شتر را به سُخْره می‌گیرند.

گفت: ای سَفیه! شتر را با تو چه مناسبت است و تو را بدو چه مشابهت؟ گفت: خاموش که اگر حسودان به غرض گویند شتر است و گرفتار آیم، که را غمِ تخلیصِ من دارد تا تفتیشِ حالِ من کند؟ و تا تِریاق از عِراق آورده شود مارگزیده مرده بُوَد. تو را هم چنین فضل است و دیانت و تقوی و امانت، امّا مُتِعَنِّتان در کمین‌اند و مدّعیان گوشه‌نشین. اگر آنچه حُسنِ سیرتِ توست به خلافِ آن تقریر کنند و در معرِض خطاب پادشاه افتی در آن حالت مجالِ مقالت باشد؟ پس مصلحت آن بینم که مُلکِ قَناعت را حراست کنی و ترکِ ریاست گویی.

به دریا در، منافع بی‌شمار است
و گر خواهی سلامت، بر کنار است

رفیق این سخن بشنید و به هم بر آمد و روی از حکایتِ من در هم کشید و سخن‌هایِ رنجش‌آمیز گفتن گرفت کاین چه عقل و کفایت است و فهم و درایت؟ قول حکما درست آمد که گفته‌اند: دوستان به زندان به کار آیند که بر سفره همه دشمنان دوست نمایند.

دوست مشمار، آن که در نعمت زند
لافِ یاریّ و برادرخواندگی

دوست آن دانم که گیرد دستِ دوست
در پریشان‌حالی و درماندگی

دیدم که متغیّر می‌شود و نصیحت به غرض می‌شنود، به‌نزدیکِ صاحب‌دیوان رفتم به سابقهٔ معرفتی که در میانِ ما بود و صورتِ حالش بیان کردم و اهلیّت و استحقاقش بگفتم تا به کاری مختصرش نصب کردند. چندی بر این بر آمد لطفِ طبعش را بدیدند و حسنِ تدبیرش را بپسندیدند و کارش از آن درگذشت و به مرتبتی والاتر از آن مُتَمَکِّن شد. هم چنین نَجْمِ سعادتش در ترقّی بود تا به اوجِ ارادت برسید و مقرّبِ حضرتْ و مشارٌاِلیْه و معتمَدٌ عَلَیْه گشت، بر سلامتِ حالش شادمانی کردم و گفتم:

ز کارِ بسته میندیش و دلْ شکسته مدار
که آبِ چشمهٔ حیوان درونِ تاریکی است

اَلا لایَجْأّرَنَّ اَخُو الْبَلیَّةِ
فَلِلرَّحْمٰنِ اَلْطافٌ خَفِیَّةٌ

مَنشین تُرُش از گردشِ ایّام که صبر
تلخ است ولیکن برِ شیرین دارد


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 8
  • ❤‍🔥 1
  • ✍ 1
  • 🕊 1
Post #4309 496
«نیکی ترک بدی است و ترک بدی، بدون بدی محال است. شادی زوال غم است و زوال غم، بی‌غم محال است. پس یکی باشد لایتجزی.»

- فيه ما فيه⁩، مولانا⁩
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 11
  • ✍ 1
  • 🕊 1
  • 💘 1
Post #4308 583
پسر ایران از مادرش بی‌اطلاع است‌(۱۳۵۵)، فریدون رهنما

ـ داستان کارگردانی جوان که نمایش‌نامه‌ای درباره‌ی ایمان در دوره‌ی اشکانیان می‌نویسد و با اجرای آن تلاش می‌کند گذشته و حال سرزمینش را بازکاوی کند. در مسیر جست‌وجوی او، تضاد میان دل‌بستگی‌ها و آزادی، میان فرد و جمع آشکار می‌شود.
«به تو باز خواهم گشت از میوه‌ها و آرزوهای سرشار،
زمان در من خواهد مرد و من بر زمان خواهم خفت...»
جدایی از گروه و اجرای مستقل نمایش‌نامه، مسیر انسان را برای مواجهه با گذشته، حال و آرزوهای ناتمامش روشن می‌کند.


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 7
  • ✍ 3
  • ❤‍🔥 1
  • 🕊 1
Post #4304 819
«آن‌ها نمی‌توانند ادبیات را بخرند... اگر دلت می‌خواهد در کتاب‌خانه‌هایت را قفل کن؛ امّا با هیچ دری، با هیچ قفل و با هیچ زنجيری نمی‌توانی ذهن مرا به بند بکشی.»

- اتاقی از آن خود، ویرجینیا وولف
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 26
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 2
  • ✍ 1
Post #4303 833
ایران درودی، شاعر لحظات اثیری.

ـ در مستند «#ایران_درودی؛ شاعر لحظات اثیری» ساخته‌ی بهمن مقصودلو، او درباره رابطه‌اش با نقاشی می‌گوید: واقعاً من از نقاشی می‌ترسم… برای این‌که نقاشی برای من یک موجود زنده است؛ مثل یک معشوق می‌مونه.می‌ترسم من رو ترک کنه… اما وقتی نقاشی شروع می‌شه، مثل آب جاری در من روان می‌شه…
اینجاست که اعتقاد پیدا می‌کنم نقاشی پایان و شروع زندگی من است؛ تولد و مرگ من است.


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 11
  • ❤‍🔥 3
  • ✍ 2
  • 💘 1
Post #4302 835
«بعضی را گشایش بُوَد در رفتن، بعضی را گشایش بُوَد در آمدن. هشدار و نیکو ببین که این گشایش تو در رفتن است یا در آمدن؟»

- مقالات شمس
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 23
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 2
  • ✍ 1
Post #4300 881
شعر هوشنگ ابتهاج با صدای محمدرضا لطفی.

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند

نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 12
  • 🕊 5
  • ❤‍🔥 1
  • 😭 1
Post #4299 825
ـ آثار ایشان در کتابخانه:

اشعار
۱۳۴۴ـ زمزمه‌ها
۱۳۴۴ـ شبخوانی
۱۳۴۷- از زبان برگ
۱۳۵۰- در کوچه‌باغ‌های نِشابور
۱۳۵۶- بوی جوی مولیان
۱۳۵۶- از بودن و سرودن
۱۳۵۶- مثل درخت در شب باران
۱۳۷۶- هزارهٔ دوم آهوی کوهی
۱۳۹۹- طفلی به نام شادی
۱۴۰۲- رباعیاتی از نیشابور
۱۴۰۲- نامه‌ای به آسمان
۱۴۰۵- رها در زنجیر
گزیده اشعار

آثار نظری و انتقادی و تصحیح و ترجمه

صور خیال در شعر فارسی

موسیقی شعر

تصحیح اسرارالتوحید نوشتهٔ محمد بن منور بن ابی‌سعد بن ابی‌طاهر بن ابی‌سعید میهنی

تصحیح تاریخ نیشابور نوشتهٔ حاکم نیشابوری

از مجموعهٔ آثار فریدالدین عطار نیشابوری:
مقدمه، تصحیح و تعلیقات مختارنامه
مقدمه، تصحیح و تعلیقات مصیبت‌نامه
مقدمه، تصحیح و تعلیقات منطق‌الطیر
مقدمه، تصحیح و تعلیقات اسرارنامه
مقدمه، تصحیح و تعلیقات الهی‌نامه
مقدمه، تصحیح و تعلیقات تذکرةالاولیاء، در دو جلد

زبور پارسی: نگاهی به زندگی و غزل‌های عطار
تازیانه‌های سلوک: دربارهٔ قصاید سنایی
در اقلیم روشنایی: تفسیر چند غزل حکیم سنایی
شاعر آیینه‌ها: بررسی سبک هندی و شعر بیدل دهلوی
آن سوی حرف و صوت: گزیدهٔ اسرارالتوحید

از مجموعهٔ میراث عرفانی ایران:
دفتر روشنایی (دربارهٔ بایزید بسطامی)
نوشته بر دریا (دربارهٔ ابوالحسن خرقانی)
چشیدن طعم وقت (دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر)
در هرگز و همیشهٔ انسان (دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری)
درویش ستیهنده (دربارهٔ شیخ جام ژنده‌پیل)

زبان شعر در نثر صوفیه درآمدی به سبک‌شناسی نگاه عرفانی

مقدمه، تصحیح و تعلیقات بر حالات و سخنان ابوسعید تألیف جمال‌الدین ابوروح لطف‌الله بن ابی‌سعید بن ابی‌سعد

ادوار شعر فارسی از مشروطه تا سقوط سلطنت

قلندریه در تاریخ دگردیسی‌های یک ایدئولوژی

تصحیح غزلیات شمس تبریزی

با چراغ و آینه در جستجوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران

حالات و مقامات م. امید (مهدی اخوان ثالث)

شاعری در هجوم منتقدان، نقد ادبی در سبک هندی پیرامون شعر حزین لاهیجی

رستاخیزِ کلمات درس‌گفتارهایی دربارهٔ تئوری فرمالیسم روسی

شعر معاصر عرب

این کیمیای هستی

ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما

مفلس کیمیا فروش نقد و تحلیل شعر انوری

مرموزات اسدی در مزمورات داودی
تالیف: نجم الدین ابوبکر عبدالله بن محمد رازی معروف به دایه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات : دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

تصوف اسلامی و رابطۀ انسان و خدا رینولد ا. نیکلسون


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤‍🔥 5
  • ❤ 3
  • ✍ 1
Post #4298 833
مجموعه آثار محمدرضا شفیعی کدکنی (بدون سانسور) در کتابخانۀ آناماکا.

برای مطالعۀ آثار استاد کدکنی و عضویت در #کتابخانۀ_آناماکا با پشتیبان در ارتباط باشید. توضیحات بیشتر.
  • ❤‍🔥 7
  • ❤ 3
  • ✍ 1
  • 🕊 1
Post #4297 913
زن‌ها و حرفه‌ها، ناصر تقوایی.

ـ مستند «زن‌ها و حرفه‌ها» به کارگردانی #ناصر_تقوایی در سال ۱۳۴۹ به سفارش تلویزیون ملی ایران ساخته شد و از نخستین تجربه‌های جدی این فیلم ساز برجسته در حوزه مستند محسوب می‌شود. تقوایی در این اثر با نگاهی جامعه‌ شناسانه، به بررسی جایگاه زنان در مشاغل مختلف آن دوران می‌پردازد و تغییرات اجتماعی و فرهنگی مرتبط با حضور زنان در عرصه‌های کاری را به تصویر می‌کشد. این مستند نه‌تنها ارزش تاریخی دارد، بلکه نمونه‌ای درخشان از شیوه روایت‌گری مستند در دهه ۴۰ ایران به‌شمار می‌رود.


آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان‌.
  • ❤ 13
  • ❤‍🔥 1
  • ✍ 1
  • 😭 1
Post #4296 903
«دریغا! مردم در بند آن نیستند که چیزی بدانند، بلکه در بند آنند که خلق در ایشان اعتقاد کنند که عالِم‌اند.»

‏- نامه‌ی صد و بیست و دوم، عین‌القضات همدانی
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤‍🔥 18
  • ❤ 6
  • ✍ 1
  • 🕊 1
Post #4295 926
نمی‌دانم چرا باید این‌قدر افسرده باشم، همان حس شرم‌آور و دلگیر «کسی دوستم ندارد» به سراغم آمده.

- یادداشت‌های روزانه، سیلویا پلات
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 17
  • 💔 6
  • 😭 3
  • 🕊 2
Post #4294 1.06K
کافران را دوست می‌دارم، از این وجه که دعوی دوستی نمی‌کنند. می‌گویند «آری _ کافریم، دشمنیم.»
این‌که دعوی می‌کند که «من دوستم» و نیست، پرخطر است.

- مقالات شمس
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • ❤ 37
  • ❤‍🔥 2
  • ✍ 1
  • 😭 1
Post #4293 1.02K
«دریافتم که کج‌فهمی و کاهلی، بارها بیشتر از نیرنگ و بدخواهی، خبط و خطا به بار می‌آورند.»

- رنج‌های ورتر جوان، گوته
آناماکا، آغاز بی‌نام زمستان.
  • 💔 14
  • ❤ 7
  • 😭 1
  • 💘 1
Older posts →

About this channel

How can I read @anamaka_p without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for آناماکا: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does آناماکا have?
آناماکا (@anamaka_p) has 3.9K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does آناماکا know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →