خیلی چیزها به داستایفسکی نسبت داده شده که حقیقت ندارند. مثلا مردم در همه جای جهان -در مسکو هم- او را نویسندهای مذهبی میدانند. بهنظر میرسد به ذهنشان خطور نمیکند که او، یکی از اولین کسانی که درام انسانیای را بیان کرد که در آن عناصر اعتقادی تحلیل رفته است، خیلی مذهبی نبود. او با تراژدی «فقدان روحانیت»، سر و کار داشت. همهی قهرمانان او افرادی هستند که دوست دارند اعتقاد داشته باشند ولی نمیتوانند. و اینطور بهنظر میرسد که دغدغهی پوچی معنوی و بحران دینداری است که علت علاقهی بسیارزیاد به داستایفسکی را اینجا، در غرب، توضیح میدهد. او هرگز نتوانست در این باره سرراست صحبت کند اما همهی زندگیاش را به این دلیل که نمیتوانست اعتقاد داشته باشد، رنج کشید. او همیشه همچون مومنان رفتار کرد اما قادر نبود واقعیت را به هیچکس اعتراف کند: این اعتراف را عملی ناشایست قلمداد میکرد.
ـ گفتگو با آندری تارکوفسکی، جان جانویتو
آناماکا، آغاز بینام زمستان.
Post #4351
593
- ❤ 16
- ❤🔥 2
- ✍ 1
- 💘 1