✍امیر سرایانی
@amirsorayan
زبان عرفان
هرکسی را سیرتی بنهادهام
هرکسی را اصطلاحی دادهام
دفتر دوم مثنوی #مولانا
هنگام خواندن برخی متون نظم و نثر عرفانی، با واژگان و اصطلاحات بسیاری روبرو میشویم که بدون دانستن #معنا، مفهوم و تعریف این کلمات هرگز نمیتوان به درک منظور آن متن پی برد. جهان عرفانی پر از ظرایف و لطایف و دقایق است.
#عطار در مقدمهٔ مختارنامه نوشته:
اگر روزی واقعهٔ کارافتادگان دامن جانت بگیرد و شبیچند سر به گریبان تحیر فرو بری، آن زمان بدانیکه این بلبلان نازنین و این طوطیان شکرچین ازکدام آشیان بریدهاند؛ من لم یذق لم یعرف.
و در همانجا گفته: خال بیروی و روی بیخالدیدن، حال کوتهنظران باشد، اما قومی که #اهلذوق و صفتند و از صورت سخن آزاد، جانب #معنـی میروند..
🟣بهکاربردن #اصطلاحات استعاری و مبهمنما در زبان #عرفا، نه تصادفی؛ بلکه عللی دارند. چندتايى را اشاره میکنم:
🔺محدودیت زبان در بیان امور غیرمادی:
#زبان انسان برای ارتباط در دنیای مادی محسوسات دیدن، شنیدن و لمسکردن ساخته شده است. اما عارفان از تجربههای فراتر از حواس پنجگانه سخن میگویند. تجربههایی مرتبط با معنا، روح، نور، حقیقت مطلق، عشق الهی، وحدت. کلمات و عبارات معمولی معنای واقعی و بیکران آنها را محدود میکنند. دراینجا #استعاره به یاری آنها میآید تا نشان دهند که آنچه میگویند، فراتر از تعریفهای کلامی است.
@amirsorayan
🔺رازداری و سِرپوشی:
در سنت عرفانی، باور بر این است که برخی از تجربهها، #مشاهدات و #مکاشفات، بس حساس و شخصیاند.
🔴اگر این تجربهها با زبان ساده و عامیانه بیان شوند، ممکن است:
- توسط افراد نااهل، سوءبرداشت شوند.
- معنای اصلیشان در میان گفتن گم شوند.
لذا از زبان رمز استفاده میکنند تا فقط اهل دل و مستعد درک بتوانند معانی را دریابند.🔴
آنکس است اهل بشارت که اشارت داند.
🔺ایجاد لایههای معنایی برای تعدد برداشت:
اصطلاحات خاص به متن اجازه میدهند که لایههای مختلفی داشته باشد. یک جمله میتواند برای یک فرد عادی یک داستان #عاشقانه ساده باشد و برای یک #عارف، نقشی از کشف حقیقت هستی را روایت کند. این چندلایهبودن باعث میشود که حقیقت، برای ذهنهای عادی قابل درک باشد و برای اهلش، دریچهای به شکوه بیکران باز کند.
🔺انتقال تجربه بجای انتقال اطلاعات:
هدف عارف از گفتن، فقط خبررسانی (مثل اینکه بگوییم هوا امروز سرد است) نیست؛ بلکه هدف او #انتقالتجربه است. وقتی او از اصطلاحات سکر (مستی عرفانی) یا تجلی و... استفاده میکند، میکوشد حالتی را در روح مخاطب بیدار کند که باشنیدن آن کلمات، مخاطب بجای فکرکردن، به احساسکردن واداشته شود.
🔎#زبانعارفان مانند یک نقشه است، نه خودِ منطقه. نقشه با علائم خاص نوشتهشده تا ما را به مقصد برساند، اما خودِ مقصد #حقیقت بس بزرگتر و زیباتر از نقشهای است که در دست دارید.
@amirsorayan
🟧برخی از #اصطلاحاتعرفا
از نگاه #علامهحسنزادهآملی:
➖انسان در اصطلاح عرفا مرد كامل است، نه صورت انسانيه؛ و در حديث قدسى آمده كه الانسان سرّى و أنا سرّه
➖پير مغان كنايه از حضرت مولانا على "ع" است.
➖ بـزم اشاره به مجلس خاص أهل حق است.
➖تجلى، نور مكاشفه است كه بر دل عارف متجلى شود.
➖تـرسا و ترسابچه، مرد روحانى را گويند كه ازصفات ذميمه نفس رذيله استخلاص يافته شود.
➖خرابات مقام فنا و خراباتى اهل فنا را خوانند.
➖خال كنايه از وحدت ذات مطلقه است.
➖خـط عبارتاز ظهور تعلق ارواح به اجسام است.
➖خمار و بادهفروش، پيران كامل و مرشدان واصل را گويند.
➖دير مغان كنايه از مجلس عرفا و اولياست.
➖رنـد اشاره است به اولياء و عرفا كه وجود ايشان از غبار كدورات بشريت صافى و پاک گشته است.
➖ساقى كنايه از فياض مطلق است و در بعضى مواضع مراد از ساقى كوثر است.
➖ساغر و صراحى مراد دل عارف است و آن را خمخانه و ميخانه و ميكده گويند.
➖شـاهد كنايهاز معشوق است.
➖شراب كنايه از سكران محبت و جذبه حق است.
➖عشق كنايه از مقام ولايت مطلقه علويات عارفى است.
➖غمزه و كنار و بوسه كنايه از فيوضات و جذبات قلبى است.
➖قلندر كنايه از صاحب مقام اطلاق است، حتى از قيد اطلاق.
➖كليسا و كنشت كنايه از عالم معنى و شهود است.
➖مشاهده و مكاشفه و محاضره حضور قلب است.
➖زلف كنايتاست از مرتبه امكانيه از محسوسات و معقولات.
هزار و یک نکته. نکتهٔ ۶۸۷.
.
📚 اصطلاحات حوزه عرفان را -همانند حوزههای منطق و فیزیک و شیمی و فلسفه- باید دقیق آموخت تا بدون سطحینگری و کژتابی، بتوان به فهم درستی از آن دانش دست یافت.
#فرهنگنامه های بسیاری در ادبیات عرفانی و تصوف نگاشته شده تا باتوجه به معانی اصطلاحات، بتوان اندكى به مراد سخن #اهلدل رسید.
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست@amirsorayan
سخنشناس نِهای! جان من خطا اینجاست (#حافظ)