چه کسانی پراگماتیست میشوند؟
عبدالرئوف میرزامحمدی
جیوانی پاپینی، فیلسوف پراگماتیست ایتالیایی، در مقاله خود ( با عنوان پراگماتیسم به چه میماند؟) تبیینی از انواع روحیات و گرایشات، به قول خودش روانشناختی، پراگماتیستهای مختلف مطرح میکند که بیان آن خالی از لطف نیست. این تبیین با این آموزه پراگماتیستی پاپینی، و البته جیمز و دیویی، سازگار است که «حتی محضترین و انتزاعیترین نظریات ما ریشه در نیازهای بیولوژیکی، احساسات عمیقِ افراد یا نوع بشر دارند». بنابراین پرسش این است که احساسات در پشت پراگماتیسم کدامند؟ چه کسانی بیشترین آمادگی را دارند که به جرگه پراگماتیستها بپیوندند؟ بنابراین، از دید پاپینی، سه نوع طبع و احساسات در «نهانخانه جان پراگماتیسم» نهفته است:
(1) شور حیات: تمایلاتی غریزی برای زیستنی غنیتر و وسیعتر و خواستِ قدرتی گستردهتر. چنین تمایلی دو رویه دارد: عشق و نفرت. یعنی عشقی به امور انضمامی، ملموس و به چیزهای واقعی و اشتیاقی به تحقق آرمانها و رویاهای خود. همچنین نفرتی از واژگان بیهوده، جدالهای بیثمر، آرمانهای تحمیلی، رویاهایی که نه توان پذیرش رضایتمندانه واقعیّت را به ما میدهند و نه اجازه میدهند آن را تغییر دهیم.
(2) احساسات بدبینانه: این احساسات در اصل نوعی تمایل به تغییر تمامی امور موجود، از جمله واقعیّات و نظریات، هستند امّا نمودشان، همانا، بدبینی به هرآنچیزی که با ادعای کمال و تمامیّت به سراغ ما میآید، با هر نامی که بر خود بگذارد، است. این چیز میتواند نام قانون طبیعت، نظریه و هر چیز دیگری را بر خود بگذارد امّا این مسئله تفاوتی در بدبینی پراگماتیست به آن ایجاد نمیکند.
(3) احساسات غرورآمیز: این احساسات خود را در بدبینی شرافتمندانه به پذیرش چیزهای «حاضر و آماده»، در مقابل چیزهایی که خودمان میسازیم، نشان میدهند؛ و همچنین در عدم تمایل به پذیرش میراث فکری بدون داشتن حق اعتراض و بازنگری در آنها. همچنین این احساسات به معنی تسلیمناپذیری یک پراگماتیست دربرابر آنچه عموم مردمان اجتنابناپذیر، تغییرناپذیر و ابدی میدانند هستند. و در نهایت، این احساسات، بر امیدی سرافرازانه به قدرت تغییر وضع موجود به مدد نیروی روحی/ذهنی دلالت میکنند.
بنابراین در امتداد این گرایشات دو گروه از افراد را میتوان ترسیم کرد: گروهی درکنار پراگماتیستها و دستهای در دشمنی با آنها.
1) تمامی کسانی که «میاندیشند تا عمل کنند» و کسانی که «حقایق موقت امّا کارآمد را به اصطلاحات انتزاعی، هرچند سرمست کننده، ترجیح میدهند» میتوانند با پراگماتیستها همدلی کنند.
2) امّا تمامی خشکمغزهایی که سرسپرده فرمولهای ثابتاند، تمامی نظامسازانی که هستی را تحت استبداد نماد میبینند و همچنین تمامی عشّاق حقایق تغییرناپذیر، عقل محض، مفاهیم متعالی، و در یک کلام تمامی نوستیزان یا محافظهکارانِ دارای مشرب عقلگرایانه پیشاپیش مردودند.
@Americanpragmatism
Post #97
1.11K
- ❤ 4
- 👍 2
- 🥰 1