بخش اول: معضل کنونی فلسفه
۳/۵
طبع عقلگرایی
عقلگرا را کسی میتوان دانست که دوستدار اصول مجرّد، انتزاعی و مفاهیم است و از درآویختن با ظرافتهای مفهومی و انتزاعی لذّت میبرد. او گرایشی خوشبینانه و ایدئالیستی (هم به انسان و هم به جهان) دارد به این مفهوم که سرشت انسان و جهان را نیک میپندارد یعنی فرض میکند انسان اگر مانعی بر سر راهش (مانند حجاب جهل) نباشد به سوی خیر تمایل دارد پس اساساً میشود به دیگری اعتماد کرد و جهان نیز آنچنان خیر و منظم است که تلاش ما درنهایت ثمر بخش خواهد بود یعنی جهان پاداش تلاش ما را خواهد داد. همچنین، این فرد یگانهگراست (یعنی معتقد است یک طریق درست برای فهم یا انجام امور وجود دار) و همچنین از کلیات و مفاهیم آغاز میکند و به وحدت اشیاء معتقد است. دیگر اینکه فرد دارای طبع عقلگرا، مذهبیتر و شورمندتر است. به اراده آزاد و اختیار آدمی بیشتر باور دارد و در اصول خود دگم، ثابتقدم و جزماندیش است.
طبع تجربهگرایی
تجربهگرا را میتوان کسی دانست که دوستدار واقعیّات و امور واقع است و از تحقیق و استنتاج درباره واقعیّات لذت میبرد. چنین اشخاصی معمولاً به نوعی بدبینی طبیعی نسبت به انسان و جهان، درست برخلاف عقلگرا، دچار است یا لااقل خوشبینی او بسیار متزلزل است. این افراد عموماً گرایشی ماتریالیستی دارند و کار خود را از جزئییات آغاز میکنند و تمایل دارند امور کلی را به اجزایشان فروکاست دهند. این افراد کثرتگرا هستند (یعنی معتقدند به تعداد آدمیان روش درست برای انجام و فهم امور وجود دارد) و همچنین غیرمذهبیتر و منطقیتر هستند و شورمندی کمتری دارند. دیگر اینکه یک فرد تجربهگرا، جبرگراتر است و هچنین نسبت به باورها و اصول (چه اصول خود و چه دیگری) شکّاکتر است و بنابراین بسیار اهل مدارا و گفتگوست.
با این تفکیک، دلیل انزجار این دو طبع از یکدیگر مشخّص میشود؛ آنچه در فلسفه حائز اهمیت است این است که انسان باید اشیاء را مشاهده کند، آنها را به شیوه خاصّ خود مشاهده کند و از دیدن آنها به هر شیوه دیگری ناخشنود باشد. به عبارت دیگر، طبایع مخالف نمیتوانند همدیگر را تحمّل کنند زیرا هرکدام مایلاند جهان را تنها و تنها «به شیوه خاصّ خود» ببینند.
اکنون ما هم عرضه را داریم و هم تقاضا را یعنی سه نوع مشتری برای فلسفه داریم (حرفهای، عوام و آماتور) و دو نوع کالا یا فروشنده (یعنی عقلگرایی و تجربهگرایی). پس بحث ما این است که که آیا این عرضهها میتوانند تمامی تقاضاها را پاسخ دهند؟
اگر شما یک مشتری حرفهای برای فلسفه باشید، به احتمال زیاد، میتوانید تقاضای خود را در یکی از این طبایع پیدا کنید زیرا آنچه برای شما اهمیّت ظرافتها، اصول، دقتهای نظری و الی آخر است یعنی فلسفه را برای خودش میخرید. بنابراین میتوانید، از میان این طبایع، طبعی را که به طبع شما نزدیکتر است انتخاب کنید در آن به نظرورزی بپردازید. اگر طبعی شکّاک، ماتریالیست و غیرمذهبی دارید احتمالا به سراغ تجربهگرایی میروید و اگر طبعی مذهبی، مطمئن و اصولمند دارید احتمالا عقلگرایی انتخاب شما خواهد بود.
همچنین اگر شما یک مشتری عامّ هستید بازهم احتمالا چندان مشکلی نخواهید داشت زیرا چندان برایتان مهم نیست چیزهایی که میخرید بایکدیگر سازگاری دارند یا نه؛ دلمشغولی اصلی شما مصرف و منفعت این چیزهاست. شما، احتمالاً، به اقتضای نیازتان به هردو این طبایع متوسل میشوید؛ یعنی مشکلی نخواهید داشت که در قبال فلان نیازتان عقلگرا باشید و درقبال بهمان نیاز تجربهگرا. چیزی که گرایش شما را تعیین میکند نیازهایتان است.
@Americanpragmatism