یک مضحکهی دردآور
«جنگ روایتها»
متین دولتخواه
گفتمان «جنگ روایتها» در فضای سیاسی حاکمیت ایران در یک دهه اخیر یکهتازی کرده است. گفتمانی که هستهی روایتش از شکستها و پیروزیهای جمهوری اسلامی را نه توان نظامی، اطلاعاتی و یا اقبال عمومی، که شکست و پیروزی در فضای رسانهای و روایتی میدانست. منطق و روشی که با آن میشد تا حد بسیار زیادی مسئولیت پروژههای ریز و درشت را از روی دوش متولیانش بردارد: اگر در سوریه و عراق پیروز شدیم، چون روایت «دفاع از حرم» پیروز شد و یا اگر اقتصاد دچار مشکلاتی جدی گشت، چون نتوانستیم روایت مطلوب خود را از اموری مانند دیپلماسی، مذاکره، تحریم و یا «مقاومت اقتصادی» را به مردم، شرکا و یا حتی دشمنان خود در عرصهی بینالمللی قالب کنیم.
برخلاف اکثر امور رایج ج.ا، نمیتوان این پدیده را وابسته به امور پیشامدرنی که اسلامگرایان خود را بدانها منسوب میکنند دانست. جنگسالاران و فرماندهان قرون اولیه اسلام، نمیتوانستند عواقب تصمیمات خود را در فضای بسیار خشن آن دوران نادیده بگیرند. این پدیده را میتوان بسیار معاصرتر و در قرن بیستم اروپا ردیابی کرد؛ جنبشهایی که میتوان آنها را ذیل «چپ پسامدرن» دستهبندی کرد. اندیشه (و یا پاداندیشهای!) که تمام امور جهان و اجتماع را نه اموری واقعی و حقیقی، که برآمده از روایتهای رایج میدانست. من نمیخواهم در اینجا اصل آن اندیشهها را کتمان و یا نقد کنم، اما قرابت انکارناپذیری وجود دارد که بخشی از فلاکت امروز ما ملت ایران، حاصل از آن است.
خوشبختانه در چند سال اخیر، میتوان دید که این نگاه دارد به سقوطهای خود نزدیک میشود؛ شکست در «پروژهی محور مقاومت» و اخراج از مناسبات منطقهای، نابودی توان هستهای کشور و تضعیف شدید توان موشکی آن، بحرانهای حاد منابع طبیعی، محیطزیست و نظام مالی، تغییر شگرف سبک زندگی مردم و.... بحرانهای عمیقی هستند که ما، و حتی حاکمان در حال لمس واقعی آنها هستیم و دیگر نمیتوان آنها را زیر فرشِ «غربیها روایتشان را جا انداختند وگرنه ما نزدیک «قلّه» هستیم» مخفی کرد. درکی که پس از هزینههایی بس گزاف و زخمهایی عمیق بر پیکرهی ایران و ایرانیان به دست آمد.
@Americanpragmatism
@youngconservative
Post #85
781
- 👍 4