TGViewer
علی سطوتی قلعه علی سطوتی قلعه @alisatvatiqale · 631 subscribers
Post #319 3.07K
علی سطوتی قلعه رجعت مسیح ویلیام باتلر ییتس چرخ‌چرخان در مداری گسترنده شاهباز نمی‌شنود دیگر ندای بازبان را؛ همه‌چیز فرومی‌پاشد؛ مرکز از دست می‌رود؛ جهان را آشوب محض می‌گیرد؛ سیل سیاه خون به راه می‌افتد، و در هرکجا غرقه می‌شود آیین بی‌گناهی؛ بهترین‌ها را هیچ اعتقادی نیست،…
شعر دیگری دربارهٔ میلاد. ملاحظه کنید که ییتس در آن بند دوم چقدر بی‌قیدوبند می‌نویسد و چه آگاهانه خیال‌پردازی و گمانه‌زنی می‌کند. اصراری ندارد که آخرالزمان در پیش است، بلکه صرفاً صحبت از مکاشفه‌ای در میان است. درواقع، به‌نظر من، قدرت این شعر در این نهفته است که رغبتی به تصریح محتوای آن مکاشفه ندارد، نه اینکه صرفاً از این کار ناتوان باشد. ییتس نشان می‌دهد که ما به این لحظهٔ تاریخی همچون لحظهٔ رجعت [Second Coming] می‌اندیشیم. اما این رجعت همان بازگشت عیسی نیست که مسیحیت پیشگویی می‌کند. ییتس به رجعت به‌مثابه تصویر، به‌مثابه اسطوره، فکرت، استعاره، نوعی ترتیبات سبکی تجربه می‌نگرد. مبنای این تلقی همان Spiritus Mundi [جان جهان] است، اصطلاحی نیمه‌فنی که ییتس برای نامگذاری چیزی مثل ناخودآگاه جمعی همهٔ مردمان و به‌نوعی مجموعهٔ کهن‌الگوهایی که نمادهای مورداستفادهٔ ما برای درک جهان برآمده از آن است به کار می‌برد. به‌نظرم چنین فکرتی برای شاعر ملیِ مردمانی مسیحی، اگر بدعت‌گذارانه نباشد، بسیار افراطی است. ییتس می‌گوید که مسیحیت صرفاً نظمی نمادین در میان دیگر نظم‌هاست. تاریخی برای خودش دارد. همان‌طور که زمانی به وجود آمده بود اکنون رو به پایان است. همچنین می‌گوید که میلاد مسیح در بیت لحم برای جهانی که آن را اصلاح کرد کابوس بود، جهانی که از بیخ و بن تغییرش داد ــــ تغییری که ییتس اکنون به آن به چشم پایان عصر مسیحیت و نه تحقق آن می‌نگرد. همین‌جاست که این نکتهٔ آزاردهنده هم طرح می‌شود که مسیحْ خود جانور نااهلی بوده است.
‎(اینجا)


با این حساب، ترجمهٔ قبلی را می‌توان به این صورت ویراست و بازنوشت:

ظهور
ویلیام باتلر ییتس

چرخ‌چرخان در دُوریْ گسترنده
شاهباز نمی‌شنود دیگر ندای بازبان را؛
همه‌چیز فرومی‌پاشد؛ مرکز از دست می‌رود؛
جهان را آشوب محض می‌گیرد؛
سیل سیاه خون به راه می‌افتد، و در هرکجا
غرقه می‌شود آیین بی‌گناهی؛
بهترین‌ها را هیچ اعتقادی نیست، و بدترین‌ها
سرشارند از حرارتی پرشور.

یقین که مکاشفه‌ای در پیش است؛
یقین که ظهور در پیش است.
ظهور! هنوز این لغت بر زبان نیامده
تصویری عظیم برمی‌آید از جان جهان و
دیده‌ام را برمی‌آشوبد: جایی در شن‌های بیابان
هیأتی شیرپیکر و آدمی‌سر،
با خیره‌نگاهی خالی و بی‌رحم چون خورشید،
ران‌های سنگینش را می‌جنباند، و گرداگردش
سایهٔ مرغان برآشفتهٔ بیابان به رقص می‌افتد.
بازْ تاریکی نازل می‌شود؛ اما حال می‌دانم
که بیست سده‌ای خواب سنگی را
گهواره‌ای تاب‌خوران به کابوس بدل کرد،
و کدام جانور نااهل، که سرانجام ساعتش دررسیده است،
کشان‌کشان می‌رود به‌سوی بیت لحم تا زاده شود؟****

ــــــــــــــــ
* دربارهٔ سمت‌گیری سیاسی ییتس، و به‌ویژه گرایش او به فاشیسم و نسبت The Second Coming که در ژانویهٔ ۱۹۱۹ نوشته شده با فاشیسم بالندهٔ سال‌های بعد، ریچارد المان (۱۹۶۱) گزارش مستوفایی داده که نقل این پاره از آن احتمالاً به‌کارآمدنی باشد:

در ۱۹۳۵ ییتس کماکان در گفت‌و‌گوهایش بر حکومت استبدادی طبقات تحصیل‌کرده تأکید می‌کرد، اما با افزایش وحشت از فاشیسم و نازیسم دیگر از هیچ‌یک از دولت‌های موجود سخنی به میان نمی‌آورد. دوست رمان‌نویس او، اثل مانین، و ارنست تولر در برهه‌ای کوشیدند متقاعدش کنند که موضعی صریح علیه تمامیت‌خواهی بگیرد. آنها از او درخواست کردند که اوسیتزکی را که در زندان نازی‌ها بود برای جایزهٔ صلح نوبل پیشنهاد کند. ییتس زیر بار نرفت و در نامه‌هایی که در دفاع از خود نوشت از هر نوع نظام دولتی شناخته‌شده‌ای ابراز ناخشنودی کرد:

«سعی نکنید از من سیاستمدار بسازید، گمان نکنم حتی در ایرلند نیز هرگز دوباره به چنان آدمی تبدیل شوم ـــ با تعمیق درک من از واقعیت که به‌گمانم به افزایش سن‌و‌سالم برمی‌گردد، وحشت من از ظلم و ستم دولت‌ها بیش از پیش می‌شود، و اگر درخواست شما را اجابت می‌کردم، گویی مسئولیت بیشتری برای یکی از اشکال دولت نسبت به دیگر اشکال آن قائل بودم، و این خیانت به باورهایم بود. کمونیست‌ها، فاشیست‌‌ها، ناسیونالیست‌ها، حامیان روحانیت، مخالفان روحانیت، جملگی همسنگ شمار قربانیانشان مسئولیت دارند. من سکوت نکرده‌ام، من یگانه ابزارِ در تملکم را به کار برده‌ام ـــ نظم. اگر شعرهایم را دم دست دارید، نگاهی به شعری با نام «ظهور» بیندازید.شانزده یا هفده سال پیش نوشته شده و وقایع جاری را پیش‌گویی کرده است. از آن زمان به این سو، بارها و بارها همین را نوشته‌ام... من سنگدل نیستم، هر عصبی از وحشت وقایع جاری در اروپا به لرزه می‌افتد، «غرقه می‌شود آیین بی‌گناهی».
‎(صص ۲۸۲-۲۸۱)


روایتی که ییتس در ۱۹۳۵ از «ظهور» به دست می‌دهد کاملاً در برابر تفسیر بلوم قرار می‌گیرد. مع‌الوصف، هیچ اطمینانی در کار نیست که شاعر در لحظهٔ نگارش شعر و سال‌های پس از آن نیز همین رویکرد را داشته بوده باشد.
-۲-
More from @alisatvatiqale
  1. Oct 4, 2026جلوه‌ای از جلوه‌های حقوق اهریمنی (دربارۀ میراث هیتلر از حسن شهید نورایی به گردآوری و گزارش…
  2. Sep 16, 2026‍ یک انگشتر سبک نقره‌ای از آنچه او در دست داشت انتخاب کردم و قیمت آن را پرسیدم. به انگلیسی…
  3. Sep 16, 2026photo post
  4. Sep 16, 2026photo post
  5. Sep 16, 2026‍ «میراث هیتلر» منتشر شد. حسن شهیدنورایی (۱۳۳۰-۱۲۹۱) امروز بیشتر به‌واسطهٔ نامه‌نگاری‌های…
  6. Sep 15, 2026ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست ــــ حافظ عکس: علی سطوتی‌ قلعه، شاعران چگونه به دنیا می…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →