ترجمهٔ عنوان شعر ــــ The Second Comingـــــ به «رجعت مسیح» ابهام درونی شعر را بهنفع تفسیری رهزن رفع میکند. همچنین است ترجمهٔ سطر دوم بند دوم ــــ Surely the Second Coming is at hand ـــــ به «یقین که رجعت مسیح در پیش است». شاید این قول هارولد بلوم (۲۰۰۱) در مقدمهٔ کوتاهش بر کتاب ویلیام باتلر ییتس در رفع این گیروگرفت راهگشا باشد:
سرود «The Second Coming»، با نیرویی حیرتانگیز، بسیاری از خوانندگان را سردرگم میکند، زیرا تصور میکنند که عنوان شعر به مسیح ارجاع دارد، اما اینطور نیست. آنچه در مناجات ییتس از نو زاده میشود و بازمیگردد ابوالهول یکچشم و مذکر مصری، خدای خورشید، است. شاعر از روی شناخت (ولو با نوعی انزجار عاطفی) او را میستاید، زیرا این جانور نااهل نویدبخش پایان مکاشفهٔ مسیحی و جایگزینی آن با موج ضدانقلابی فاشیسم است.* من مطمئن نیستم که فاشیسم رؤیابینانه بهلحاظ انسانی از قساوتهای هولناک فاشیسم بالفعل پذیرفتنیتر باشد، اما «The Second Coming» بیهیچچونوچرا شعری است والا و نمونهٔ مثالزدنیِ زبانورزی و طغیان مهارشده.
(ص ۸)
بلوم در تحلیل مضامین شعر نیز باز به همین نکته برمیگردد:
ییتس از روی شیطنت این عنوان تکاندهنده را از آموزهٔ مسیحی و پیشبینی رجعت مسیح در انجیل متی ، باب ۲۴،** برگرفته است، و شعر به رؤیای جانور آخرالزمان در مکاشفات یوحنا*** اشاره دارد. در کنار این موارد اگر این نکته را نیز در نظر بگیریم که در پایان شعر از بیت لحم، جایی که کمابیش همیشه یادآور دوران طفولیت عیسی است، بهعنوان زادگاه یاد شده، آنگاه میتوانیم درک کنیم که چرا بسیاری از ناقدان به خطا میروند و صرفاً در پی یافتن تناظرهای مسیحی در این شعرند. معالوصف، شعر درواقع این باور ییتس را به تصویر میکشد که رخدادهای خشونتآمیز و آخرالزمانی عصر او نوید تغییر خدا را میدهد و ۲۰۰۰ سال سروری مسیحیت رو به پایان است.
(ص ۲۸)
این تفسیر فشردهٔ شیموس هینی در درسگفتارهای دانشگاه ییل نیز درخور توجه است:
ییتس در چارچوبی نمادین و عرفانی به تاریخ مینگریست. او شاعری است که همراه با همسرش به تمرین نگارش خودکار میپرداخت و بر آن بود که مردگان از طریق زندگان سخن میگویند. همین ییتس باطنیگرا اندیشمندی حقاً و فوقالعاده عجیب بود. او شرحی نظاممند از ذهن و تاریخ به دست داد. همانطور که در جلسهٔ پیش، هنگام بحث دربارهٔ «سرود انگس سرگردان» و علاقهٔ روزافزون ییتس به کیمیاگری گفتم، درواقع نیازی به درک و فهم کامل نظام فکری ییتس نیست، کاری که برای شروع آن باید سراغ کتاب او با نام رؤیا رفت. نیازی به درک و فهم کامل گرایش باطنی او برای خواندن درست شعرهایش نیست. ییتس میگفت که صداهایی از جهان دیگر که با آنها ارتباط است «استعارههای شعری» را در اختیارش میگذارند. این همان چیزی است که آنها تقدیمش میکردند. آنها همچنین بهگفتهٔ خودش «ترتیبات سبْکی تجربه» را در اختیارش میگذاشتند. گرایش باطنیْ اشکال زیباییشناختی را برای درک روان فردی و رخداد تاریخی در اختیار ییتس میگذارد. این همان رویکردی است که بهزعم من برای درک نمادهای باطنی مختلف در یکی دیگر از شعرهای بزرگ در این دوره از شاعری او، چند صفحه بعدتر، «The Second Coming» در صفحهٔ ۱۱۱، به آن نیاز داریم.
-۱-