Post #1057
267
قدرت بدون مسئولیت، پوچگرایی در عرصه بینالمللی، و پادزهر تمدنی آن
نویسنده: علی نصری
در مصاحبهای اخیر، تاکر کارلسون از دیداری خصوصی با ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید سخن گفت؛ دیداری که چند روز پیش از آغاز جنگ با ایران رخ داده بود. او به ترامپ گفته بود که این جنگ ربطی به برنامه هستهای ایران ندارد. این اسرائیل است که آن را با سه هدف دنبال میکند؛ حذف ایران از نقشه برای دستیابی به هژمونی منطقهای، تضعیف کشورهای عربی خلیج فارس، و بیرون راندن پایگاههای خود آمریکا از خاورمیانه. ترامپ در پاسخ گفته بود: «بله، حق با توست. اما در آخر همهٔ ما میمیریم، پس مهم نیست» وقتی کارلسون با تعجب پرسیده بود «پس فرزندان و نوههای ما و کشورمان چه میشود؟»، ترامپ شانههایش را بالا انداخته که این نیز هیچ اهمیتی ندارد! کارلسون این رفتار را ناشی از نیهیلیسم (پوچگرایی) ترامپ خواند.
همین ترکیب پوچگرایی و احساس قدرت بیپایان را در نطق ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل نیز میتوان مشاهده کرد. ترامپ دو سرنوشت را پیش پای ایران گذاشت که در نگاه او خود تعیینکنندهشان است؛ «نابودی جمهوری اسلامی» یا «عظمت» بخشیدن به ایران. گویی بقا و سرنوشت یک ملت، تصمیم شخصی اوست.
بحران اصلی جهان امروز همین قدرتی است که به هیچ چیز پاسخگو نیست. وقتی این قدرت با جهانبینی مادیگرا درآمیزد - نگاهی که نه در این دنیا معنایی میبیند و نه واقعیتی فراتر از آن - به نیهیلیسمی سخت و ویرانگر بدل میگردد. و این نیهیلیسم امروز بزرگترین خطر وجودی برای بشریت است.
پادزهر این قدرت بیمسئولیت، قدیمیتر از حقوق بینالملل مدرن است؛ «قدرت همراه با مسئولیت» که ریشه در روح جوانمردی تمدنهای کهن دارد. این ایده را میتوان در چهرههای گوناگون بازشناخت - پهلوان ایرانی، آرمان مروت عربی، شوالیه اروپایی که پایبند به کُد اخلاقی خود است، سامورایی ژاپنی و آیین بوشیدو، بوگاتیر روسی، و شیای چینی و آرمان کنفوسیوسی قدرت عادلانه. وجه مشترک نگاه همه فرهنگها و تمدنها به قدرت یکی است؛ قدرت تنها زمانی مشروع است که در خدمت عدالت، دستگیری از ضعیفان و خیر عمومی باشد، نه در خدمت اشتهای کسی که آن را در اختیار دارد.
حقوق بینالملل و نهادهای بینالمللی که از ریشههای اخلاقی و تمدنی بشریت منقطع باشند، در برابر قدرت لجامگسیختهای که جز اراده خویش هیچ معیاری را به رسمیت نمیشناسد، ناتوان و بیاثر میمانند. تنها هنجارهایی که ریشه در این میراث کهن داشته باشند، توان پایداری در برابر طوفان قدرت بیمهار را دارند. تا زمانی که این معیارهای تمدنی احیا نشوند، پوچگرایی و قدرت لجامگسیخته خالی از مسئولیت، همچون گردبادی در عرصه بینالمللی جولان خواهد داد و جز تصاویری از ویرانی چیزی بر جای نخواهد گذاشت.
@AliNasriTelegram
نویسنده: علی نصری
در مصاحبهای اخیر، تاکر کارلسون از دیداری خصوصی با ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید سخن گفت؛ دیداری که چند روز پیش از آغاز جنگ با ایران رخ داده بود. او به ترامپ گفته بود که این جنگ ربطی به برنامه هستهای ایران ندارد. این اسرائیل است که آن را با سه هدف دنبال میکند؛ حذف ایران از نقشه برای دستیابی به هژمونی منطقهای، تضعیف کشورهای عربی خلیج فارس، و بیرون راندن پایگاههای خود آمریکا از خاورمیانه. ترامپ در پاسخ گفته بود: «بله، حق با توست. اما در آخر همهٔ ما میمیریم، پس مهم نیست» وقتی کارلسون با تعجب پرسیده بود «پس فرزندان و نوههای ما و کشورمان چه میشود؟»، ترامپ شانههایش را بالا انداخته که این نیز هیچ اهمیتی ندارد! کارلسون این رفتار را ناشی از نیهیلیسم (پوچگرایی) ترامپ خواند.
همین ترکیب پوچگرایی و احساس قدرت بیپایان را در نطق ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل نیز میتوان مشاهده کرد. ترامپ دو سرنوشت را پیش پای ایران گذاشت که در نگاه او خود تعیینکنندهشان است؛ «نابودی جمهوری اسلامی» یا «عظمت» بخشیدن به ایران. گویی بقا و سرنوشت یک ملت، تصمیم شخصی اوست.
بحران اصلی جهان امروز همین قدرتی است که به هیچ چیز پاسخگو نیست. وقتی این قدرت با جهانبینی مادیگرا درآمیزد - نگاهی که نه در این دنیا معنایی میبیند و نه واقعیتی فراتر از آن - به نیهیلیسمی سخت و ویرانگر بدل میگردد. و این نیهیلیسم امروز بزرگترین خطر وجودی برای بشریت است.
پادزهر این قدرت بیمسئولیت، قدیمیتر از حقوق بینالملل مدرن است؛ «قدرت همراه با مسئولیت» که ریشه در روح جوانمردی تمدنهای کهن دارد. این ایده را میتوان در چهرههای گوناگون بازشناخت - پهلوان ایرانی، آرمان مروت عربی، شوالیه اروپایی که پایبند به کُد اخلاقی خود است، سامورایی ژاپنی و آیین بوشیدو، بوگاتیر روسی، و شیای چینی و آرمان کنفوسیوسی قدرت عادلانه. وجه مشترک نگاه همه فرهنگها و تمدنها به قدرت یکی است؛ قدرت تنها زمانی مشروع است که در خدمت عدالت، دستگیری از ضعیفان و خیر عمومی باشد، نه در خدمت اشتهای کسی که آن را در اختیار دارد.
حقوق بینالملل و نهادهای بینالمللی که از ریشههای اخلاقی و تمدنی بشریت منقطع باشند، در برابر قدرت لجامگسیختهای که جز اراده خویش هیچ معیاری را به رسمیت نمیشناسد، ناتوان و بیاثر میمانند. تنها هنجارهایی که ریشه در این میراث کهن داشته باشند، توان پایداری در برابر طوفان قدرت بیمهار را دارند. تا زمانی که این معیارهای تمدنی احیا نشوند، پوچگرایی و قدرت لجامگسیخته خالی از مسئولیت، همچون گردبادی در عرصه بینالمللی جولان خواهد داد و جز تصاویری از ویرانی چیزی بر جای نخواهد گذاشت.
@AliNasriTelegram
- 👏 7
- 👍 4
- ❤ 2
- 💘 1













