تو از منشورهای روشنایی معدنی داری
تو از آیینه چشمی داری از مرمر تنی داری
من از شهری میآیم شیشههای خانههایش تار
برای من اتاقی، سرپناهی، مأمنی داری؟-
که گاهی نور کمجانی بیفتد روی ایوانش
همان ایوان که روی بند رختش دامنی داری
نمیدانم، دلیل اینهمه دلتنگ بودن چیست؟
تو میدانی، تو همواره جواب متقنی داری
تو میدانی چرا این رنگها از من گریزانند
که از زرد و بنفش و صورتی پیراهنی داری
من از شهری میآیم آفتابش زیر خاکستر
تو اما در شبت هم تا سپیده روزنی داری
هوا امشب کمی ابریست، فصل گریه نزدیک است
سحرجان خانه تاریک است، حرف روشنی داری؟
#علی_ارجمند
@aliarjomand1
Post #208
2.38K
- ❤ 24
- 👍 14
- 🔥 3