نامه شماره ۳۳
برای علیرضا و مهشاد عزیز
نمیدونم این نامه منتشر میشه یا نه اما برای اینکه از فروپاشی خودم جلوگیری کنم می نویسم. علیرضا و مهشاد عزیز این خبر تنها خبری بود که از عمق قلبم دوست داشتم بشنوم دروغ است، شایعات رسانه های اجتماعی را باور نکنید بازی روانی راه می اندازند. حتی اگر افسانه هم بود هیچ وقت دوست نداشتم باورش کنم یا مثلا تعریفش کنم. روانم نمی خواهد باور کند اما با خودم می گویم جنایت دی ماه کافی نبود تا باور کنی هر آنچه باورناپذیر است برای اینها ممکن است. می گویند رسالت بازمانده به یاد آوردن است و من میترسم، برای اولین بار است می ترسم از بیاد آوردن و باور کردن این جنایت. مهشاد عزیز قبل از شنیدن این خبر بود که تصمیم گرفته بودم برای کودکان ورکشاپی با موضوع " دوست داشتن چه شکلیه؟! " برگزار کنم و یک قسمتش قرار بود بهشون بگم بچه ها یک نخ نامرئی وجود داره که از قلب ما به قلب تمام کسی هایی که دوستشون داریم وصل میشه و با اون نخ حتی اگر از هم دور هم باشیم اما به هم وصل ایم. الهی بمیرم برای نخ نامرئی عشق شما، اشک هام دارن میان و اجازه ی بیشتر نوشتن بهم نمیدن.
@ALetterFromTo
Post #48
373
- 💔 23
- 😭 16
- 😢 5