📔 معجزه برای که؟ نظریه معجزاتِ معطوف به مخاطبِ شریف مرتضی
✍️ محمدرضا معینی
MohammadReza Moini, "A Miracle for Whom? Al‑Sharīf Al‑Murtadā’s Theory of Audience‑Relative Miracles", Religions 2025, 16(12).
آگاهی از [صدقِ] پیامبریِ پیامبر ما، صلوات الله علیه و آله، بینیاز از علم به این است که قرآن موجود در میان ما، همان قرآنی است که تحدی به آن واقع شده... پس شک در صحت نقل قرآن [و تحریف آن] به هر صورت، ضرری به دلالت نبوت نمیزند.
(الشریف المرتضی، الذخیرة فی علم الکلام، ج۲: ص۸۳)
🔺در نگاه عموم مسلمانان، همین قرآنی که در طاقچه هر خانهای موجود است، معجزهای است الهی و دلیلی جاودانه بر صدق ادعای رسول الله. بسیاری از مؤمنان باور دارند که بر خلاف معجزات سایر انبیاء که منقضی شده و تنها گزارشهایی از آن بر جای مانده، قرآن هنوز هم در جایگاه اعجاز نشسته و میتواند بر صدق رسول گواهی دهد. نظریهٔ غالب متکلمان مسلمان درباره اعجاز قرآن، نزدیک به همین باور عمومی است. عموم متکلمان ادعا میکنند که متن قرآن ویژگیهای ادبی-بلاغی خارقالعادهای دارد که هیچ بشری نتوانسته و هرگز نمیتواند مانند آن تولید کند.
🔺شریف مرتضی علم الهدی، متکلم بزرگ و تأثیرگذار امامیه در بغداد قرن چهارم و پنجم هجری، به جهات مختلفی که در رسالهٔ «الموضح عن جهة اعجاز القرآن» به تفصیل شرح داده، با این ایده غالب مخالف بود و ایدهٔ جایگزینی را پیشنهاد میکرد که با عنوان «صرفه (بازداشتن)» شناخته میشود. او استدلال میکند که معجزه در واقع نشانهای است از جانب خدا برای تأیید رسول، و برای تحقق آن کافی است خداوند صرفاً معاصران و مخاطبان رسول را از مقابلهٔ با قرآن و آوردن متنی مانند آن، در دورهٔ زمانی خاصی که به این چالش دعوت شده بودند، باز دارد. شریف مرتضی معتقد است که این مداخلهٔ حداقلی و موضعی خدا برای اثبات صدق رسول به مخاطبانِ بیواسطهاش کافی است و نسلهای آینده برای آگاهی از صدق رسول، نه بر اعجاز مستمر قرآن، بلکه بر شهادت تاریخی درباره این مداخلهٔ الهی تکیه خواهند کرد.
🔺پیش از این، پژوهشهای اندکی دربارهٔ نظریهٔ خاص شریف مرتضی دربارهٔ اعجاز قرآن (یعنی نظریه «صرفه») انجام شده بود، اما این پژوهشها معمولاً از نظریهٔ عام او دربارهٔ چیستی «معجزه» غفلت کردهاند. من در مقالهٔ حاضر به بررسی اندیشهٔ شریف مرتضی درباره «معجزه» پرداختهام و تلاش کردهام نشان دهم که میتوان نظریهٔ او را در قالب یک «نظریهٔ حداقلی درباب اعجاز» بازسازی کرد. تلاش من در این مقاله، احتمالاً کمک خواهد کرد تفسیری معقولتر و پذیرفتنیتر از نظریهٔ «صرفه» نیز به دست بیاوریم.
🔺به ادعای من، نظریهٔ شریف مرتضی دربارهٔ «معجزه» مبتنی است بر دو اصل بنیادین: نخست، فهمی خاص از چگونگی کنش خداوند در جهان؛ و دوم، اعتقاد به مسئولیت اخلاقی خدا.
تقریر شریف مرتضی از این دو اصل بنیادین، به این میانجامد که معجزه تنها باید نقض کننده عادات و الگوهایی باشد که مخاطبان بیواسطهاش تجربه میکنند، نه قوانین کلی طبیعت برای همهٔ زمانها و همهٔ مکانها. شفای پزشکی که در فلسطین قرن اول میلادی خارقالعاده بود، ممکن است در یک بیمارستان مدرن مبدل به عادتی روزمره شده باشد، اما این امر نقش تصدیقکنندگی اولیهٔ آن را زیر سؤال نمیبرد. به طور مشابه، معجزهٔ قرآن تنها متوجه مخاطبان اولیهٔ پیامبر است، نه برای فراتر از زمان و مکان نزول اولیهٔ خود.
🔺اندیشههای سید مرتضی در زمان خودش نامتعارف بود و در زمانه ما نیز کمتر از آنچه سزاوار است مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. اما به گمان من مطالعهٔ اندیشههای او (و همچنین سایر اندیشههای فلسفی و الهیاتی متکلمان متقدم مسلمان) میتواند بینشهای ارزشمندی برای بحثهای معاصر ما داشته باشد؛ خواه با او موافق باشیم یا نه!
🔗 مقالهٔ فوق در ضمن ویژهنامه اخیر ژورنال Religions با موضوع «معجزات در اسلام» منتشر شده و متن کامل آن با دسترسی آزاد از این پیوند قابل دستیابی است.
[ پ.ن: طبیعتاً خوشحال و مفتخر خواهم شد اگر کسی مقاله را بخواند و نکات و اشکالاتی را که به نظرش میرسد برای من ارسال کند. ]
@AlBasatin
