در منابع قدیم چند نقل از گفتگوی امام حسن (ع) با امام حسین (ع) دربارۀ قاتلشان باقی مانده که در آنها امام حسن (ع) نام قاتل خویش را مخفی کردهاند:
ا) معمر بن راشد... > ابن سیرین > مولی للحسن بن علی: حسن (ع) فرمود: همینک جگرم را دیدم! بارها به من سم خورانده شد و هیچ باری سختتر از این بار نبود! حسین (ع) گفت: چه کسی سم به تو نوشاند؟ گفت: چرا؟ برای اینکه او را بکشی؟ بلکه او را به خدا وامیگذاریم!
ب) ابن عون > عمیر بن اسحاق: حسن (ع) فرمود: بارها به من سم خورانده شد و هیچ باری مانند این بار نبود!... حسین (ع) آمد و نزد سر او نشست و گفت: برادرم! بگو چه کسی به تو سم خورانده؟ فرمود: چرا؟ برای اینکه او را بکشی؟ گفت: آری! فرمود: هیچ نمیگویم، اگر همان باشد که گمان میکنم، خدا سختتر عقوبتش کند! و اگر او نباشد، به خدا به جای من بیگناهی کشته نشود.
ج) موسی بن اسماعیل > ابوهلال > قتاده: حسن (ع) به حسین (ع) فرمود: بیش از یک بار سم خورانده شدم و هیچ بار مانند این نبود! جگرم را بیرون میاندازم. گفت: که این کار را با تو کرده؟ فرمود: چرا؟ برای اینکه او را بکشی؟ (به خدا واگذارشان میکنم).
نقل الف از عبدالرزاق از معمر بن راشد (بصره؛ 151ق)... از ابن سیرین (بصره؛ 110ق) است. پیشتر موتسکی نشان داده که روایات عبدالرزاق از معمر اصیل است.
نقل ب به اسناد متعدد از ابن عون (بصره؛ 151ق) از عمیر بن اسحاق (بصره) است. نسبت این نقل به ابن عون ثابت است و به اسناد متعدد از او روایت شده است.
نقل ج را سه نفر از موسی بن اسماعیل (بصره؛ 223ق) از ابوهلال راسبی (بصره؛ 167ق) از قتاده (117ق) روایت کردهاند.
هر سه نقل بخشهای مشترکی با هم دارند: بهدفعات مسمومشدن امام حسن (ع)، شدیدترین بودن این دفعه، پرسش امام حسین (ع) از نام قاتل، مخفیماندن نام قاتل توسط امام حسن (ع)، و واگذاری به (عقوبت) خدا.
نقلهای دیگری از واقعۀ مسمومشدن امام حسن (ع) در منابع متقدم در اختیار داریم (نمونه: الطبقات الکبیر، 6/ 378)، اما مجموع این ویژگیها تنها در این سه نقل دیده میشود (به استثناء نقل مرسل واقدی که در ادامۀ حدیث او از عبدالله بن جعفر مخرمی آمده ولی سندش ذکر نشده است).
بر اساس اشتراک محتوایی این نقلها و اشتراک بوم اسناد این نقلها، باید این نقلها را مرتبط با هم دانست. در واقع این نقلها مستقل از هم به واقعۀ اصلی برنمیگردند و در بصره از هم برگرفته شدهاند. همچنین با توجه به اصالت انتساب حدیث به معمر بن راشد و ابن عون، روشن میشود که این حکایت دستکم در نیمۀ نخست سدۀ دوم در بصره شناختهشده بوده است.
در نقل ابن عون از عمیر بن اسحاق، تصریح شده که عمیر بن اسحاق خود با امام ملاقات کرده و این سخن را شنیده است؛ همچنانکه ابن عون احادیث دیگری از عمیر دارد که در آن از همراهی او با امام حسن (ع) گفته شده است (الطبقات الکبیر، 6/ 359، 368، 409-410). بر این اساس به احتمال زیاد، نقلهای معمر و موسی بن اسماعیل متّکی بر نقل عمیر بن اسحاق است.
عمیر بن اسحاق شیخی مدنی بوده که به بصره میرود و در آنجا بصریها -به ویژه ابن عون- از او روایت میکنند (الطبقات الکبیر، 9/ 219). وی برای بعدیها زیاد شناختهشده نبوده اما با توجه با جایگاه بلند راوی او -ابن عون- حدیث او را مینوشتند (الضعفاء الکبیر، 3/ 317).
عمیر بن اسحاق «مولی لبني هاشم» خوانده شده است (التاریخ الکبیر للبخاري، 7/ 632). بر این اساس، کاملاً محتمل است «مولی للحسن بن علي» که مرجع نقل معمر بن راشد دانسته شده، همان عمیر بن اسحاق باشد. به ویژه که در تعیین ولای افراد متقدم فراوان تسامحاتی رخ میدهد.
بر این پایه، این حدیث را میتوان یکی از نقلهای کهنی دانست که یکی از موالی بنیهاشم که امام حسن (ع) را در مدینه دیده بوده، در بصره روایت میکند و نسبت به بخشی از داستان قتل امام حسن (ع) به ما آگاهی میدهد.
نگر: نمودار اسناد و متون نقلهای پیرامون مخفی نگهداشتن نام قاتل امام حسن (ع)
@Al_Meerath