حدیثی کهن در منابع عامه موجود است که برای نکوهش مختار بن ابیعبید ثقفی نقل میشود و منتسب به علی بن ابیطالب (ع) است. در این حدیث گفته شده که مختار دلش آکنده از محبَّتِ لات و عزّی است.
در نگاه اول به نظر میرسد این نقل، یک نقلِ ضدّشیعی باشد که صرفاً قرار است اتّهامی به مختار بزند. با این حال، تأمل بیشتر پرده از این برمیدارد که به احتمال زیاد «لات و عزّی» کنایه از دو شخصیت مهم در اسلام آغازین است.
عفان بن مسلم [219ق] > ابوعوانه [176ق] > مغیرة بن مقسم [132ق] > ثابت بن هرمز > عبّاد: مختار اموالی را از مدائن نزد علی بن ابیطالب آورد — در حالی که عمویش، سعد بن مسعود، والیِ آنجا بود — و مال را در برابر او قرار داد؛ در حالی که بر تن مختار جامهای سرخرنگ بود. سپس مختار دستش را فرو برد و کیسهای بیرون آورد که حدود هزار و پانصد [درهم/دینار] در آن بود و گفت: «این از دستمزد و درآمد زنان روسپی است». علی فرمود: «ما را به دستمزد روسپیها نیازی نیست». و دستور داد اموال مدائن [به غیر از آن کیسه] به بیتالمال منتقل شود. پس چون مختار پشت کرد و رفت، علی دربارۀ او فرمود «خداوند او را بکشد؛ اگر دلش شکافته شود، بیتردید دیده میشود که لبریز از محبت لات و عُزّی است» (مصنف ابن أبي شیبة، 17/ 130).
این گزارش در کتاب ابن ابیشیبه (235ق)، محدّث نامدار عامی کوفی، ثبت شده است. پس از او، ابواحمد حاکم (378ق) همین نقل را به سندی مستقل از ابن ابیشبیه و شیخش، از موسی بن اسماعیل (223ق) از ابوعوانه (176ق) روایت کرده است (الأسامي والکنی، 1/ 97).
🛑حال سؤال این است که گزارش مشابه دیگری نیز در دست هست که بتواند ما را به فهم درستِ «لات و عزّی» در این نقل رهنمون کند؟ خوشبختانه دو نقل در منابع امامی میبینیم که تعابیر مشابهی دربارۀ مختار دارد و میتواند به فهم این گزارش کمک کند:
... > امیة بن علی قیسی > ؟ > ابوعبدالله (ع): پیامبر (ص) از صراط میگذرد و در پس اوست، علی (ع) و در پس علی (ع) است، حسن (ع) و در پس حسن (ع) است حسین (ع). چون ایشان به وسط صراط رسند، مختار، حسین (ع) را ندا دهد: «ای ابا عبد الله! من خونخواهی تو را کردم». پیامبر (ص) به حسین (ع) میگوید: «پاسخ او را بده!». پس حسین (ع) در آتش مانند عقاب شکاری فرود آمد و مختار را نیمسوخته از آن بیرون آورد. و اگر قلب مختار شکافته شود، در آن حبّ آن دو دیده میشود (تهذیب الأحکام، 1/ 466).
... > سماعة بن مهران > ابوعبدالله (ع): چون روز قیامت آید، پیامبر خدا (ص) بر درۀ آتش عبور میکند به همراه امیرالمؤمنین، حسن، و حسین (ع). پس فریادزنندهای فریاد زند... پس ندا دهد: «ای حسین! ای حسین! ای حسین! به فریادم رس! من کشندۀ دشمنانت هستم». پس پیامبر خدا (ص) به حسین (ع) گوید: «بر تو احتجاج کرد». پس حسین (ع) مانند عقاب شکاری بر او فرود آید و او را از آتش خارج کند. سماعه گوید: به ابوعبدالله (ع) گفتم: فدایت شوم! این فریادزننده کیست؟ فرمود: «مختار». گفتم: چرا در آتش عذاب شد؛ در حالی که آن کارها را کرد؟ فرمود: «در قلبش چیزی از حبّ آن دو بود. به کسی که محمد (ص) را به حق برانگیخت، اگر در قلب جبرئیل و میکائیل چیزی از حبّ آن دو باشد، خداوند جبرئیل و میکائیل را بر روی در آتش افکند» (السرائر، 3/ 566).
در بافت ادبیات حدیثی امامی، مراد از «آن دو» در اینگونه روایات مثالب، دو خلیفه است؛ چنانکه در نمونههای مشابه، نام آنان نیز در همین ساختار حذف و با ضمیر تثنیه از ایشان یاد شده است (نمونه: الکافي، 8/ 245؛ تقریب المعارف، 245-247). شباهت گزارش ابن ابیشیبه و روایت تهذیب صرفاً در موضوع نیست؛ هر دو برای داوری دربارۀ باطن مختار، از یک تصویر واحد استفاده میکنند: شکافتن قلب و کشف محبت پنهان دو نفر در آن:
واللّٰه، لَوْ شُقَّ عَلَى قَلْبِهِ لَوُجِدَ مَلآنُ مِنْ حُبِّ اللَّاتِ والعُزَّىٰ (ابن ابیشیبه).
وَلَوْ شُقَّ عَنْ قَلْبِهِ لَوُجِدَ حُبُّهُمَا فِي قَلْبِهِ (تهذیب الأحکام).
🛑با وجود این مشابهت تعابیر دربارۀ مختار، این احتمال که تعبیر «لات و عزّی» در حدیث منقول از امام علی (ع) را همسو با دو حدیث منقول از امام صادق (ع) کنایه از دو خلیفه بدانیم، معقول است. با این حال، باز هم سؤال پیش میآید که فعالیّتِ مختار -آوردن اموالی از درآمد زنان روسپی- چه ارتباطی با دو خلیفۀ نخست دارد؟
پاسخ این پرسش با سرنخی که ابن رستم طبری (326ق) داده روشن میشود. او گزارش میدهد که یکی از اشکالاتی که بر خلیفۀ دوم گرفته میشد این بود که اموال زنان روسپی را در بیتالمال مسلمین قرار داد و آن را میان مسلمانان تقسیم کرد همانطور که فَیء را تقسیم میکرد: «و ممّا نقموا عليه أنّه جعل أموال المومسات في الجاهليّة في بيت مال المسلمين، و فرّق فيهم كما فرّق أموال الفيء» (المسترشد، 534).
این گزارش دستکم نشان میدهد که رفتار مختار در این ماجرا میتوانسته یادآور یکی از رفتارهایی باشد که در ادبیات امامی از جمله مثالب خلیفه شمرده شده است. بنابراین، این احتمال وجود دارد که نکوهش مختار در روایت علی(ع) با همین سابقۀ سیاسی-فقهی مرتبط بوده باشد.
🛑این شاهد، هم علّت اشاره به حبّ مختار نسبت به دو خلیفه را توضیح میدهد هم احتمال این را که «لات و عزَّی» کنایه از دو خلیفه باشد، بیشتر میکند. با این حال، پرسش دیگری نیز هست: مختار فعالیتهای زیادی داشته و شخصِ نسبتاً شناختهشدهای بوده و گزارشهای بسیاری دربارۀ او در تواریخ اسلامی هست. اگر او علی رغم ادعاهای شیعی او، گرایشی نسبت به دو خلیفه داشته، این گرایش بازتاب دیگری در منابع اسلامی دارد؟
پاسخ مثبت است. مختار روابط گستردهای با خانوادۀ خلیفۀ دوم داشته است: پیش از اینکه مختار به حکومت برسد، عبدالله بن عمر یکبار موجب آزادی او از زندان یزید و یکبار موجب آزادیاش از زندان ابن زبیر شد (أنساب الأشراف، 6/ 377، 381). مختار هنگامی که حاکم عراق بود، اموالی برای عبدالله بن عمر میفرستاد (الطبقات الکبیر، 4/ 140) و ابن عمر آنها را قبول میکرد (مصنف ابن أبي شیبة، 11/ 336). همچنین وقتی که مصعب بن زبیر، مختار و اصحابش را قتل عام کرد، ابن عمر به او اعتراض کرد (أنساب الأشراف، 6/ 445، 452).
روابط مختار با خانوادۀ عمر فراتر از پشتیبانی از هم بود. میان خانوادۀ او با خانوادۀ عمر شبکهای از ازدواجهای متعدد بوده که دشوار بتوان این تراکم ازدواجها را تصادفی دانست. صفیة بنت ابیعبید -خواهر مختار- با عبدالله بن عمر ازدواج کرد (الطبقات الکبیر، 10/ 438). مختار خودش با یکی از دختران عبیدالله پسر عمر بن خطاب ازدواج کرد و از او دو پسر آورد (الطبقات الکبیر، 7/ 18). مختار همچنین با امزید صغری از دختران سعید بن زید -برادرزادۀ عمر بن خطاب- ازدواج کرد (الطبقات الکبیر، 3/ 354). یکی از دختران مختار به نام امّسلمه با عبدالله بن عبدالله بن عمر ازدواج کرد و از او پسری به نام عمر آورد (الطبقات الکبیر، 7/ 200، 456؛ 10/ 439) و گفته شده که امسلمه دختر عبدالله بن عمر با ابوامیّة پسر مختار ازدواج کرد (نسب قریش، 357).
🛑اگر مجموع این شواهد را کنار یکدیگر قرار دهیم، دیگر دشوار است که تعبیر «محبت لات و عُزّی» را صرفاً یک ناسزای تصادفی به مختار بدانیم. شباهت فرمولیِ روایات دربارۀ آنچه در قلب مختار پنهان است، گزارشهای امامی درباره محبت او به آن دو، ارتباط رفتار مورد نکوهش مختار با یکی از مثالب خلیفه، و سرانجام شبکهٔ پیچیدۀ روابط او با خاندان خلیفه، همگی نشان میدهند که به احتمال جدی «لات و عُزّی» در سخن منقول از علی (ع)، تعبیری رمزی برای دو خلیفه بوده است. این برداشت با کاربرد تعبیر «صنمی قریش: دو بت قریش» برای دو خلیفه در ادبیات روایی شیعی (تقریب المعارف، 244، 248) نیز سازگار است.
@Al_Meerath