تو جنگ سرد، یکی از درگیری های خیلی عمیق بین سازمان سیا و متحدین آن با KGB بود. قبلا در کانال درباره برخی از موارد مرتبط با KGB در ایران صحبت کردم. مثلا داستان احمد مقربی که برجسته ترین آن بود. با این حال، یکی از جالب ترین درگیری های شوروی و ایالات متحده آمریکا در مسئله یوگوسلاوی و معاون تیتو بود. تیتو خاطره ای از دوران انقلاب تعریف کرده است که مطالعه آن جالب است.
شایان ذکر است، تیتو دولتی که خود پس از جنگ جهانی دوم تأسیس کرد را «کمونیست» مینامید، اما از شوروی مستقل بود. او سپس یکی از رهبران «جنبش غیرمتعهدها» شد. او که از کُرواتها بود در سالهای جنگ جهانی دوم رهبری نبردهای پارتیزانی با نیروهای آلمانی را برعهده داشت. اندکی پس از مرگ وی، یوگسلاوی دچار فروپاشی سیاسی شد.
در هر صورت، تیتو در خاطره خود گفت که چند سال پس از پیروزی انقلاب از اداره اطلاعات و امنیت اتحاد جماهیر شوروی (کاگب) اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سیا وجود دارد. تمام تلفن ها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم اما هیچ نشانی از ارتباطات مشکوک پیدا نکردیم، پس از مدتی مجبور شدیم درخواست شناسایی جاسوس را برای روسیه ارسال کنیم.
از کا.گ.ب به وی اطلاع می دهند معاون اول، همان جاسوس است. تیتو از این خبر متحیر می شود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی می خواهد بماند. در یک جلسه دو نفری اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی پرسیدم تو جاسوس سیا هستی؟ معاون اول او که متوجه شد قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف کرد.
تیتو از او پرسید، از چه زمانی با سیا همکاری داری؟
پاسخ داد: از زمان دانشجویی قبل از پیروزی انقلاب در زمان جنگ های چریکی
در این مدت با تمام کنترل های امنیتی، هیچ ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد؟
پاسخ داد: الان هیچ ارتباطی با سیا ندارم. سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام را انجام می دهم.
مسئولیت تو چیست؟
پاسخ داد: به من ماموریت داده شده تا در سپردن پست ها به افراد غیرتخصصی عمل کنم و تا کنون هم این گونه عمل کرده ام.
تیتو می گوید: نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است! هیچ کس سر جای خودش نیست. مثلا طرف تحصیل کرده حوزه کشاورزی است اما وزیر حوزه امنیت است.
معاون تیتو می گوید: تحلیل سیا این بود که با این روش، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود.
خلاصه اگر یک انقلاب را نتوان با کودتا یا حمله خارجی شکست داد، می توان آن را از درون فرسوده کرد با ایجاد ساختاری که در آن افراد شایسته در جای درست قرار نگیرند، تصمیمگیری مختل شود، نهادها ناکارآمد شوند و حکومت به تدریج اعتماد و توانایی حل مسئله را از دست بدهد.
فارغ از اینکه این روایت را تا چه اندازه بتوان با اسناد اولیه تاریخی تأیید کرد، ایده مرکزی آن بسیار مهم است. جنگ اطلاعاتی الزاما به معنای سرقت اسناد محرمانه یا کشتن یک مقام نیست. گاهی هدف، تغییر دادن کیفیت تصمیم گیری یک حکومت است.
یک دولت ممکن است همچنان ارتش داشته باشد، بودجه داشته باشد، وزارتخانه داشته باشد و حتی از نظر ظاهری قدرتمند به نظر برسد اما اگر افراد نامناسب در موقعیتهای حیاتی قرار بگیرند، ساختار حکومت به تدریج توانایی شناخت مسئله، تصمیم گیری و اجرای تصمیم را از دست می دهد.
در چنین شرایطی، دشمن الزاما لازم نیست دولت را سرنگون کند. ممکن است کافی باشد کاری کند که دولت خودش نتواند درست کار کند.
و این شاید یکی از مهمترین مفاهیم جنگ سرد باشد که نبرد میان قدرت ها فقط بر سر تصرف سرزمین نبود بر سر تصرف، تخریب یا تغییر سیستم تصمیم گیری طرف مقابل نیز بود.
@aioooir | #ussr_kgb
Post #2607
333
- 👍 9
- ❤ 1