بیست و هفتم شهریورماه سالروز درگذشت سیّد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت. از آثار شعری این شاعر آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد. شعری که میخوانید سرودۀ اوست.
حماسۀ ایران
سالها مشعل ما پیشرو دنیا بود
چشم دنیا همه روشن به چراغ ما بود
دُرجِ دارو همه در حُکم حکیم رازی
برجِ حکمت همه با بوعلیِ سینا بود
قرنها مکتب قانون و شفای سینا
با حکیمان جهان مشقِ خطی خوانا بود
عطر عرفان همه با نسخۀ شعر عطّار
اوج فکرت همه با مثنوی ملّا بود
داستانهای حماسی بسرود و بسزا
خاص فردوسی و آن همّت بیهمتا بود
کلک سحّار نظامی به نگارینتذهیب
کلک مشّاطۀ طبعی که عروسآرا بود
پند سعدی کلمات ملکالعرش عَلا
غزل خواجه سرود ملأ اعلا بود
عاشقی پیشه کن ای دل که به دستان گویند
وامقی بود که دلباختۀ عَذرا بود
گر سخن از صفت قهر و غرور ملّیست
کاوۀ ماست که بر قاف قرون عنقا بود
تاج تاریخ جهان کورش اَهْخامَنِشیست
کز قماش و منشی محتشم و والا بود
عدل کسرا چه هماییست همایونسایه
که نه بر صحنۀ تاریخ چنین سیما بود
شاهِ شطرنجِ فتوحات، همانا نادر
کز سلحشوری و لشکرشکنی غوغا بود
شمع در پردۀ فانوس بهپروا سوزد
ناز پروانه که بیپرده و بیپروا بود
آنچه شاهِ ولی و صوفی صافیمشرب
به صفای تو که دردانۀ این دریا بود
هر گلی کز چمن باغ جنان آبی خورد
نازپروردۀ این خاک عبیرآسا بود
بس توحّش که درو شد به تمدّن تبدیل
آمدن یرغو و رفتن یَسَق و یاسا بود
خاتمِ گمشده را باز بجو ای ایران
که بدان حلقه جهان زیر نگین ما بود
شهریار از تو نوای نی و ناقوس خوش است
این غزل را نسب از کوسِ بلندآوا بود
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
Post #4723
1.6K