هجدهم شهریورماه سالروز درگذشت جلال آلاحمد
اگر جلال در نوشتههایش تلگرافی، حساس، دقیق، خشمگین، افراطی، خشن، صریح، منزّهطلب و حادثهآفرین است، اگر در نوشتههایش میان سیاست و ادب، ایمان و کفر، اعتقاد مطلق و بیاعتقادی در جدال است، در زندگی روزمره نیز همینطور است. مشکل جلال که خودش مشکل بسیاری از بندگان خدا را مطرح کرده در دوگانگی شدید میان زندگی روحی و جسمی است و شک نیست که ریشههای عمیق خانوادگی هم دارد. شاید این دوگانگی او را به حادثهجویی کشانده است. شاید هم حادثهجو خلق شده است. هر طور که باشد زندگی جلال را میتوان اینطور خلاصه کرد: به ماجرا یا حادثهای پناه بردن، از آن سر خوردن و رها کردنش ـ که خود غالباً به حادثهای انجامیده است ـ آنگاه به خلق حادثهای تازه یا به استقبال ماجرایی نو شتافتن.
غروب جلال، سیمین دانشور، تهران، انتشارات رواق، ص ۷-۸.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
Post #4715
2.25K
