وقتی معلمان دچار فرسودگی ناشی از همدلی میشوند؛ راهکارهایی برای ذهنآگاهی و شفقتورزی
در سالهایی که در مدارس دولتی تدریس میکردم، بارها میدیدم که بسیاری از دانشآموزان بهدلیل فقر و شرایط سخت زندگی، فشار روانی زیادی را تحمل میکردند. بعضی از آنها در محلههایی زندگی میکردند که خشونت و فعالیت گروههای خلافکار در آنها بسیار عادی بود. بسیاری از این کودکان از تغذیه و مسکن مناسب محروم بودند و در زندگی روزمرهشان، چه در محله و مدرسه و چه در خانه، با انواع آسیبهای اجتماعی و تجربههای تلخ روبهرو میشدند. همانطور که نشریهی آتلانتیک گزارش داده است، محل زندگی و سطح درآمد با میزان و نوع بحرانها و خشونتهایی که کودکان ممکن است تجربه کنند، ارتباط دارند.
معلمان، بهویژه آنهایی که در مناطق کمبرخوردار کار میکنند، اغلب در مواجهه با این شرایط، احساس میکنند مسئول حمایت از دانشآموزانی هستند که چنین تجربههای تلخی دارند، اما منابع و امکانات کافی برای کمک به آنها و خانوادههایشان در اختیار ندارند.
تعریف فرسودگی ناشی از همدلی
همدلی یعنی توانایی درک احساسات و تجربههای دیگران و دیدن دنیا از زاویهی نگاه آنها. وقتی با کسی همدلی میکنیم، تلاش میکنیم بفهمیم او چه احساسی دارد و گاهی بخشی از آن احساس را نیز در خود تجربه میکنیم؛ همین توانایی، شکلدهندهی بسیاری از رفتارهای انسانی مانند حمایت، همکاری، احترام و کمک به دیگران است.
اولین بار اصطلاح «فرسودگی ناشی از همدلی» را از دکتر «جون هلیفکس»، معلم، نویسنده و انسانشناس شنیدم. او از این اصطلاح برای اشاره به حالتی استفاده میکند که فرد بارها و بارها در معرض رنج و تجربههای ناخوشایند دیگران قرار میگیرد و این رنج را چنان عمیق درک میکند که ممکن است خودش نیز دچار اضطراب و آشفتگی شود و برای رهایی از این فشار، بخواهد از فرد رنجدیده فاصله بگیرد تا بتواند خود را از هجوم احساسات منفی محافظت کند. از نظر هلیفکس، این تجربه در حرفههایی مانند آموزش و مراقبتهای پزشکی مصداق دارد.
من هم با او موافقم. وقتی برای اولین بار این اصطلاح را شنیدم، عمیقا با آن ارتباط برقرار کردم و احساس کردم دقیقا همان تجربهای را توصیف میکند که خودم نیز از سر گذراندهام.
ادامهی مطلب را در لینک زیر بخوانید.
✏️ @AfroozSchool
Post #1284
1.5K