TGViewer
آفاق آفاق @afa_gh · 456 subscribers
Post #10596 8
آفاق #داستان_کوتاه #چهره #آلیس_مونرو #قسمت_پنجم توی مراسم خاکسپاری پدرم، خانم موسفیدی به من گفت: «مادرت یک قدیسه است.» بلافاصله از او بدم آمد. آن موقع سال دوم دانشگاه بودم، وارد اتحادیه پدرم نشده بودم، حتی دعوت هم نشده بودم که ملحق شوم. دوست‌های من همه تصمیم…
#داستان_کوتاه
#چهره
#آلیس_مونرو
#قسمت_ششم

تا اینجا طوری نوشته‌ام که انگار پدرم دیو داستان و مادرم ناجی و محافظ من بوده است و اعتقاد دارم که این برداشت درست است. اما حتی پیش از آنکه به مدرسه بروم، آن‌ها تنها آدم‌های داستان من نبودند و فضای خانه تنها جایی نبود که من می‌شناختم. در ماجرایی که مدت‌هاست آن را فاجعهٔ بزرگ زندگی‌ام می‌دانم، پای شخص دیگری هم در میان بود.
فاجعهٔ بزرگ زندگی‌ام. از نوشتن این عبارت خجالت می‌کشم و نگرانم که به نظر هزل یا نوعی خودخواهی زننده بیاید. شاید درست نباشد که زندگی خودم را این‌طور ببینم و درباره‌اش حرف بزنم، وقتی که راه گذران زندگی‌ام را خودم تعیین کردم.
من هنرپیشه شدم. تعجب کردید؟ دورهٔ دانشگاه با کسانی می‌گشتم که توی تئاتر فعال بودند و سال آخر نمایشی را کارگردانی کردم. طنزی ساخته بودم که چطور می‌توانم طوری نقشی را اجرا کنم که تمام مدت نمایش طرف سالم صورتم به تماشاچیان باشد و هر وقت که لازم باشد، روی صحنه عقب‌عقب راه بروم. اما هرگز کار به اجرای این نقشه نکشید.
آن روزها از رادیوی ملی نمایش‌های دائمی پخش می‌شد و یک برنامهٔ اسم‌ورسم‌دار هم یکشنبه‌عصرها اجرا می‌شد؛ اجراهایی از رمان‌های شکسپیر و ایبسن. صدای من به‌طور طبیعی انعطاف‌پذیر بود و با کمی آموزش بهتر هم شد. اوایل نقش‌های کوتاهی به من می‌دادند. اما وقتی تلویزیون باعث شد برنامه به‌کل تعطیل شود، من هر هفته برنامه داشتم و اسمم برای شنونده‌های پروپاقرص شناخته‌شده بود، هرچند برنامه شنوندهٔ چندانی نداشت.
بعد از آنکه دوران هنرپیشگی‌ام سر آمد، به‌خاطر صدایم راحت توانستم کاری به‌عنوان مجری برنامه پیدا کنم؛ اوایل توی وینیپگ و بعد در تورنتو. بیست سال آخر عمر کاری‌ام مجری برنامهٔ گلچینی از موسیقی بودم که روزهای هفته بعدازظهرها پخش می‌شد. آن‌طور که بیشتر شنونده‌ها فکر می‌کردند، من آهنگ‌ها را انتخاب نمی‌کردم. ذوق موسیقی چندانی ندارم. اما لحن کمی بذله‌گویی که داشتم، شخصیتم را قابل‌قبول نشان می‌داد.

ادامه دارد...
#باهم_کتاب_بخوانیم

https://t.me/Afa_Gh
Telegram آفاق آفاق را گردیده‌ام، مهر بتان ورزیده‌ام بسیار خوبان دیده‌ام، اما تو چیز دیگری @z_o_h_r_e_h_b
  • ❤ 1
More from @afa_gh
  1. Oct 3, 2026فریادی و دیگر هیچ. چرا که امید آن‌چنان توانا نیست که پا بر سرِ یأس بتواند نهاد. بر بسترِ س…
  2. Oct 3, 2026یک‌روز می‌آیی که من، دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستم یک‌روز می‌آیی ک…
  3. Oct 3, 2026به رغم شب، نور را در بر خواهیم گرفت، دشمنان‌مان را فراموش خواهیم كرد و پیروزی شكوهمند است.…
  4. Oct 3, 2026«خودت رو دوست داری؟!» نمی‌دونم چرا، ولی این اولین سوالی بود که ازم پرسید. بهش نگاه کردم و…
  5. Oct 3, 2026فاضلی با صورتی قبیح و هیأتی کریه، گوید که: با دوستی در راهی ایستاده بودم و سخن می‌گفتم. زن…
  6. Oct 3, 2026ما نقد عافیت به می ناب داده‌ایم خار و خس وجود به سیلاب داده‌ایم رخسار یار گونه آتش از آن گ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →