تو از باغ آمدی، از خلوت آغوش آهوها
قدمهای تو میگفتند
تو ما را میشناسی،
تو، یقیناً میشناسی، تو
و با تو هجرت یک گام و گام دیگرت،
مبعوث در جولان
و من گفتم به پهلوی چپت بنگر، شب
مهتاب در دوران
ز ایوانهای مرمرپوش رویایم
دو پای تو دو سایه
دو تصویر درشت نورافکنهای گلها بود
دو تصویر درشتی که دریغا دور میگشتند
و ایوانهای مرمرپوش رویاها
فرو میریخت
#رضا_براهنی
https://t.me/Afa_Gh
Post #10563
35

- ❤ 1
- 🕊 1