بیایید کمی از دنیا فاصله بگیریم و لحظهای را در بهشت تصور کنیم،
تنها گوشهای از وصف بهشت، چون آنچه در آنجاست فراتر از تصور انسان است؛ نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده است.
ناگهان همهٔ انسانها در برابر پروردگار جمع میشوند؛ کافران به سوی دوزخ برده شدهاند و منافقان جدا گشتهاند، و تنها پاکانِ مؤمن باقی ماندهاند،
خدا ما را از آنان قرار دهد.
حساب پایان یافته و اکنون نوبت رفتن است، فرشتگان آنان را به سوی بهشتی میبرند که وسعتش به اندازهٔ آسمانها و زمین است.
تصور کن؛ کاروانی از مؤمنان به سوی بهشت روانه است؛ پیشاپیش آنان پیامبراناند و در رأس همه، رسول الله ﷺ.
چهرهها چون ماه شب چهارده میدرخشند،
و هر گروه از دری وارد میشود که ویژهٔ عمل آنان است؛
هشت دَرِ بهشت، هر دَر، فاصلهای به اندازهٔ دهها سال مسیر دارد.
هر کس از درِ مخصوص خود وارد میشود؛
و برخی از چند در صدا زده میشوند،
و ابوبکر صدیق از همهٔ درهای بهشت فراخوانده میشود.
درها بستهاند، اما پیامبر ﷺ میآید، حلقهٔ در را میکوبد.
نگهبان بهشت میپرسد: تو که هستی؟
میفرماید: «من محمدم.»
و پاسخ میآید:
« دستور داده شده که درها را پیش از همه برای تو بگشایم.»
درها گشوده میشود…
نوری عظیم سراسر عالم را فرا میگیرد،
و ندا آغاز میشود؛ نامها خوانده میشوند، و مؤمنان یکییکی وارد میگردند؛
فرشتگان به استقبالشان میآیند و میگویند:
﴿سَلَامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ﴾
این پاداش صبر شماست…
در همان لحظهٔ ورود، شگفتی آغاز میشود:
زمین بهشت، آسمانش، رودها، قصرها، میوهها، خیمهها، طلا و مروارید، همه در برابر چشم جان ظاهر میشوند.
هر کس قصر خود را میشناسد، همانگونه که در دنیا خانهاش را میشناخت.
دیدار آغاز میشود؛
مؤمنان عزیزان از دسترفتهشان را میبینند،
فرزند، مادر، دوست، همه در کنار هم.
در بهشت، چیزی که نفس بخواهد، همان لحظه حاضر میشود؛
نه رفتنی در کار است و نه خواستنی بیپاسخ.
نه خورشید هست، نه سرما؛
روشنایی از عرش رحمان میتابد.
نه پیری هست، نه خستگی،
همه در سن جوانی، حدود سی سال، در نهایت زیبایی و آرامشاند.
سایهٔ درختان به اندازهٔ صدها سال راه است،
هرگاه میوهای بخواهی، خودش به سوی تو میآید.
در میان نعمتها، ناگهان مرگ آورده میشود؛
به شکل یک قربانی، و میان بهشت و جهنم ذبح میگردد.
و ندا میآید: «ای اهل بهشت، جاودانهاید؛ دیگر مرگی نیست.»
و آن لحظه،
شاید بزرگترین لحظه، همان باشد که خداوند میفرماید:
﴿قَدْ رَضِيتُ عَلَيْكُمْ فَلَا أَسْخَطُ عَلَيْكُمْ أَبَدًا﴾
«از شما راضی شدم، و هرگز بر شما خشم نخواهم گرفت.»
#بهشت
@Raaasekh | راسخ
Post #5324
403
Forwarded from کانال راسخ | 🇵🇸
- ❤ 6