درسهایی از صحیح بخاری (قسمت یکم)
عموم علمای اهل سنت تقریباً از قرن چهارم به بعد ـ به جز نوادری از فقها و محدثان مالکی مثل ابن عبدالبر که موطأ را برتر می دانند و گروهی از علمای مغرب که بر اولویت صحیح مسلم تاکید می کنند ـ صحیح بخاری را صحیح ترین کتاب بعد از قرآن دانسته اند. جایگاه این کتاب و تثبیت منزلت آن نزد اهل سنت تا حدی است که در قرن هشتم و نهم ابن خلدون آرزو می کرد که کسی پیدا شود و شرح جامعی بر این کتاب بنویسد. دیری نپایید که این آرزوی ابن خلدون را شاگردش ابن حجر عسقلانی در عصر ممالیک جامه عمل پوشاند و از آن به بعد چندین شرح جامع دیگر بر این کتاب نگاشته شد. برپایی و ابداع نخستین آیین های موسوم به "ختم بخاری" در عصر ممالیک که با تألیف شرح های جامع و مبسوط بر این کتاب در همین دوران مقارن شد، بر اهمیت و جایگاه شبه قدسی این کتاب در میان عامه اهل سنت بیش از پیش افزود... باری ما در این مختصر در پی واکاوی این مسائل دامنه دار نیستیم و صرفاً می کوشیم ماحاصل خوانش خود از این کتاب را به خوانندگان گرامی عرضه کنیم. در این سلسله دروس ـ که احتمالاً بر دهها درس بالغ شود ـ نکاتی که به نظر بنده مهم و جالب می آمد را مختصراً ارائه خواهیم کرد.
* تعریف اصطلاح «مسلمان» و چیستی «اسلام برتر»
بخاری در ابتدای کتاب خود و در «کتاب الایمان» احادیثی را آورده که معنای واژه ی «مسلمان» و نمونه ی برتر «اسلام» (أَيُّ الْإِسْلَامِ أَفْضَلُ) را تبیین می کنند:
ـ عَنْ النَّبِيِّ قَالَ الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ
ـ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْإِسْلَامِ أَفْضَلُ قَالَ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ
در روایت نخست، اصطلاح مسلمان بر کسی اطلاق شده است که دیگر مسلمانان از زبان و دست او در آرامش باشند و در روایت بعدی همین تعریف، سنجه و ویژگی «اسلام برتر» خوانده شده است. ابن حجر عسقلانی در شرح روایت اول و اینکه چرا لفظ مسلمان با الف و لام آمده است سه احتمال را ذکر می کند. ابن حجر این پیش فرض را در ذهن خود دارد که مراد از مسلمان در این روایت، صرفاً شخص پایبند به آموزه های دین اسلام است و با مسلّم انگاشتن این پیش فرض، می کوشد تا تفسیری درخور برای رابطه ی بین ایمان و عقیده از یک سو (اسلام به مثابه باور)، و سلوک و رفتار از سوی دیگر(اسلام به مثابه باور) ارائه دهد. فلذا او در شرح روایت بعدی می نویسد: «منظور این است که کدام مسلمان، برتر است» (ابن حجر، فتح الباری، 1/55 _ دار المعرفة بيروت).
ماحصل سخن ابن حجر این است که مسلمانیِ شخص، با این ویژگی مهم (در امن و امان بودن دیگران نسبت به زبان و دست وی) کامل شده و این ویژگی از سایر ویژگی های مسلمانی، مهم تر و برتر است: «أَنَّ أَفْضَلِيَّةَ الْمُسْلِمِ حَاصِلَةٌ بِهَذِهِ الْخَصْلَةِ... وَإِذَا ثَبَتَ أَنَّ بَعْضَ خِصَالِ الْمُسْلِمِينَ الْمُتَعَلِّقَةِ بِالْإِسْلَامِ أَفْضَلُ مِنْ بَعْضٍ حَصَلَ مُرَادُ الْمُصَنِّفِ...» (همان)
البته می توان بدون خدشه وارد کردن به تفسیر ابن حجر، اسلام و مسلم در این دو روایت را به معنای تحت اللفظی و نخستین آن در نظر گرفت که همانا شخص "مُسالِم" (صلح جو و اصطلاحاً بی آزار) است؛ چنانکه اسلام (مصدر باب افعال) نیز در اصل به معنای داخل شدن در صلح (سِلم) است: «والْإِسْلَامُ: الدّخول في السّلم، وهو أن يسلم كلّ واحد منهما أن يناله من ألم صاحبه» (الراغب، مفردات فی غریب القرآن، ص423، دارالقلم) [1]
ارجاعات:
[1]. چنین بحثی را می توان در بررسی لفظ مؤمن و مصدر آن در باب افعال (ایمان) نیز پیش کشید که در برخی احادیث دیگر به این شکل آمده اند. گفتنی است ما در کتاب "احکام دیه نفس در فقه مقارَن" و ذیل بحث از آیه92 النساء، به شکل تفضیلی به این موضوع پرداخته ایم که ان شاء الله مجدداً آن را بازنشر خواهیم کرد.
Post #2
2.41K
- 👍 9
- 👎 1