محافظهکاری و حقوق بینالملل
اساسنامهی رم از دل سنت حقوقی غرب - از حقوق طبیعی و گروسیوس تا نورنبرگ - بیرون آمده است، اما در قرائت خود از مسئولیت کیفری فردی و عدالت فراملی، بخشی از حاکمیت مطلق دولت را محدود میکند. اگر اصل اساسی این باشد که افراد، حتی مقامات دولت، در برابر برخی جرایم بینالمللی مسئولیت فردی دارند، آنگاه مشروعیت سیاسی دولت بهتنهایی مصونیت کیفری ایجاد نمیکند. این ایده از نورنبرگ آمده و در اساسنامهی رم تثبیت شده است.
این اساسنامه، صلاحیت دیوان کیفری بین المللی (ICC) را نسبت به نسلکشی، جنایت علیه بشریت، جنایات جنگی و تجاوز تعریف میکند. دربارهی ICC خاصه باید این نکته را گوشزد کرد که اتفاقا مهمترین محکومان آن شخصیتهای متعلق به اردوگاه شرق بودهاند: پوتین، قذافی، عمر البشیر و رهبران صرب. ICC در پروندهی غزه، در کنار بنیامین نتانیاهو، حتی محمد ضیف (فرمانده شاخه نظامی حماس) را هم محکوم و تحت تعقیب قضایی قرار داد. با این وجود چرا دولتها با تصمیمات این نهاد به شکل گزینشی برخورد میکنند؟
نویسندگان مقالهی زیر - که یکیشان از سردبیران مجلهی محافظهکار American conservative هم هست - استدلال میکنند که ازقضا محافظهکاران امریکایی نسبت به حقوق بینالملل و ابزارهای آن گشوده بودند. این مقاله با عنوان "پرونده محافظهکار برای حقوق بین الملل؛ چرا جناح راست ایالات متحده باید فضایل یک نظم حقوقی جهانی را دوباره کشف کند؟" در مجله فارنپالسی منتشر شده است. برای مطالعهی متن کامل آن اینجا کلیک کنید.
@AdnanFallahi
Post #1457
1.08K